SOGAND95 - شبکه اجتماعی ایرانیان     

مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
SOGAND95
0000-00-00

بازدیدکننده


SOGAND
شبکه اجتماعی ایرانیان
SOGAND
سربازي مشغول خدمت بود . . .

هر کاغذي را که ميديد برميداشت و ميخواند و ميگفت: اين نيست!

سرانجام مسؤلان نظامي او را به تيمارستان بردند و يک تيم پزشکي تشخيص داد بايد معاف شود.



سرباز وقتي کاغذ معافيت را ديد، خنديد و گفت:
.
.
.



.
.
همين بود!! {-33-}
3 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
SOGAND
شبکه اجتماعی ایرانیان
SOGAND
جفر به بچش می گه برو 2تا نون از همسایه بگیر










بچه میره، میاد میگه نداد...
جفر می گه: عجب همسایه خسیسیه برو از یخچال خودمون بیار {-33-}
3 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
SOGAND
شبکه اجتماعی ایرانیان
SOGAND
جفر رفت حج.
وقتی از حج برگشت رفت سراغ بقالی محلشون.
به مغازه دار گفت دفترهای قرض رو در بیار.




صاحب مغازه خیلی خوشحال شد و با خودش گفت:
خیلی خوبه،اومده قرضشو ادا کنه و پولمو بهم بده.
وقتی دفتر رو در آورد،جفر به صاحب مغازه گفت اسم من رو توی دفتر پیدا کن.
صاحب مغازه گفت؛
بله! این هم اسم مبارک شماست

جفر گفت؛ آفرین!
حالا جلو اسمم یه حاجی اضافه کن! {-33-}
4 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
SOGAND
شبکه اجتماعی ایرانیان
SOGAND
خداوند مرد را آفريد،
مرد تشنه بود،خداوند آب را آفريد.
مرد گرسنه بود خداوند نان آفريد.
مرد سردش بود خداوند آتش آفريد.
بعد خداوند ديد مرد خيلي داره بهش خوش ميگذره





زن را آفريد!!!
چه معنی داره به مرد خوش بگذره
والاا {-18-} {-18-} {-18-}
5 دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
SOGAND
شبکه اجتماعی ایرانیان
SOGAND

عشق مجازی ارزش دل بستن نداره خودتو معطل نکن {-3d37-}

  • عشق مجازی ارزش دل بستن نداره خودتو معطل نکن
  • 3 دیدگاه |
    و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    SOGAND
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    SOGAND

    هنرو خلاقیت زیبا در آرایش!!

  • هنرو خلاقیت زیبا در آرایش!!
  • دیدگاه |
    و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    SOGAND
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    SOGAND

    ﻣﺎﻣﺂﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻮﻫﺎﻣﻮ ﺭﻧﮓ ﮐﻨﻢ؟
    ﻣﺎﻣﺎﻥ : ﻧﻪ
    ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﻣﻮ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﻡ ؟
    ﻣﺎﻣﺂﻥ : ﻧﻪ
    ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﺑﭙﻮﺷﻢ؟
    ﻣﺎﻣﺂﻥ : ﻧﻪ



    ﻣﺎﻣﺂﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺭﮊ ﺑﺰﻧﻢ؟
    ﻣﺎﻣﺂﻥ : ﻧﻪ
    ﻣﺎﻣﺂﻥ ﭼﺮﺍ ﻫﺮﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﯿﮕﯽ ﻧﻪ؟
    ﻣﻦ ۱۸ ﺳﺎﻟﻢ ﺷﺪه
    ﻣﺎﻣﺂﻥ : سعید ﺧﻔﻪ ﻣﯿﺸﯽ ﯾﺎ ﺑﯿﺎﻡ ﺧﻔﺖ ﮐﻨﻢ؟ {-3d6-}

    3 دیدگاه |
    و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    SOGAND
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    SOGAND

    با گل رفتم بیمارستان نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟ گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با اون سیبیلات * {-3d5-}

    دیدگاه |
    و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    SOGAND
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    SOGAND

    یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﻧﺎﺳﺎﻟﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :

    ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﭘﯿﭻ ﻭ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺒﺮﻡ

    ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﻢ که ﺍﺻﻮﻻ ﺁﺩﻡ
    ترسوییه
    ﻣﯿﮕﻢ : ﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ؟ {-3d6-}

    2 دیدگاه |
    و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    SOGAND
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    SOGAND

    مردی در کنار چاه زنی زیبا دید، از او پرسید: زیرکی زنان به چیست؟
    زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند
    مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید: چرا چنین میکنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم، دیدم خانم محترم و زیبارویی هستی، خواستم از شما سوالی بپرسم.
    در این هنگام تا قبل از اینکه مردم برسند زن سطل آبی از چاه بیرون کشید و آن را بر سر خود ریخت، مرد باتعجب پرسید: چرا چنین کردی؟
    زن خطاب به مردم که برای کمک آمده بودند گفت: ای مردم من در چاه افتاده بودم و این مرد جان مرا نجات داد، مردم از آن مرد تشکر کرده و متفرق شدند.
    دراین هنگام زن خطاب به مرد گفت :
    این است زیرکی زنان
    اگر اذیتشان کنی تو را به کام مرگ میکشند و اگر احترامشان کنی خوشبختت میکنند.
    شیطان که با فرزندش نظاره گر ماجرا بود در حالیکه سیگارش را میتکاند به فرزندش گفت: خاک بر سرت، یاد بگیر. {-3d37-}

    4 دیدگاه |
    و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

    تبلیغات