یافتن پست: #بیگانه

kian
شبکه اجتماعی ایرانیان
kian


از وقتی که
با خودم مهربان شده ام ،
خورشید زندگی حتی لحظه ای ،
روشنایی اش را از من دریغ نکرده است !

با غم و غصه بیگانه شده ام و تمام دقایقم رنگ آرامش به خود گرفته اند.

از وقتی که خودم را بیشتر دوست میدارم ،
حتی لبخندی که آدم ها به رویم می پاشند
حس و حال دیگری دارد !

این روزها آنقدر آرامم که
تمام ثانیه هایم به رنگ آبی در آمده اند.

تا به حال با خودت مهربان بودن را
تجربه کرده ای !؟
حال غیرقابل وصف عجیبی دارد !


4 دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
e..a..a..e
شبکه اجتماعی ایرانیان
e..a..a..e

دستانم را محکم بگیر مرد من،
که دستاویز هر بیگانه برایم خطاست،

دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
پــویان
شبکه اجتماعی ایرانیان
پــویان

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدم
غیرِ تو ، با همه بیگانه شدن را بلدم

تا کنم باز ،درِ خانه ی مهرت چو کلید
به سر از پا همه دندانه شدن را بلدم

مثل آشفتگی موی تو شد کار دلم
دل من ! غصه نخور شانه شدن را بلدم

پُر شوَم تا که من از الکل چشم و لب تو
ساقی ام باش که پیمانه شدن را بلدم

مرغ عشق منی و جای تو آغوش من است
پیش من پر بکشی لانه شدن را بلدم

آه از لیلیِ چشمِ تو و مجنونِ دلم
قرن آهن شد و افسانه شدن را بلدم

دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
غزل
شبکه اجتماعی ایرانیان
غزل
پیوسته دلم زجور خویشان ریش است
وین جور و جفای خلق ،از حد بیش است
بیگانه به بیگانه ، ندارد کاری
خویش است که در پی شکست خویش است


:گل:گل:گل

شیخ بهایی

دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

چگونه اسم این مملکت ایران شد؛ یادداشتی خواندنی از سعید نفیسی.


« به ایرانم ، به ایرانی گرامی ام ، به ایران جاودانی ام .» .
یادداشتی که از نظر می‌گذرانید، مقاله‌ای از سعید نفیسی در روزنامه اطلاعات است که بعد از رسمی‌شدن عنوان ‌ایران، دلایل و توجیه تاریخی و فرهنگی‌ این انتخاب را با عموم مردم در میان گذاشته است.

کسانی که روزنامه‌‌های هفته‌ی گذشته را خوانده‌‌اند، شاید خبر بسیار مهمی ‌را که انتشار یافته بود، با کمال سادگی برگذار کرده باشند. خبر‌ این بود که دولت ما به تمام دول بیگانه اخطار کرده است که از ‌این پس در زبان‌‌های اروپایی نام مملکت ما را باید «‌ایران» بنویسند.

در میان اروپاییان ‌این کلمه‌ی ‌ایران تنها اصطلاح جغرافیایی شده بود و در کتاب‌های جغرافیا دشت وسیعی را که شامل‌ایران و افغانستان و بلوچستان امروز باشد فلات‌ ایران می‌نامیدند و مملکت ما را به زبان فرانسه «پرس» و به انگلیسی «پرشیا» و به آلمانی «پرزیَن» و به ‌ایتالیایی «پرسیا» و به روسی «پرسی» می‌گفتند و در سایر زبان‌‌های اروپایی کلماتی نظیر‌ این چهار کلمه معمول بود.

سبب ‌این بود که هنگامی ‌که کوروش بزرگ پادشاه هخامنشی در سال ۵۵٠ پیش از میلاد یعنی در ٢۴٨۴ سال پیش دولت هخامنشی را تشکیل داد و تمام جهان متمدن را در زیر رایت خود گرد آورد چون پدران وی پیش از آن پادشاهان دیاری بودند که آن را «پارسا» یا «پارسوا» می‌گفتند و شامل فارس و خوزستان امروز بود، مورخین یونانی کشور هخامنشیان را نیز بنا بر همان سابقه که پادشاهان پارسی بوده‌‌اند «پرسیس» خواندند و سپس ‌این کلمه از راه زبان لاتینی در زبان‌‌های اروپایی به «پرسی» یا «پرسیا» و اشکال مختلف آن در آمد و صفتی که از آن مشتق شد که در فرانسه «پرسان»، در انگلیسی «پرشین»، در آلمانی «پرزیش»، در‌ ایتالیایی «پرسیانا» و در روسی «پرسیدسکی» شد و در زبان فرانسه «پرس» را برای ‌ایران قدیم پیش از اسلام (مربوط به دوره‌ی هخامنشی و ساسانی) و «پرسان» را برای ‌ایران بعد از اسلام معمول کردند.

تنها در میان علما و مخصوصن مستشرقین معمول شده که کلمه‌ی ایران را برای تمام علوم و تمدن‌‌های قدیم و جدید مملکت‌‌ها و نژاد‌‌ها به کار بردند و از آن در فرانسه «‌ایرانین» و در انگلیسی «‌ایرانیان» و در آلمانی «‌ایرانیش» صفت اشتقاق کردند و‌ این کلمه را شامل تمام تمدن‌‌های ‌ایران جغرافیایی امروز و افغانستان و بلوچستان و ترکستان (تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان امروز) و قفقاز و کردستان و ارمنستان و گرجستان و شمال غربی هندوستان دانستند و از آن یک نام عام برای تمام ممالک ‌ایرانی‌نشین و یک نام خاص برای کشوری که سرحدات آن در نتیجه‌ی تجاوزهای دول بیگانه از شمال و مشرق و مغرب در نیم‌یه اول قرن نوزدهم میلادی تعیین شده بود، وضع کردند.

اما کلمه‌ی ‌ایرانی یکی از قدیم‌ترین الفاظی است که نژاد آریا با خود به دایره‌ی تمدن آورده است. ‌این شعبه از نژاد سفید که سازنده‌ی تمدن بشری بوده و علمای اروپا آن را به اسم «هند و اروپایی» و یا نژاد «هند و ژرمنی» و یا «هند و‌ ایرانی» و یا «هند و آریایی» خوانده‌‌اند، از نخستین روزی که در جهان نامی ‌از خود گذاشته است خود را به اسم آریا نامیده و ‌این کلمه در زبان‌‌های اروپایی «آرین» به حال صفتی یعنی منسوب به آریا و آری متداول شده است.

این نژاد از یک سو از سواحل رود سند و از سوی دیگر تا سواحل دریای مغرب را فرا گرفته یعنی تمام ساکنین مغرب و شمال غربی هندوستان و افغانستان و ترکستان و ایران و قسمتی از بین‌النهرین و قفقاز و روسیه و تمام اروپا و آسیای صغیر و فلسطین و سوریه و تمام آمریکای شمالی و جنوبی را به مرور زمان قلمرو خود ساخته است تمام زبان‌‌های ملل مختلف آن با یکدیگر روابط و مناسبات گوناگون دارد. تمام مظاهر فکر و تمدن آن با یکدیگر مربوط است. داستان‌‌ها و معتقدات آن همواره با یکدیگر پیوستگی داشته و همواره کره زمین مظهر خیر و شر آن بوده است. در اوستا که قدیم‌ترین اثر کتبی ‌این نژادست، ناحیه‌ای که نخستین مهد زندگی و نخستین مسکن ‌این نژاد بوده است به اسم «‌ایران ویجه» نامیده شده یعنی سرزمین آریاها و نیز در اوستا کلمه «ابریا» برای همین نژاد ذکر شده است. همواره پدران ما به آرایی‌بودن می‌بالیده‌‌اند. چنان که داریوش بزرگ در کتیبه‌ی نقش رستم خود را پارسی پسر پارسی و آرایی (هریا) از تخمه‌ی آریایی می‌شمارد و بدان فخر می‌کند.

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

ویکتور خارا ...
قطعنامه:

«نه برای خواندن است که می‌خوانم
نه برای عرضه‌ی صدایم.
نه!

من آن شعر را با آواز می‌خوانم
که گیتار پُر احساس من می‌سراید.
چرا که این گیتار قلبی زمینی دارد.
و پرنده‌وار، پرواز کُنان در گذر است.
و چون آب مقدس
دلاوران و شهیدان را به مهر و مهربانی تعمید می‌دهد.
پس ترانه‌ی من آنچنان که «ویولتا» می‌گفت هدفی یافته است.

آری گیتار من کارگر است
که از بهار می‌درخشد و عطر می‌پراکند.

گیتار من دولتمندان جنایتکار را به کار نمی‌آید
که آزمند زر و زورند.
گیتار من به کار زحمتکشان خلق می‌آید.
تا با سرودشان آینده شکوفا شود.

چرا که ترانه آن زمانی معنایی می‌یابد
که قلبش نیرومندانه در تپش باشد.
و انسانی آن ترانه را بسراید
که سرود خوانان شهادت را پذیرا شوند.

شعر من در مدح هیچ‌کس نیست
و نمی‌سرایم تا بیگانه‌ای بگرید.
من برای بخش کوچک و دور دست سرزمینم می‌سرایم
که هر چند باریکه‌ای بیش نیست
اما ژرفایش را پایانی نیست.

شعر من آغاز و پایان همه چیز است.
شعری سرشار از شجاعت
شعری همیشه زنده و تازه و پویا.»

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

والا من نمیدونم که چرا اینقدر مسئولین بی تفاوت شده اند که برایشان هیچ فرقی نمیکنه .که چه اتفاقاتی در کشور رخ میده .؟
وچرا مرزها کنترل نمیشه واتباع بیگانه به این راحتی از مرز گذشته ویکسر وبدون هیچگونه مشکلی به تمام نقاط این کشور تردد میکنند . ازداوج میکنند .
خرید وفروش دارند؟
واز همه مهمتر بازار کار کشور را اشباع کرده اند وبعلت وجود کار فراوان همه جا ولو میخورند و از همه مهمتر ایا هیچ کنترلی برای اینها وجود دارد ؟
والا سربازی هم خدمت میکنند .چشم ودل مسئولین روشن ....
شما فقط دلتان کبابه سلفییت وبس .
شما که بیشترین اخبار را این ادمها در اختیار دارید سکوت اختیار میکنید بخدا سکوت در برابر این همه مشکلات ؟!!!
تعرض جوان19ساله افغانی به دختر ایرانی در فضای سبز شرق تهران
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۵۴
اعتماد نوشت: دو هفته قبل مردی به مأموران پلیس مراجعه کرد و مدعی شد دختر جوانش مورد تعرض قرار گرفته ‌است. این مرد به پلیس گفت دخترم برای میهمانی بیرون رفته ‌بود و حدود ساعت هشت شب وقتی به خانه برگشت، درحالی‌که بدنش مجروح شده‌ بود، او را دیدم و پرسیدم چه اتفاقی برایش افتاده‌ است. دخترم به شدت ناراحت بود و اصلا نمی‌توانست صحبت کند، اما بعد از چند دقیقه وقتی کمی حالش بهتر شد، گفت از سوی جوانی مورد تعرض قرار گرفته‌ است.

این دختر جوان در توضیح آنچه اتفاق افتاده ‌بود، به پلیس گفت: حدود ساعت هشت شب بود و من از اتوبان باقری داشتم به خانه می‌رفتم. از فضای سبز کنار اتوبان راه می‌رفتم که یکدفعه جوانی به من حمله کرد و من را کتک زد و بعد به داخل جوی آب انداخت و مورد تعرض قرار داد. مرد جوان به شدت من را کتک زد و توان مقاومت را از من گرفت.

با توجه به شکایت این دختر و پدرش پرونده برای رسیدگی به اداره آگاهی سپرده و دختر جوان نیز به پزشکی قانونی معرفی شد.

درحالی‌که پزشکی‌ قانونی تعرض به دختر جوان را مورد تأیید قرار داده ‌بود، پدر این دختر دوباره به مأموران مراجعه کرد و از وجود یک قربانی دیگر دراین‌باره خبر داد.

او گفت: وقتی داشتم در مورد آنچه برای دخترم اتفاق افتاده با یکی از همسایه‌ها صحبت می‌کردم، او به من گفت چند روز قبل حادثه‌ای مشابه برای خواهرش به وجود آمده ‌است، اما از آنجا که به خواهرش تعرضی نشده، موضوع را به پلیس گزارش نداده‌ است.

وقتی مأموران دوست این مرد را مورد بازجویی قرار دادند، او گفت: چند روز قبل از اینکه این حادثه برای دختر جوان به وجود بیاید، برای خواهر من هم این اتفاق افتاد و مردی به او حمله کرد و کتکش زد و او را داخل جوی آب انداخت و قصد تعرض به او را داشت که خواهرم موفق به فرار شده‌ بود. چون این موضوع به تعرض ختم نشده‌ بود، ما شکایت نکردیم اما خواهرم به شدت دچار آسیب شده است.

وقتی مأموران متوجه شدند احتمالا با تعرض‌های زنجیره‌ای در اطراف اتوبان باقری مواجه هستند، بررسی‌های خود را دقیق‌تر کردند تا اینکه پدر دختر یک‌ بار دیگر به مأموران مراجعه کرد و مدعی شد جوان متعرض را شناسایی کرده ‌است. او گفت: از روزی که دخترم مورد تعرض قرار گرفته‌ است، در اطراف محل حادثه پرسه می‌زنم تا شاید بتوانم ردی از فرد متعرض پیدا کنم. تا اینکه پسری را با مشخصاتی که دخترم گفته‌ بود، دیدم. او سوار موتور بود و داشت برای دختری جوان مزاحمت ایجاد می‌کرد؛ من هم جلو رفتم و او را تعقیب کردم و به او معترض شدم چرا مزاحم دختر جوان شده‌ است. او از دست من فرار کرد، تعقیبش کردم؛ او وارد یک کارگاه شد، من آدرسش را دارم.

با توجه به آدرس به‌دست‌آمده، مأموران به محل رفتند و پسر جوان را بازداشت کردند. او به تعرض اعتراف کرد و گفت: وقتی دختر جوان را دیدم، از خود بی‌خود شدم و فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفتد و دستگیر شوم.

متهم که برای تحقیقات بیشتر به شعبه ١١ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی متین‌راسخ آورده شده بود، در گفت‌وگویی کوتاه گفت: ١٩ساله هستم و چند ماه قبل از افغانستان به ایران آمدم. هفت ماه بود که کار می‌کردم . برای خانواده‌ام پول می‌فرستادم. نمی‌دانم در مورد کاری که کردم چه بگویم؛ پشیمان هستم. من به‌جز این دختر یک ‌بار دیگر هم با دختری چنین رفتاری کردم.

قاضی متین‌راسخ از کسانی که احتمالا قربانی این جوان افغانستانی شده‌اند، خواست به شعبه ١١ دادگاه کیفری استان تهران مراجعه کنند و اطمینان داد مشخصات آنها محفوظ خواهد ماند و دادگاه امانتدار صحبت‌های آنها خواهد بود.

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده است
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ