یافتن پست: #تفکر

❁◕ ‿ ◕❁
شبکه اجتماعی ایرانیان
❁◕ ‿ ◕❁

  • سه چیز است ...
    که نمیتوان آن‌هارابازگرداند ...
    "حرف"پس ازگفتن!
    "موقعیت"پس ازپایان یافتن!
    و"زمان" پس از گذشتن!
    آگاهانه زندگی کنیم,
    متفکرانه حرف بزنیم
    و قدرلحظه‌ها رابدانیم

  • کــــاش 
جايــــی برويــــم 
تابلويــــی داشـتــــه باشـــــد 
کــــه رويــــش 
خـــــدا نـوشتــ
  • دیدگاه |
    و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    نیمــnimaـــا
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    نیمــnimaـــا

    .


    بیوگرافی من :
    مجسمه ای که تبرها را بیشتر از تایید ها به رسمیت گرفته ...


    به خود خیره می شوم
    دنبال برچسبی می گردم که اسمم را روی سینه ام سنجاق
    کرده باشد ....
    این جهان بی پدر تر از این حرف هاست که مرا به اصالت تفکرم
    نسبت دهد ..


    به خودی ِ خود خیره می شوم :
    روانشناسی که از امید دادن ِ واهی می ترسد ،
    شاعری که به معصومیت واژه شک کرده است ،
    مسافری که به پل های پشت سرش رشوه ی ماندگاری نمی دهد ،
    یا یک روانی که در چشم های روانشناس ،قدرت ِ بازیگری اش را
    امتحان می کند ...


    تمام این ها در من رفت و آمد می کنند
    روزی هیتلر می شوم با سخنرانی های تاثیر گذار ....
    روزی پیرمردی می شوم که سرش را برای هیچ بیلبوردی بالا نمی آورد ..


    آدم ها می آیند و می روند ...
    در دستی گل و در دستی دیگر گلوله می پرورند
    و من دیوانه وار عاشق گل یا پوچی هستم
    که حق انتخابش سهم من است حتی اگر به مرگ منتهی شود ..


    من در منیتم به بن بست می خورد ...
    به اجتماع پناه می آورد تا کمی باورهایش نفسی بکشند
    تا تغیــــــــــــــــــــــــیر کند بی آنکه کسی قصد تغییرش را داشته باشد
    تمام جنگ ها در من اتفاق می افتد ...
    گاهی آنقدر به فکر فرو می روم که سیگارم را حشره ای می تکاند
    که مرا بی جان فرض کرده است ،


    فرو می روم ..در تصویر کردن افکارم ...
    و هیچ خبری از ته مرداب ِ مرور کردن زنده به سطح نمی رسد
    آغشته می شوم ... با بوی الکل ... مست می کنم ... تا
    سر گیجه از تفکر نجاتم دهد ،
    مست میکنم که جسارت ِ احساساتم سریع تر از
    ترس ِ عواقبش به زبانم بیاید ..



    همین است .....
    تکرار می شوم ...
    در نقش های متضاد ..
    روزی کشیش خواهم شد برای اعترافات ِ مردی که
    از همبستری با دیگری به عذاب رسیده است
    روز دیگر دارم گناهان ِ نکرده را پیش میکروفون های خصوصی ام
    اعتراف می کنم تا ببینم چه حسی دارد ،
    روزی تمام جیب هایم را حراج چهارراهی ترین فرزندان این
    حوالی می کنم ،
    روزی با تمام داشته هایم خیره رد می شوم ... تا سنگدل بودن
    را تجربه کنم ...



    جنون گرفته ام ، و مادر تنها از آینده ام برایم حرف می زند
    و من در خنده های خودم به حال ِ بی حالم پی می برم ...
    به آنکه هیچ جاده ای آنقدر اصالت ندارد که به دو راهی ختم نشود
    به آنکه هیچ رفیقی به درد ِ درک خودش نخورده است چه برسد به
    فهمیدن ِ بی کسی های پیچیده ی من .......


    سکوت می کنم ....
    می گذارم انسان ها تا انتهای قضاوت اشتباهشان
    نسبت به آنچه هستم بروند
    می گذارم اصلا عوضی بگیرند نیت های مرا
    و خیره نگاهشان می کنم ....
    مگر چقدر مهم است درست شناخته شدن در اذهان ِ دیگران وقتی
    آنها از جنگ تو با مالیخولیای درونت بی خبرند ....
    از دراکولایی که هرچه گریه کند بیشتر شبیه تمساح ها به
    نظر می آید ...
    چه فرقی بکند تو را گاندی خطاب کنند یا هیتلر...
    چه فرقی می کند تو را آن پرستار همیشه راستگویی فرض کنند
    که تنها دروغ زندگی اش را به خاطر ژان والژان گفت ،
    یا تو را تناردیه ای ببیند که نقش منفی ِ عذاب های کوزت بود
    وقتی این مالیخولیا دست از سر روز مرگی هایت بر نمی دارد...


    دنیا کما کان به 8 صبح وفادار است .
    اتوبان ها یک راست می روند سر اصل مطلب ....
    و تو باید خودت را در کار غرق کنی
    تا در خودت غرق نشوی ....
    تا خسته تر از آن باشی که جنجال های درونت را زندگی کنی ...
    جنجال هایی که واقعی تر از آنست که انکار شود ......
    اما تو میتوانی مخفی اش کنی ، نه اینکه تو قدرتمندی
    بلکه این جنجال ها ، آن روانشناس ،آن مسافر ، آن کشیش
    از مخفی شدن خوششان می آید ...



    آری همینست ....
    مادر را می بوسم ....
    سر کار می روم ....
    خسته می کنم ...فکری را که به درد ِ به خود آمدن نمی خورد
    خورد ترین پول هایم را صدقه می دهم تا وجدانم روی
    خورده شیشه راه نرود
    پنجشنبه شب هم به سلامتی کودک تازه به دنیا
    آمده ِ رفیقم /بالا می روم
    بالش را تا آخرین پر / می خوابم ...........
    و یادم می رود ...
    آن همه شخصیت که در درونم به مساوات تقسیم شده بودند
    قسمت کوچکی از بلوغ ِ احمقانه ی من است .....


    و زندگی ادامه می دهد مرا
    سر پا نگه میدارد کرواتم را و در ازایش
    تمام دغدغه های واقعی ام را سر به نیست می کند
    آن روانشناس را می کشد ... آن کشیش را دار می زند
    و آن مسافر را تبعید می کند ،
    تا من ِ به روزمره خو گرفته ، بتواند راحت نفس بکشد...


    همینست که هر روز در خیابان
    پر از قاتل هایست که از جنایات همدیگر با خبرند ...
    اما با لبخند با هم دست می دهند ...
    دستی که گل یا پوچش
    خیلی فرقی نخواهد کرد .....


    .

    دیدگاه |
    و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    Reyhane
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    Reyhane
    پروفایل سیاه نکنید
    همدردی مجازی نکنید
    رنگ و بوی کانالهارو رو به عزا تغییر ندید
    فقط از کم کاری دولت و حکومت نگید

    چون هیچ کدومشون فایده ای نداره
    بازمانده ها عکس و کپشن جان گداز شمارو احتیاج ندارند بفهمید اینو

    هر کی هرچقدر وسعش میکشه کمک کنه
    بجای سیاه کردن پروفایل دل بازماندگان رو روشن کنید
    به کسی هم نگید عکسی هم در این رابطه نذارید
    قرار نیست انسانیت خودتون رو توی بوق و کرنا کنید
    قرار نیست سند حقانیت افشا کنید که انسان هستید

    حالا چه مذهبی هستید چه آتئیست و با هر تفکری
    یکبار هم شده بدون ریا انسان باشید


    6 دیدگاه |
    و 12 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    sam
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    sam



    وﺳﻌﺖ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﺎﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﻭ ﺭﻓﺘﺎر ﺍﻭﺳﺖ . ﻫﺮ ﭼﻪ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ،ﻣﺤﺒﺖ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ، ﺧﺮﺩ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﺗﺮﯼ.

    ﻭ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺩﺕ، ﮐﯿﻨﻪ، ﻧﻔﺮﺕ، ﺧﺸﻢ ﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺗﺮﯼ. ﻫﯿﭻ ﻧﻘﺎﺏ ﻭ ﭘﻮﺷﺸﯽ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ياراي ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻧﯿﺎﯾﻤﺎﻥ را ندارد!

    اگر طالب نور در زندگي مان هستيم بايد از جنس نور شويم. چون بر أساس قانون جذب ما هر آنچه در درون و أفكار و نيات مان داريم را به خود جذب مي كنيم.

    دیدگاه |
    و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    کتایون
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    کتایون

    غلط است
    این تفکر که
    بپنداریم
    زندگـے مےگذرد..
    " بپذیریم عزیز"
    زندگـے مےماند
    منو وتو میگذریم....

    دیدگاه |
    اين ارسال را پسنديده اند
    ♫ ♬ ♪✿❦ヅ     پگاه     ✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    ♫ ♬ ♪✿❦ヅ پگاه ✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

    با اینکه رنگ پوست ها فرق میکنه ولی همشون کنار هم دوستانه و در آرامش ایستاده اند و چه زیباست این صحنه بدون توجه به اختلاف ها....نظر شما چیه؟

    3 دیدگاه |
    و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    morvarid_dl
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    morvarid_dl

    کاتی در مورد تعطیلات مفرح و سالم..

    برگرفته شده از علوم انسانی..

    اصطلاحی جدید می گوید: «آدم بی برنامه یعنی آدم بدون کارنامه .» برنامه خود نوعی انتخاب است و باید بهترین، کامل ترین، دقیق ترین و کارآمدترین انتخاب ها باشد .

    زندگی ما مجموعه ای از انتخاب های ما است . زندگی عرصه تعطیلی و بطالت نیست . بدین سبب، ایام تعطیل این جهان مانند ایام دیگر برنامه می خواهد . تعطیلات اموری قراردادی اند که برنامه خاص می طلبند .

    عامل اساسی تعریف وظایف و محدود کردن پراکندگی ها برنامه است . برنامه اهداف را روشن تر می سازد، از تعارض و ناسازگاری ها می کاهد، آدمی را سمت تحول و دگرگونی مثبت و مفید پیش می برد و انتخاب هایش را عاقلانه تر می کند . آن که در زندگی هدف و انتخاب هایی ندارد و انرژی اش را بی مصرف رها می سازد، در وضعیت بدی به نام سکون به سر می برد . بدتر از سکون تسلیم مطلق در برابر وضع موجود است که برخی از این افراد بدان تن می دهند .

    در خصوص سکون و تسلیم مطلق شدن این اشاره سودمند می نماید: روزی به ابوسعید ابی الخیر عرض کردند: فلان مریدت در راه افتاده است . دست به سوی آسمان بلند کرده و فرمود: خدای را شکر که از راه نیفتاده است . پرسیدند: چرا؟

    فرمود: زیرا آدم در راه افتاده را می توان یاری کرد تا بلند شود و به مسیرش ادامه دهد; ولی آدم از راه افتاده را نمی توان با یاری کردن در مسیر حرکت داد; باید اول به مسیر بازش گرداند، سپس تقویتش کرد و یاری اش داد تا راه بیفتد .

    در راه افتاده نماد آدم ساکن و متوقف است و از راه افتاده نماد آدم تسلیم شده . آدم ساکن بین ماندن و رفتن مردد است و آدم تسلیم شده و بازمانده در شک ساکن است . امام علی

    شک گذرگاه خوبی است.. اما توقفگاه خوبی نیست . انسان تسلیم شده به عدم توانش یقین یافته است . برنامه داشتن و برنامه ریزی به ایام کاری و تحصیلی اختصاص ندارد و تمام حیات ما، به ویژه ایام تعطیل و استراحت، را در بر می گیرد . ما باید برنامه ریزی شده عمل کنیم و شاید استراحت، تفریح و شادی

    کنار خانواده ودوستان بودن برنامه ریزی بیش تری می طلبد . البته در خصوص ایام تعطیل نظرها متفاوت است.

    ایام تعطیل شاید به گونه ای استراحت مطلق ..!؟ در ایام تعطیل زمان برنامه ها ما را ردیف می کند و به تفکر پیش نگر نیاز نداریم .. در ایام تعطیل باید فعال بود..اما تنها در راستای شادی و تفریح سالم.. موفق و شاد باشید
    دیدگاه |
    و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    احمد رضایی
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    احمد رضایی
    خرافی ترین کشور جهان ..
    خرافه عقیده ای است که در آن مردم به وجود نیروهای فرازمینی اعتقاد داشته و باور دارند که این نیروها می تواند آنها را به خدا متصل گردانند. خرافه معمولا روش تفکر عقلانی را زیر سوال برده و به عنوان مانعی در رشد هر کشوری مطرح می شود. در ادامه خرافاتی ترین کشورهای دنیا را به شما معرفی می کنیم:

    هند

    در لیست خرافاتی ترین کشورهای دنیا، هند مقام اول را به خود اختصاص داده است. هندی ها برای هر موقعیتی دلیلی دارند که این موضوع در واقعیت منطقی نیست. عبور گربه از مسیر شما، یا سر رفتن شیر هنگام جوشیدن همگی بدشانسی تلقی می شوند. در هند خرافات زیادی وجود دارد و مردم این کشور باید برای توسعه ی کشور خود از آنها دست بردارند.
    دیدگاه |
    و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    TAK BANOO=TKD
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    TAK BANOO=TKD
    حیرت و تعجب گردشگران چینی
    در حاشیه مراسم شهید حججی
    این همه جمعیت برای بدرقه پیکر یک سرباز بی نظیر است.
    شیعیان با آنچه که درمورد آن ها می گویند متفاوت اند.ترغیب شدم درمورد اسلام بیشتر بدانم..
    2 دیدگاه |
    و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    احمد رضایی
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    احمد رضایی
    اینترنت

    شاید دانستن این نکته که استفاده بیش از حد از اینترنت ممکن است چه بلاهایی برسر مغزتان بیاورد، باعث شود که کمتر از اینترنت کمک بگیرید!

    به گزارش مشرق، «نیکلاس کار» درباره کتابش با عنوان «کم عمق: چطور اینترنت مغز ما را تغییر می‌دهد» از تاثیر فرسایشی تکنولوژی بر توانایی تمرکزش می‌نویسد: «زمانی من یک شیرجه رو عمیق در دریای کلمات بودم، اما حالا با جت اسکی روی آن‌ها اسکی می‌کنم».

    روانشناسان هم از تاثیر عمیق این رخداد بر شیوه تفکر و مغز ما سخن می‌گویند. نخستین تاثیرش همان‌طور که نویسنده کتاب تحسین شده کم عمق می‌گوید بر توانایی تمرکز ما است.

    حالا زندگی ما و مغز ما چنان به تکنولوژی وابسته است که نمی‌توانیم برای چند لحظه مناسب فکر آن‌ها را مغزمان بیرون کنیم.

    محققان در تحقیقی دریافته‌اند، نسلی که در آستانه قرن بیست و یکم به سن و سال نوجوانی رسیده از سالمندان فراموش‌کارتر است.

    انتقال اطلاعات از ذهن خودآگاه به حافظه بلندمدت نیازمند فرآیند با همراهی زمان و تمرکز حواس است. ما درباره اطلاعات براساس اهمیتشان دوباره می‌اندیشیم و در مغزمان آن‌ها را می‌شنویم و آن را از طریق موضوعات مرتبط به یاد می‌آوریم.

    یک مطالعه که توسط دانشگاه کلمبیا انجام شده نشان می‌دهد، وقتی مردم فکر می‌کنند می‌توانند اطلاعات را از روی اینترنت به دست بیاورند، دیگر تمایلی برای به خاطر سپردن آن ندارند.

    اما این تاثیر تنها به اطلاعات ختم نمی‌شود و آن‌طور که مشخص شده تکنولوژی حتی مغز ما را هم تغییر می‌دهد.

    در حالی‌که به نظر می‌رسد جهان مجازی به ما کمک کرده تا تبدیل به موجوداتی چند وجهی و چند مسئولیتی شویم، اما این رخداد قیمت خودش را دارد. مثلا تحقیقات اخیر به وسیله MRI نشان داده مغز افرادی که زیاد به اینترنت سروکار دارند، شبیه مغز کسانی است که به مواد مخدر معتادند.


    MRI گرفته شده از مغز انسان

    مطالعه MRI نشان می‌دهد که چطور جستجوی اینترنتی سیستم شبکه عصبی مغز را درگیر می‌کند. عکس سمت چپ فعالیت مغز در هنگام خواندن کتاب را نشان می‌دهد و عکس سمت راست فعالیت مغزی فرد در حین جستجوی اینترنتی. فعالیت نخست اعصاب کمتری را به طور عمیق و فعالیت بعدی اعصاب بیشتری را به طور سطحی درگیر می‌کند. مطالعه نشان می‌دهد این رخداد باعث تغییر در ارتباطات عصبی مغز ما می‌شود.

    حتی یک مطالعه در سال ۲۰۱۱ نشان داد که گرفتن دسترسی اینترنت به برخی افراد باعث بروز مشکلات روحی و جسمی جدی در آن‌ها خواهد شد.

    مطالعه MRI روی مغز کاربران فیس‌بوک نشان می‌دهد مغز این افراد به طور غیر معمول به مسائل مربوط به دیگران اهمیت می‌دهد و نقاط مربوط در مغز آن‌ها از افراد معمولی فعال تراست. مطالعه کارازمایی بالینی این فراد نشان می‌دهد حس حسادت در این افراد بیشتر است که با مطالعه MRI همخوانی دارد. همچنین مطالعه‌ای که دانشگاه استنفورد انجام شد نشان می‌دهد مغز افرادی که به طور مستمر در جریان اطلاعات الکترونیکی هستند، در تمرکز و به خاطر آوردن دچار مشکل است.

    منبع: تسنیم
    دیدگاه |
    اين ارسال را پسنديده اند
    صفحات: 1 2 3 4 5

    تفکیک

    جستجو برای
    نوع پست توسط در گروه تاریخ