sabnam - شبکه اجتماعی ایرانیان     

مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
sabnam
1375-08-10
f - مجرد
اسلام
گیلان
لیسانس
دانشجو
نمی کشم
گردشگری/ ورزش/ خرید

بازدیدکننده


غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل

دیروز به مادرم زنگ زدم. بعد از مرگش، تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم... نمی خواهم ارتباطمان قطع شود. هر وقت دلم هوایش را می‌کند بهش زنگ می‌زنم ...

تلفنش بوق می‌زند ....

بوق می‌زند ...

بوق می‌زند ...

وقتی جواب نمی‌دهد با خودم فکر می‌کنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است.

الان چند ماهه می‌شود هر وقت دلم هوایش را می‌کند دوباره زنگ می‌زنم.

شماره "بیرون" را هم ندارم زنگ بزنم بگویم:

"به مادرم بگید بیاد خونه اش دلم براش تنگ شده"

دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته "بیرون" ، امروز بهش زنگ بزن ...

برو پیشش ...

باهاش حرف بزن ...

یک عالمه بوسش کن ...

صورتتو بچسبون به صورتش ...

محکم بغلش کن ...

بگو که دوستش داری ...

و گرنه وقتی بره "بیرون" خیلی باید دنبالش بگردی ...

باور کنید " بیرون " شماره ندارد!

{-35-} روح همه ی مادراان از دست رفته شاد {-35-}

11 دیدگاه |
و 14 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

در شهر وينسبرگ آلمان

قلعه اي وجود داردبنام زنان وفادار

که داستان جالبي داردو مردم آنجا با افتخار آنرا تعريف ميکنند :

در سال 1140 ميلادي

شاه کنراد سوم شهر را تسخير ميکند و

مردم به اين قلعه پناه مي برند

وفرمانده دشمن پيام ميدهد

که حاضر است اجازه بدهد

فقط زنان وبچه ها ازقلعه خارج شوند

و به رسم جوانمردي با ارزش ترين دارايي خودشان را هم بردارند و بروند

به شرطي که به تنهايي قادر به حمل آن باشند

قيافه فرمانده ديدني بود

وقتي ديد

هر زني شوهرخودش را کول کرده

ودارد ازقلعه خارج ميشود ...!

زنان مجردهم پدر يا برادرشان را حمل ميکردند

شاه خنده اش ميگيرد

اما خلف وعده نمي کند و اجازه ميدهد بروند

و اين قلعه از آنزمان تا به امروز به نام " قلعه زنان وفادار" شناخته ميشود

اينکه با ارزش ترين چيز زندگي مردم آنجا پول و چيزهاي مادي نبود

و اينکه اينقدر باهوش بودند

که زندگي عزيزان خود را نجات دادند تحسين برانگيز است

دعاکنيم دراين روزگار نيز باارزشترين داراييهاي دنیوی ما

خانواده وعزيزانمان باشند

نه پول،ثروت،ماشین،خانه ،پست ومقام ...

چرا که ارزش اینها به انسانهای دور و برمان است،

به«انسانیت همه مان »

4 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
setare
شبکه اجتماعی ایرانیان
setare

. ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺭﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .
ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ .
ﺟﻠﻮ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ
ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﺎﻭ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﻥ !!!؟؟؟.
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﭘﺲ ﻣﻦ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ
ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺣﺎﻟﺸﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ ،
ﻣﻮﻗﻊ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻧﺶ .
ﻣﯿﮕﻪ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻢ ﺍﮔﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﯼ ﺑﻬﺖ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﯽ ﺩﻡ
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ .
ﺑﻬﺶ ﻣﯽ ﮔﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ
ﺩﺍﺧﻞ ﯾﮑﯽ ﭘﺮ ﭘﻮﻟﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ
ﺷﻤﺎ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟
ﺷﺎﮔﺮﺩ : ﮐﯿﺴﻪ ﭘﺮ ﭘﻮﻝ
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﻪ :
ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﮐﯿﺴﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﺷﺎﮔﺮﺩ : ﺑﻠﻪ ﺩﻗﯿﻘﺄ ﻫﺮ ﮐﯽ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﺶ ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ،
ﺯﯾﺮ ﺑﺮﮔﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ ﮔﺎﻭ .
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ ...
ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﻤﺘﻮ ﻧﻮﺷﺘﯽ
ﻭﻟﯽ ﺍﻣﻀﺎ ﻧﮑﺮﺩﯼ
{-3d43-} {-3d44-} {-3d43-}

5 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
setare
شبکه اجتماعی ایرانیان
setare

خخخخخخخخخخخخخخ

9 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
setare
شبکه اجتماعی ایرانیان
setare

آرامگاه کاشف السلطتنه در لاهیجان

2 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

انصافا خارجيا چطور ميخوان زبون مارو ياد بگيرن

ها= بله

ها=چى

ها=تعجب

ها=چى ميگى

ها=تأييد حرف

ها=برو خودتى

ها=خوشمون اومد

ها= چيه نيگا ميکنى ؟؟

ها ها ها= خوشحالى

من موندم چجوری خودمون یاد گرفتیم

7 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
setare
شبکه اجتماعی ایرانیان
setare
@SHAMIME-BAHARI
شمیم عزیز
روح مادر بزرگت شاد باشه {-47-}
منو هم شریک غم خودت بدون {-60-}
2 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
setare
شبکه اجتماعی ایرانیان
setare

ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘــــــﯽ ﺧﻮﺭﺩﻩ

ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﯿﺸﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ :

ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻫﻤﺶ ﺩﺭﻭﻏﻪ ،

ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻣﺚ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ،

ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﻢ ،

ﭘﺴﺖ ﺑﺎﺷﻢ ،

ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺎﺷﻢ ،

ﻋﻮﺿﯽ ﺑﺎﺷﻢ ،

ﻣﺚ ﻻﺷﺨﻮﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ …

ﺍﺻﻦ ﺑﺸﻢ ﯾﮑﯽ ﻣﺚ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﻫﯿﭽﯽ ﺣﺎﻟﯿﺶ ﻧﯿﺲ

ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺩﻟﺪﺍﺭﯾﺶ ﺑﺪﻡ ﯾﺎ ﺑﺰﻧﻣﺶ ﺻﺪﺍ ﺳﮓ ﺑﺪﻩ ؟ |

4 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
setare
شبکه اجتماعی ایرانیان
setare

مامانم مودم رو گذاشته توي اشپزخونه !!!

هر وقت كارمون داره ، ديگه صدامون نمي كنه ،

مودم رو خاموش مي كنه ....

يكي يكي از اتاقمون خارج مي شيم !

{-3d33-}

1 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

سه داستان زیبای 3 ثانیه ای برای یادآوری :

???? روزى روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت ،

???? این یعنی ایمان ...

???? كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت

???? اين يعنى اعتماد ...

???? هر شب ما به رختخواب ميرويم ما هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برميخيزيم با اين حال هر شب ساعت را براى فرداكوك ميكنيم

???? اين يعنى اميد ...

???? برايتان "ایمان ، اعتماد و امید به خدا" را آرزو ميکنم ...

4 دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات