این پروفایل خصوصی شده است.

غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل
تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود،
یادمان باشد
سنگها نه خرده حسابی باپاهای لنگ دارند
نه قرار و مداری با پاهای سالم!
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم ...
هر سقوطی
پایان کار نیست…
باران را ببین،
سقوط باران
قشنگترین "آغاز" است
هوای زندگیتان سرشار از لحظه های خوب باران ...

:گل:گل:گل

5 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل

همه عمر برندارم، سر ازاين خمار مستی

كه هنوز من نبودم، كه تو در دلم نشستی


تو نه مثل آفتابی، كه حضور و غيبت افتد

دگران روند و آيند و تو هم‌چنان كه هستی


چه حكايت از فراقت، كه نداشتم؟ وليكن

تو چو روی باز كردی، در ماجرا ببستی


دل دردمند ما را، که اسیر تست یارا

به وصال مرهمی ده، چو به انتظار خستی


گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست سعدی، کم خویش‌گیر و رستی


:گل:گل:گل



6 دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل

خدایا...

چه ساخته ای...؟!!!

دل آدمهایت

یکی از یکی

سنگی تر...

دروغ هایشان یکی از یکی

زیباتر...

نگاه هایشان یکی از یکی

معنی دارتر و سنگین تر...

روحشان یکی از یکی هفت رنگ تر...

و هر یک برای خود

یکی از یکی

؟؟؟؟

:گل:گل:گل


4 دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل

گاهی به خواستن نیست...

وقتی چیزی قرار نباشه اتفاق بیفته، حتی از دست سرنوشت هم کاری برنمیاد.

گاهی کوه به کوه که نه، آدم به آدم هم نمی رسه.

کنار هم پیر شدن، با کنار ایستادن و پیر شدن یکی دیگه رو دیدن، خیلی فرق داره...

بی رحم ترین شکل زندگی اینه که، یه نفر رو تووی خودت سرکوب کنی....

:گل:گل:گل

4 دیدگاه |
و 13 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل

کنار حوصله ام بنشین

بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره ی عشق

بنشان مرا به منظره ی باران

بنشان مرا به منظره ی رویش

من سبز می شوم

ستاره های کلامت را

در لحظه های ساکت عاشق

بر من ببار

بر من ببار تا که برویم بهاروار

چشم از تو بود و عشق

بچرخانم برحول این مدار

:گل:گل:گل

محمد رضاعبدالملکیان

1 دیدگاه |
و 14 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل


پاییزی را دوست دارم که

بارانش فقط برای شستن غمهایت باشد!

پاييز رو به اتمام است ,

از ته دل سپيدى و زيبايى و آرامش برف زمستان را آرزو دارم

تا با گرماى قلب پاکت برايت دلنشين باشد

:گل:گل:گل

پیشاپیش یلدا به همگی دوستان مبارک باد



10 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل

چه گویمت؟ که تو خود باخبرزحال منی

چو جان ، نهان شده در جسم پرملال منی

چو آرزو به دلم خفته ایی همیشه و حیف

که آرزوی فریبنده محال منی ...

:گل :گل :گل

زنده یاد سیمین بهبهانی

4 دیدگاه |
و 10 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
⭐️
آدمها
تا حد مردن
از خود خسته ات می کنند
ترکت نمی کنند
اما مجبورت میکنند
ترکشان کنی
آنگاه تو میشوی بنده ی سرتا پا خطا کار...!


8 دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل
میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”
وقتی یه سنگو تودریا میندازی
فقط برای چند ثانیه اونو متلاطم میکنه
وبرای همیشه محو میشه
ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره
سعی کنیم مثل دریا باشیم...
فراموش کنیم سنگهایی که به دلمون زدن
با اینکه سنگینیشونو برای همیشه توی دلمون
حس می کنیم....

:گل:گل:گل

دلاتون دریایی ..........
8 دیدگاه |
و 14 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
Reyhane
شبکه اجتماعی ایرانیان
Reyhane
شنیدم مصرعی شیوا، که شیرین بود مضمونش
منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش

غم عشق تو را نازم، چنان در سینه رخت افکند
که غم های دگر را کرد از این خانه بیرونش


فريدون مشيرى
دیدگاه |
و 13 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات