یافتن پست: #برمودا

بهروز
شبکه اجتماعی ایرانیان
بهروز
مثلث برمودا ( Bermuda Triangle) بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است.
دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
پرشن ایکسترا
شبکه اجتماعی ایرانیان
پرشن ایکسترا

دانشمندان ناسا ، اف بی آی و سی آی اِی در حال آماده سازی جهان برای افشای رسمی اسناد فرازمینی ها هستند . اما ما هم آماده شنیدن خبرهای رسمی فرازمینی ها هستیم ؟
همیشه فکر میکردیم که دولت ها تا ابد اسناد محرمانه فرازمینی ها را از مردم مخفی نگه میدارند . اما حقیقت این است که اگر فرازمینی ها روزی به صورت غیر منتظره خود را به مردم زمینی نشان دهند ، مردم دولت ها را بانی اصلی همه اتفاقات بعدی میداند و هوشمندانه ترین کاری که دولت ها میتوانند انجام دهند این است که کار درست را انجام دهند و اسنادی که سال های سال محرمانه مانده را افشا کنند . تا هم کسی آنها را بانی اتفاقات بعدی نداند و هم مردم را قبل از وقوع هر اتفاقی از سوی فرازمینی ها مطلع سازند .



@persianxtra


ادامه در وب سایت پرشن ایکسترا

http://persianxtra.ir/2016/11/09/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d...%ad/
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
مرتضي
شبکه اجتماعی ایرانیان
مرتضي
معمای چند ساله مثلث برمودا حل می شود

  اخبارعلمی ,خبرهای علمی,مثلث برمودا

تحقیقات به عمل آمده در ایالات متحده آمریکا نشان می دهد که دانشمندان پاسخ هایی برای معمای مثلث برمودا یافته اند.

به گزارش ایران به نقل از تلگراف، مثلث برمودا نامی بود که وینسنت گادیس (Vincent H. Gaddis) نویسنده در سال ۱۹۶۸ میلادی برای اولین بار بر روی مکانی در نیم میلیون مایل مربع از اقیانوس که در برگیرنده مناطق برمودا، فلوریدا و پورتوریکو نهاد. بر اساس اخبار و داستان های مربوط به این منطقه جغرافیایی، کشتی ها و هواپیمایی که وارد مثلث برمودا شوند، بدون هیچگونه رد و اثری نا پدید خواهند شد.

بنا بر ادعای شبکه مستند “Science Channel” درپی بررسی های متوالی ،هواشناسان عقیده دارند، وجود نوعی ابر غیر معمول در پشت پرده مفقود شدن هواپیماها و کشتی ها در این منطقه دخیل است.

این ابرهای هشت ضلعی که بین ۲۰ تا ۵۰ مایل امتداد دارند، باعث وزش باد های منطقه ای بسیار عجیب و شدیدی در ناحیه می شوند. همین امر باعث شده تا اندیشه دخالت این ابر ها در اتفاقات غیر قابل توضیح رخ داده در این محدوده، برای هواشناسان آمریکایی به وجود آید.

دکتر رندی سرونی “Randy Cerveny” استاد دانشگاه آریزونا ایالات متحده آمریکا از این ابر های هشت ضلعی که بر فراز آسمان اقیانوس قرار دارند به عنوان بمب های هوایی یاد می کند. وی می گوید: (( این ابرها از پدیده ای تشکیل می شوند که ما از آن به عنوان میکرو انفجارات هوایی یاد می کنیم. )) این انفجار ها از قسمت پایینی ابرها به سطح اقیانوس ضرباتی وارد می کنند و باعث ایجاد موج هایی که در برخی مواقی به اندازه های بسیار عظیم هستند می شوند و تعامل آنها با یکدیگر اتفاقات غیر قابل توضیح و ناشناخته مثلث برمودا را به وجود می آورد.

اگرچه ادعای دکتر سرونی مطلوب به نظر می رسد اما برخی از کارشناسان نظر متفاوتی راجع به این منطقه جغرفیایی دارند. کوین کوریویا (Kevin Corriveau) در NBC نقل کرده است که ایجاد موج های در ابعاد بسیار برزگ نیاز به طوفان های بیسار قوی وسریع دارند به نظر نمی رسد که میکرو انفجارهای ابرهای هشت ضلعی آن هم در وسط اقیانوس عامل اتفاقات غیر قابل توضیح این منطقه باشند.

با این که تمامی استدلال ها در مورد مثلث برمودا تا حدی درست و منطقی به نظر می آیند اما، هنوز اتفاقاتی وجود دارند که تا کنون پاسخی برای آنها بدست نیامده است

دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
چـــــــــــیا
شبکه اجتماعی ایرانیان
چـــــــــــیا

‏گروه القاعده به همراه گروه الارتفاع مسئوليت محاسبه مساحت مثلث برمودا را بر عهده گرفتند.

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
حزقیال اربابی
شبکه اجتماعی ایرانیان
حزقیال اربابی
درباره مسیحیت هر که سوال داره بپرسه،خوشحال میشم جواب بدم.
72 دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
محدثه
شبکه اجتماعی ایرانیان
محدثه

طنز

سال ۱۲۳۰ :

مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

سال ۱۲۸۰ :
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …
سال ۱۳۳۰ :
مرد : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

سال۱۳۸۰ :

مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!! (لطفا بد برداشت نکنید !!! )

سال ۱۴۰۰ :
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه !!!

دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღ ツ  بهار و مجید ღ ツ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღ ツ بهار و مجید ღ ツ


{-46-}
14 دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ارغوان
شبکه اجتماعی ایرانیان
ارغوان

سیر مرد سالاری در طول تاریخ حوالی سال 1230 ه.ش: مرد: دختره‌ ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم! زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده! مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!) زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه. نیم قرن بعد ، سال 1280: مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمی‌كنی از این حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟ زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها! یه شكری خورد. دیگه از این شكرها نمی‌خوره. قول میده! مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد می‌كشمت! زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین! (بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!) زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره. یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330: مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دختره ی چشم سفید حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! می‌خوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) می‌كنم! زن: آقا، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته می‌كنین! مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمی‌تونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی! (بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!) زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه. حوالی سال 1360: فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی! زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه. همین چند سال پیش ، سال 1380: مرد: كجا؟! می‌خوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می‌كنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! می‌كشمت! من، تو رو، می‌كشم! زن: ای آقا، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا") مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر، لااقل یه كم اون شلوارو پائین‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه، نه، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره! زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی! چند سال بعد ، سال 1390: مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه، گفتی دوره ی این امل بازیها تموم شده، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟! زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزین و جریمه ی ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگه داره! چند سال بعد ، سال 1400: دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم، ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم می‌خوام. می‌خوای بری بیرون پیاده برو! زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر می‌شه! اوه مامی، باباتم قول می‌ده دیگه از این حرفا نزنه! (بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!) زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی! دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430: زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا" بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون، حالا با این علم جدید و تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟ مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم! زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم! نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من، یعنی سایه ی تو تا به دنیا آوردن چند تا بچه ی دیگه هنوز بالای سر ماست؟ آینده ای نه چندان دور ، سال 1450: چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شده ی مردهاست! - حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونه ی بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه! - خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم. {-64-}{-64-}{-64-}

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
چـــــــــــیا
شبکه اجتماعی ایرانیان
چـــــــــــیا

، مثلث برمودا چیست؟ موبايل-مبل - وایبر بري توش دیگه نميتوني بياي بيرون

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
صفحات: 1 2 3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ