Amin-10-21 - شبکه اجتماعی ایرانیان     

مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
Amin-10-21
شاد و سرحال
1364-04-01
m - مجرد
اسلام
خوزستان
لیسانس
ورزشی
وزن: 86 - قد: 178
رفته ام
نمی کشم
Forza buffon forza azzurri

بازدیدکننده


امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
مادر یعنی زندگی

مادر یعنی عشق

مادر یعنی مهر

مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت ، اشک میریزه

با خنده هات می خنده

مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر...

لبخندت ، زندگی میکنه

مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت

و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...

مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو

میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی

مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی تا صبح

بالا سرت می شینه و نگرانه

مادر یعنی اون فرشته ای ، که وقتی موقع کار میگی خسته شدم

با اینکه پاهاش درد میکنه میگه تو بشین مادر من انجام میدم

مادر یعنی اون فرشته ای که هیچ وقت باور نمیکنی مریض بشه یا پیر

بشه چون همیشه و توی هر حالتی به روت لبخند میزنه

مادر یعنی اون فرشته ای که طاقت دیدن اشکاش رو نداری ...

مادر یعنی همه زندگی ...
5 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
????
????
اگر به جای گفتن:
دیوار موش دارد و موش گوش دارد،
بگوییم:

"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."

نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای مراقبت مردم، ”مراقبت خدا“را در نظر دارد!

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:
بچه را ول کردی به امان خدا !
ماشین را ول کردی به امان خدا !
خانه را ول کردی به امان خدا !

واینطور شد که "امان خدا" شد؛ مظهر ناامنی!

ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم، امان خداست....

????
????????⭕️✨????????
دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
این تکنولوژی هم خوبه هااا...!!
.
.
.
.
.
سوپری محله هم کانال تلگرام زده...!!
شیر رسید...
نان تمام شد...
داش مهدی حسابت رو بیا تسویه کن...!!!
4 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبر


دویدم گفتم چیه بابا در میزنن؟
الله اکبر
????
گوشیت زنگ خورد؟
الله اکبر
????
مهرت گم شد؟
الله اکبر
????
کسی طوریش شده؟
الله اکبر
????
بو سوختنی میاد؟
الله اکبر
????
جک جونور دیدی؟
الله اکبر
????
گفتم خب بابا یکم راهنمایی کن..!!
با عصبانیت داد زد:
الله اکبر..????????????
(دستشم به نشونه ی خاک بر سرت تکون داد)
بعد که نمازش تموم شد گفت:خاک توسر نفهمت یه ساعته دارم میگم نزن یه کانال دیگه دارم اخبار گوش میدم
????????????????
????????????????
????
دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
این چه وضعشه اخه ؟!.......
شاهین و شَهین تو انگلیسی اینجور نوشته میشه shahin
.
.
.
.
سه ماهه دارم مخ یکی رو میزنم
آخرش فهمیدم شاهینه.....
مسئولین رسیدگی کنن لدفن
5 دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺑﯿﺮﻡ ﮔﻔﺘﻢ :
ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﺮﻡ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ؟ ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ : ﻭﺍﺟﺒﻪ؟
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ ﻣﺴﺘﺤﺒﻪ !
.
.
.
ﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﺑﻌﺪ از ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﮐﻼ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺮﻡ ﺳﺮ ﮐﻼس!!
فکر کنم ﻣﮑﺮﻭه بود، ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﻔﺘﻢ
5 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين

ﺍﺯ ﺗﺸﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺮﻣﯿﮕﺸﺘﯿﻢ
زن صاحب عزا ﺩﺍﺷﺖ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯿﮑﺸﺖ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ زناي همسايه شون ﮔﻔﺖ
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺪﻝ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﻗﺸﻨﮕﻪ !







ﯾﻬﻮ زنه ﺻﺎﻑ ﻧﺸﺴﺖ ﮔﻔﺖ :
تازه ﺍﻻﻥ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﺲ ...????????????????
5 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين

بعد از نمایش یک فیلم ایرانی,بادوستان خارجی نشسته بودیم به گفتگو

یکیشان پرسید:آن پسرک سر چهار راه چه میفروخت؟
مواد مخدر یا .....؟
من پاسخ دادم فال میفروخت
پرسید فال چیه؟ گفتم شعرهای شاعر بزرگمان حافظ.
با هیجان گفت:یعنی شما از کشوری می ایید که در خیابانهایش شعر میفروشند؟ و مردم عادی پول میدهند و شعر میخرند؟
میرفت سر میزهای مختلف و با شگفتی این را به همه میگفت
و این یعنی زاویه دید: یکی سیاهی میبیند. و یکی زیبایی
1 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل

گاهی،

برای رهاشدن از زخم های زندگی

باید بخشید و گذشت ....

میدانم که بخشیدن کسانی که

از آنها زخم خورده ایم،

سخت ترین کار دنیاست....

ولی،،

تا زمانی که هر صبح چشمان خود را

با کینه باز کنیم

و

آدمها و خاطرات تلخ را زنده نگه داریم

و در ذهن خود هر روز

محاکمه شان کنیم....

رنگ آرامش را نخواهیم دید !!

گاه،،،

چشم ها را ، باید بست

و از کنار تمام بد بودنها گذشت..

{-35-} {-35-} {-35-}

2 دیدگاه |
و 13 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين

مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود ، درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد...!

وقتي مسافر روي زمين سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب مي شد اگـر تخت خواب نـرمي در آن جا بود و او مي تـوانست قـدري روي آن بيارامد. فـوراً تختي كه آرزويـش را كرده بود در كنـارش پديـدار شـد !!!

مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. كاش غذاي لذيـذي داشتم...

ناگهان ميـزي مملو از غذاهاي رنگارنگ و دلپذيـر در برابرش آشـكار شد. پس مـرد با خوشحالي خورد و نوشيد...

بعـد از سیر شدن ، كمي سـرش گيج رفت و پلـك هايش به خاطـر خستگي و غذايي كه خورده بود سنگين شدند. خودش را روي آن تخت رهـا كرد و در حالـي كه به اتفـاق هاي شـگفت انگيـز آن روز عجيب فكـر مي كرد با خودش گفت : قدري مي خوابم. ولي اگر يك ببر گرسنه از اين جا بگـذرد چه؟

و ناگهان ببـري ظاهـر شـد و او را دريد...

هر يك از ما در درون خود درختي جادويي داريم كه منتظر سفارش هايي از جانب ماست.

ولي بايد حواسـمان باشد ، چون اين درخت افكار منفي ، ترس ها ، و نگراني ها را نيز تحقق مي بخشد.

بنابر اين مراقب آن چه كه به آن مي انديشيد باشيد...

سخن روز :مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است
دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات