nastaran121 - شبکه اجتماعی ایرانیان     

مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
nastaran121
0000-00-00
f - مجرد
اسلام
تهران

بازدیدکننده


نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

مامان میگه به هرچی که میخوای فکر کن زیادم فکرکن حتما بهش میرسی
یه جاهایی راست می گفت
مثلا خیلی به اون دانشگاهی که سَردرش قشنگـه فکر کردم و بهش رسیدم
و حالا به تو فکر کردم
نمیدونم چرا نشد که بشه
مامان میگه به هرچی خیلی فکر کنی بهش میرسی
من به جمله یِ مامان خیلی اعتماد کرده بودم و فکر کردم
اما انگاری اشتباه کرده بودم
که همش فکر کردم که فقط فکر کردم




1 دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

چشمانت را بستی
هوای لحنت که رو به سردی آورد
ابر دیده ام فشُرده شد
تصویر تو در چشمانم تار
گفتی خداحافظ و
رعد پلکهایم
به بارش آورد ابر سیاه چشمم را

3 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن


1 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

خداوندا فقط تو آرامم میکنی

دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

اوج غم این قصه در این شعر همین‌جاست
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار

دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

گفت فراموش کن
گفت ما به درد هم نمیخوریم
گفت که لیاقتِ من بیشتر از این حرفهاست
گفت که خوشبخت کردنم از توانش خارج است
اما نمیدانست که خوشبختیِ من تنها خلاصه در حضورش بود
که عشق لیاقت سرش نمیشود
که من او را برای دردهایم نمیخواستم
کاش به جایِ اینهمه رک و پوست کنده میگفت دلش را زده ام
پذیرفتنِ دلزدگی اش خیلی آسان تر از پذیرفتن بهانه هایش بود

دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

به تاوان دلم که شکست،دل ها را میشکنم،گناهایش پای دلی که دلم را شکست

2 دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

دوباره غم بر من چیره شد
چقدر ثانیه ها هر کدامشان
به ساعتی میگذرند برایم
نمیدانم
نمیدانم
ساعتها خراب شوید
عقربه ها بشکنید
مرا تحمل نیست برای دیدنتان

5 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

رفتم برای دیدنش اما نگاهش سرما بود تا گرمی دیدار
شاید هم گرمی که به سردی زد
نمیدانم
نمیدانم
شاید خودش بداند که چرا

5 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نسترن
شبکه اجتماعی ایرانیان
نسترن

پاییز بمان تمام نشو

1 دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات