arshida_80 - شبکه اجتماعی ایرانیان     

مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
arshida_80
1380-01-25
f - مجرد
اسلام
کرمان
دندانپزشک آینده
معاف
نمی کشم
تشریح اعضای بدن

بازدیدکننده


ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム
من داغدارم!
برای آتش نشانی که سوختن همکارش را دید
مردی که آوار پلاسکو روی زندگی اش فرو ریخت
و برای همسری که چشم انتظار مرد قهرمانش گوش به زنگ است....
من عزادارم!
برای کشورم که قهرمانش را از دست داد
سرمایه ای که میان آتش سوخت
و کودکی که پدرش بازنخواهد گشت تا لبخندش را ثبت کند....
من متاسفم!
برای مردمی فرصت طلب!
برای دستهایی که برای کمک بلند نشد
2 دیدگاه |
و 10 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

یه دختر توو اینه بهم زل زده !
گریه میکنه !
نمیتونم اشکاشو پاک کنم !
نمیتونم بغلش کنم !
یکی کمکش کنه ...

3 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

.

4 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

+مامان‍؟
-هوم‍؟
+میخوام‍ با رفیقم‍ برم‍ پارک‍
-نه‍
+چرا؟
دختر تنهایی‍ با دوسش‍ جایی‍ نمیره‍
+باش‍
+مامان‍؟
-بله‍؟
+میخوام‍ برم‍ قدم‍ بزنم‍ دلم‍ گرفته‍
-تنهایی؟
+اره
-نه
+چرا?
-دختر تنهایی نمیره قدم بزنه یکم دیگه خوب میشی
+کاش دختر نبودم:)

3 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

.

4 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

.

1 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

.

1 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

.

دیدگاه |
و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム

بابا من همون دختریم که خنده از رو لباش نمی رفت

من همونی ام که به خاطرش کمرت خم شد
همونی که هوس پسر های هرزه رو به عشق پاک باباش فروخت
همونی که به خاطر همون هرزه جلوت وایستاد
همونی که به خاطرش اولین بار اشکت رو دیدم
همونی که الان اون هرزه بهش نارو زده
همونی که مثل کوه پشتش وایستادی و گفتی تقاص اشک دخترم رو می گیرم
آره همون دخترت...الان بریده
باباجونم منو میبخشی؟
من دیگه اون دختر سابق نیستم
دختری شدم که به جای خنده رو لباش اشک تو چشماشه
به جای قهقه هق هق می کنه
کاش هیچ وقت عشق و اعتمادت رو ارزون نمی فروختم بابایی




منبع:دل نوشته های خودم
2 دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ムrsみɨのム
شبکه اجتماعی ایرانیان
ムrsみɨのム


حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

منو یکم ببین سینه زنیمو هم ببین
ببین که خیس شدم عرق نوکریمه این

دلم یه جوریه ولی پر از صبوریه
چقدر شهید دارن میارن از تو سوریه

منم باید برم آره برم سرم بره
نذارم هیچ حرومی طرف حرم بره

یه روزیم بیاد نفس آخرم بره
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

یه دست گل دارم برای این حرم میدم
گلم که چیزی نیست برا حرم سرم میدم

برای قربونی اسماعیلو میدم به عشق
خودم با بچه هام فدای بانوی دمشق

منم یه مادرم پسرمو دوسش دارم
ولی جوونمو به دست بی بی میسپارم

بی بی قبول کنه بشه مدافع حرم
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

اونا که از جنون یه کلمه نفهمیدن
شبیه شامیا به گریه هام میخندیدن

کنایه میزنن دلمو میسوزنن و
میخوان با حرفاشون خالی کنن دل منو

قسم به اون بدن که چیدنش روی حصیر
منم شبیه اون عقیله ای که شد اسیر

به غیر زیبایی نمی بینم تو این مسیر
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

ای سایه ی سرم تا که تو رفتی همسرم
همش بهونه ی تو رو میگیره دخترم

به جای لالایی روضه براش میخونمو
دم بابا باباش داره میگیره جونمو

گناه دخترم چی بوده که بابا ندید
گلم بابا میخواد جواب ناله شو بدید

فقط رقیه جون صدای بچمو شنید
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات