comrade - شبکه اجتماعی ایرانیان     

مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
comrade
آروم و عادی
1364-07-01
m - مجرد
اسلام
تکنسین نصب سیستم های سرد کننده سرمایشی
وزن: 70 - قد: 170
رفته ام
نمی کشم
سنتی .

بازدیدکننده


احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی
I like many things in life. You first. The latest you have.
دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

شب خوش

خورشید

دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

Blow, blow, thou winter wind
Thou art not so unkind
As man's ingratitude;
Thy tooth is not so keen,
Because thou art not seen,
Although thy breath be rude.

Heigh-ho! sing, heigh-ho! unto the green holly:
Most freindship if feigning, most loving mere folly:
Then heigh-ho, the holly!
This life is most jolly.

Freeze, freeze thou bitter sky,
That does not bite so nigh
As benefits forgot:
Though thou the waters warp,
Thy sting is not so sharp
As a friend remembered not.
Heigh-ho! sing, heigh-ho! unto the green holly:
Most friendship is feigning, most loving mere folly:
Then heigh-ho, the holly!
This life is most jolly.

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

داستان کوتاه
مادر

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید،اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد:در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می‌خواهد برود یا نه: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این‌ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خوان دو هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد: من چگونه می‌توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی‌دانم؟..خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو، زیباترین و شیرین‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می‌خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست‌هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می‌دهد که چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان‌های بدی هم زندگی می‌کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی‌توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می‌شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.او به آرامی‌یک سوال دیگر از خداوند پرسید:خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهمیتی ندارد،می‌توانی او را مـادر صدا کنی.


2 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

use your
imagination

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

باز آی جانا
که دلنگیزترین جرعه تویی ،
و منم
تشنه ی یک قطره شراب لب دوست

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

ارادتمند

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

هوای بعضی ها
باید حسابی
حسابی ............

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

ولبخندی
بر لبان
هویدا
میگردد .
اسمش زندگیست .

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

ناگهان مرگ ما را در میابد .
هیچ فکر کرده ای.
Sudden death finds us.
You have no idea.

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات