مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
nazi1346
آروم و عادی
1378-11-24
f - مجرد
اسلام
قزوین
فقط خدا

بازدیدکننده


♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

دوستان رسیدن ماه پاکی رو تبریک‌میگم

8 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

روزی دختری از پسری که عاشقش بود سوال کرد …:
چرا مرا دوست داری …؟
چرا عاشقم هستی …؟
پسر گفت …:
نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …
دختر گفت …:

وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی .!.!.؟
پسر گفت… :
واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم …
دختر گفت …:
اثبات.!.!.؟
نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم …
شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد…
اما تو نمی توانی این کار را بکنی …

پسر گفت …:
خوب …
من تو رو دوست دارم …
چون …
زیبا هستی…
چون…
صدای تو گیراست …
چون…
جذاب و دوست داشتنی هستی…
چون …
باملاحظه و بافکر هستی …

چون …
به من توجه و محبت می کنی …
تو را به خاطر لبخندت …
دوست دارم …
به خاطر تمامی حرکاتت…
دوست دارم …
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد …

چند روز بعد …
دختر تصادف کرد و به کما رفت…
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…
نامه بدین شرح بود …:
عزیز دلم …
تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …
اکنون دیگر حرف نمی زنی …
پس نمی توانم دوستت داشته باشم …
دوستت دارم …

چون به من توجه و محبت می کنی …
چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…
نمی توانم دوستت داشته باشم…
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …
آیا اکنون می توانی بخندی …؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟
پس دوستت ندارم …

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد…
در زمان هایی مثل الان…
هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار…؟
نه هرگز…
و من هنوز دوستت دارم …

6 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

هی دختر.....

بیا میخواهم رازی را بگویم....

پسرها عروسک ندارند!

دردو دل کردن را یاد ندارند!

نگاه کن....

فقط بلدند اسباب بازی هایشان را پرت کنند!

پسر ها اشک هم ندارند!

می ترسند مردیشان زیر سوال برود...

می شنوی؟

ته صدایش گریه ای بی صداست.....

با یک اغوش ساده قلبش را بدست اور......

میدانم از پسر ها ناراحتی،

میدانم جرزنی می کنند!

حرف بد میزنند......

بازی بلد نیستند......

انها تقصیری ندارند!

کسی او را مثل تو ناز نداده!

دخترک......

پسرها نمی شکنند مگر......

به دست دخترکی......^-^

5 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟

ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ...ﺑﮑﻨﯿﻢ ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ ...

ﭘﺴﺮ : ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ..

24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ

ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ...

24 ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ ..

ﺩﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ ...

ﺩﺍﺧﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ

ﻭ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻫﺴﺖ ...

ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ : 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﯼ ...

ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ

...ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ...

3 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
elina
شبکه اجتماعی ایرانیان
elina

@dokhtar
bkhonin kheyli Qashang????
+پسر: میخوام باهات بهم بزنم ...????
-دختر :چی ؟؟؟????
+واضح گفتم .. میخوام برم زندگیمو بسازم ????
- زندگیت!! مگه نمیگفتی من زندگیتممم????
+اره ولی الان زندگیم از تو مهم تره ..
- پس این چن سال چی میشه؟
+ این لوس بازیا جدی نیس .. ادم یکار جدی میکنه اگه بخواد با طرف ازدواج کنه ????
-اخه چرااا ????????
+بیا همون کافه همیشگی ساعت ۵ میخوام گردند بندی که بهم دادیو و خودتم ازش داری و پس بدم بهت ..
-باوش:)
@dokhtar
چن ساعت بعد دختر با یه دست مشت شده و لیوان اب جلوش توی کافه ..
پسره خیلی شیک و خوش تیپ که معلومه خیلی به خودش رسیده وارد کافه میشه ..
عطرش توی فضا پخش میشه همون عطری۶ که دختره براش گرفته بود ...
دختره نفسشو تو سینه حبس میکنه ..
با چشای سیاه و گود رفته نگاش میکنه ..
پسر تا میبینش قیافش تو هم میره
+سلام
-هه سلامم..
+گریه کردی؟
-برات مهمه؟
+سوال منو با سوال ج نده
- خوش تیپ کردی ..این زندگیت یه نفر دیگه نیس ..
+ زدی به هدف .. میدونم باهوشی
@dokhtar
گارسون میاد :چیزی میل دارین ؟
+دوتا چایی و یه کیک روز ..
-من هیچی نمیخورم
+بره زندگیم میخوام بگیرم
-پس باهاش قرار داری
+اره
دختری با حالتی عصبی
-چجوری این ده سالو میتونی فراموش کنی...
+ میتونم به جرات بگم بهترین سالای عمرم بود ..
دختر مشت بستشو بیشتر فشار میده ..
+ ولی الان وقتشه به زندگیم سرو سامون بدم
گردند بندو در میاره و میزاره رو میز ...
-واقعا میخوای بریییی؟
+اره این رابطه وقتشه تموم بشه
-واقعا میخوای تمومش کنی ؟
@dokhtar
+چن بار بهت بگم اره ...
دختر مشتشو باز میکنه! دو تا قرص!
میزاره تو دهنش ! و اب میخوره ...
+چی خوردیییییی
-تو که برات مهم نیس
+کصاافط میگم چه قرصی خوردی
پسر پا میشه میاد رو به روش صندلیشو میچرخونه داد میزنه سرش چی خوردی
-ق ق قر ص ببرنج ج
دختر اشک تو چشاشه
پسر مات و حیرون نگاش میکنه
ادمای توی کافه ترسون نگاه میکنن
اشک پسر در میاد و میاد پایین روی گونش
دختر با بغض
-تو که برات مهم نی زندگیم گریه نکن .... من واقعا بدون تو نمیتونم!
@dokhtar
برو با جدیده زندگیتو بساز تازه داماد
+ لعنتی چه غلطی کردییییی پاشو بریم بیمارستاننن احمق روانی همش شوخی بود ! من امکان نداره با کسی جز تو اینجا قرار بزارم .... میخواستم رابطمون تموم بشه تا بتونم ازت خواستگاری کنم...
دختر ترسیده و میخکوب فقط به پسره نگاه میکنه ..
پسره یه جعبه کوچیک قرمزه میده به دختره و بلندش میکنه میبرتش بیرون از کافه ...
میزارش تو ماشین ...
دختر ترسیده و لرزون فرو میره تو صندلی ماشین ...
@dokhtar
پسره سوار میشه ... تا بیمارستان جفتشون گریه میکنن
-من نمیخوام بمیرمم
+ خیلی احمقی منمم نمیخوام بمیری واس چی خوردیششش ... فقط اگه دو دقیقه صبر میکردی ... من دلم نمیومد اذیتت کنم
پا رو گاااز
هق هق دختر
سرفش دستش جلو صورتش
و دستاش خونی
پسر تند تر میره ..
بیمارستان
@dokhtar
خون اشک ترس..
جواب منفی دکترا به شستشو معده
×شرمندم برید باهاش خدافظی کنید وقت زیادی نداره قرص برنج اثرشو گذاشته ...
پسر تکیه به دیوار و سرشو فشار میده ...
دختر رو تخت
لباساش خونی
پسر میره تو اتاق
@dokhtar
+عشقم؟
-جونم
جفتشون میزنن زیر گریه ..
پسره میره بغلش میکنه .. جعبه انگشتر و ازش میگیره
+عشقم من چجوری میتونستم ترکت کنم اخه .. مگه تو زندگیم نبودی مگه بهت نگفتم من بهت دروغ نمیگم مگه نگفتم یه روز میشی خانومم خانوم خونم مامان بچه هام ... مگه تو نگفتی فقط منو میخوای مگه نگفتم بدون تو نمیتونم
دختر و بلند میکنه و میزاره رو پاهاش
دختر همین جوری که اشکاش میریخته سرشو به سینه پسره تکیه میده ...
چنتا سرفه و لباس پسره خونی میشه
پسره سفت فشارش میده
در جعبه رو باز میکنه با گریه میگه ...
دختره کم کم بیحال میشه و رنگش سفیییید ...
+خانوم خونم میشی ؟ با من ازدواج میکنی؟
-بله
@dokhtar
گریه جفتشون
چنتا سرفه و خون زیاد ...
خون از بینی دختر سرازیر میشه ...
پسره انگشترو دست دختر میکنه ...
دختر درش میاره و پسش میده
- من منننن ... ت ت تووو باااید زز زندگیتو بککنی بدوون من !!
ببخشید که اینجوری شد تقصیر من بود
+نه تقصیر من بود گلم ...
گریهه و بغض که راه نفس جفتشونو سد کرده..
-نه تتو بایید دیهه منو فرامووشش کنییی...
+ نه نمیتونم
-دوست دارم
+منم دوست دارم
چشای دختر میره و شل میشه ...
و اخرین نفسش از دهنش میاد بیرون...
+زندگیم؟؟؟
+اییی خدااا
جسد دخترو سفت بغل میکنه و گریه میکنه ...
پرستا را و دکترا که این صحنه ها رو دیده بودن سعی میکنن پسره رو اروم کنن تا اجزه بده جسد دختره رو ببرن سرد خونه ..
پسره اجازه نمیده و از اتاق بیرونشون میکنه
نگشترو دوباره دست دختره میکنه!
تو همیشه زندگیه من می مون
@dokhtar
13 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
بازنشر توسط
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

...

دیدگاه |
و 12 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

بغلت برام پر از ارامشه....

2 دیدگاه |
و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

...

دیدگاه |
و 10 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

...

دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

منو اقا مون.

دوستت دارم
2 دیدگاه |
و 10 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات