یافتن پست: #تلفن

علیرضایونس زاده حقیقی مجسمه ساز شاعر نویسنده
شبکه اجتماعی ایرانیان
علیرضایونس زاده حقیقی مجسمه ساز شاعر نویسنده

هم میهنان عزیز سلام به وب سایت علیرضا یو نس ز ا د ه حقیقی مجسمه ساز شاعرنویسنده خوش آمدید. ( w w w . youneszade.ir) ایمیل اول ( alireza-yuneszade@yahoo.com) ایمیل دوم (alirezayounesadh111@gmail.com) نشانی پستی شیراز صندوق پستی شماره ( 333 - 71455) شماره تلفن همراه ( 09120042162)

دیدگاه |
jahansite
شبکه اجتماعی ایرانیان
jahansite
چای بهاره گیلان بهترین چای، چایی است که در فصل بهار برداشت می شود و به آن چای بهاره گیلان می گویند. چای بهاره گیلان نوعی چای سیاه است که در فصل بهار برداشت می شود. چای بهاره گیلان نسبت به چای هایی که در فصول دیگر برداشت می شود ۱۰ تا ۲۰ درصد از طعم، رنگ و عطر بهتری برخوردار است. چای بهاره گیلان از بهترین چای های بهاره دنیا به محسوب می شود.
چای سبز ایرانی چای سبز ایرانی حاوی ترکیباتی بنام کاتچین، فیتوکمیکال و پولیفنول است که این ترکیب ها نوعی آنتی اکسیدان محسوب می شوند. آنتی اکسیدان قابلیت مبارزه با سلول های سرطانی را داراست. تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد که افرادی که روزانه چای سبز ایرانی می نوشند خطر ابتلا به سرطان خود را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهند.خواص چای سبز ایرانی بسیار است. چای سبز ایرانی خالص به جهت طبیعی بودن و عاری بودن از هر گونه طعم دهنده مصنوعی و رنگ شیمیایی، خاصیت چربی سوزی فراوانی دارد و در رژیم های لاغری از آن استفاده می شود و سوخت و ساز بدن را به شدت افزایش می دهد. از دیگر خاصیت‌های چای سبز ایرانی خاصیت آرامش‌بخشی آن است. خرید چای ایرانی متاسفانه خرید چای ایرانی در ایران به دلایل و باورهای غلطی کمتر از انواع خارجی آن است. ا بر این باورند که با خرید چای ایرانی اشتباه کرده و چای بی کیفیتی را خریداری نموده اند در صورتی که با خرید چای ایرانی از طبیعی ترین چای های دنیا بهترین معامله خود را انجام داده اید. چای های خارجی شاید از نظر عطر و رنگ بهتر و خوش طعم تر باشند اما اینها همه نتیجه ی اسانس و رنگ های مصنوعی که طی عمل فرآوری چای به آن می زنند است و همین ها باعث از دست رفتن خواص اصلی و طبیعی چای می شود. در پایان می خواهم بگویم که با خرید چای ایرانی ، چایی طبیعی و دارای خواص اصلی چای و کم رنگ(نشانه چای طبیعی) را خریده اید. قیمت چای ایرانی قیمت چای ایرانی در ادوار گذشته همواره پایین تر از نرخی که باید بوده است. در سال‌های گذشته قیمت چای ایرانی متناسب با تورم رشد نکرده و موجب کاهش شدید درآمد چایکاران و غیراقتصادی شدن تولید و زراعت چای شده بود. امسال قیمت چای ایرانی ۲۱ درصد افزایش داشته است. این امر گامی بزرگ در گسترش و شناساندن ارزش واقعی چای و قیمت چای ایرانی است. از این رو با خرید چای ایرانی می توانیم از این تولید ملی حمایت کنیم. برای اطلاعات بیشتر و همچنین خرید چای می توانید به سایت ما رجوع کنید: تلفن تماس: 02155896696
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
مصطفی علیزاده
شبکه اجتماعی ایرانیان
مصطفی علیزاده

پنل اس‌ام‌اس ویژه داده پردازش نوین سپهر
ثبت نام آنلاین
مهلت ثبت نام تا 96/5/31
1 خط اختصاصی
4 خط عمومی
پیامکی 9.5 تومان
تلفن تماس : 02166376090
تلفن همراه : 09124035290
مدیرفروش خانم ایمانی

بازاریابی پیامکی SMS Marketing یک فرصت بزرگ برای تجارت است اما در صورت اشتباه منجر به از دست دادن مشتریان می شود. این نوع بازاریابی انعطاف پذیری بالایی دارد. ابزار بازاریابی پیامکی بسیار متنوع بوده و امکان ساختن لیستی از مشترکین وجود دارد. این سرویس در برقراری ارتباطات گروهی و تکی بسیار کاربردی می‌باشد.

پنل ارسال SMS چیست؟
پنل پیامک یا سامانه پیام کوتاه، ابزار ارسال SMS یا پیامک انبوه می‌باشد که در تبلیغات پیامکی مورد استفاده قرار می‌گیرد، دارای صندوق دریافت، ارسال و لیست مخاطبان و… می‌باشد و بصورت نرم‌افزار و هم در قالب وب ارائه می‌شود.
چه شرکت‌هایی می‌توانند از بازاریابی پیامکی استفاده نمایند؟
تمامی‌ شرکت‌ها بدون محدودیت شامل کسب و کارهای محلی، رستورانها، خرده‌فروشی‌ها، بانکها، مدارس، پزشکان، آژانس‌های مسافرتی، هتل و نمایشگاه‌ها می‌توانند طبق خدمات و نیاز مشتری از این سامانه استفاده نمایند.
پیامک‌های تبلیغاتی شامل چه چیزی باشند؟
این پیام‌ها می‌توانند شامل تبلیغات، ارائه محصولات جدید، هشدارها، یادآوری‌ها و به طور کلی موجبات ارتباط و حفظ مشتریان یا کارمندان را فراهم آورد.
اس‌ام‌اس انبوه Bulk SMS :
در قلب یک کمپین بازاریابی پیامکی، توانایی ارسال پیامک انبوه برای مشترکان وجود دارد.
مزایای سامانه ارسال پیام انبوه :
قابلیت انعطاف و تفکیک‌پذیری بر اساس کدپستی، استان و پیش شماره را دارد. در پنل ارسال پیامک امکانات دیگری چون گروه‌بندی مشتریان، لیست سیاه و امکان مشاهده گزارش کامل وضعیت پیام‌های ارسالی وجود دارد.
نکات بازاریابی پیامکی
ارسال SMS می‌تواند با رعایت نکات بازاریابی پیامکی فوق‌العاده موفق باشد.
1. مخاطبان : ارسال متنی مفید که پاسخگوی نیاز مشتریان باشد.
2. زمان مناسب : ارسال پیام در زمانی مناسب که بهترین ساعت ارسال sms در ساعات اداری مخاطبان بهترین نتیجه را دارد.
3. محرکها : تنظیم پیام‌های محرک بر اساس عملکرد مشتریان بطوریکه بازاریابی شما را منحصر بفرد نماید.
4. طول متن : بهترین پیام‌ها در بازاریابی پیامکی تا۱۶۰کاراکتر یا کمتر است و درصورتی‌که متنی بیش از آن برای گفتن دارید، آن ها را به وب سایت خود راهنمایی کنید.
5. لینک‌ها : لینک‌های طولانی پیام شما را با کاراکترهای بی‌معنی پر کرده و متناسب با کسب و کار حرفه‌ای شما نیست. می‌توانید از یک ابزار کوتاه‌کننده URL استفاده نمایید.
6. محدودیت‌ها : ارسال پیامک انبوه در حالیکه چیز جدیدی برای ارائه ندارید، موجب اسپم شدن می‌شود.
استراتژی شروع بازاریابی پیامکی
جهت جلوگیری از اسپم شدن و موفقیت در اس‌ام‌اس مارکتینگ، استراتژی شروع بازاریابی پیامکی را بشناسید.
1. نیاز مشتری، ارسال پیامک با شناخت نیاز مشتری.
2. کسب اجازه از مشتریان برای ارسال sms
3. ارسال پیامک هدف‌دار
4. توجه به تجربه خرید مشتریان
5. ارائه تخفیف به مشتریان ثابت و وفادار
6. توجه به باز خورد مشتریان در بازاریابی پیامکی.
7. شخصی سازی پیامک، ایجاد امکان انتخاب با قرار دادن آپشن‌های مختلف برای مشتریان.
ایده های اس ام اس مارکتینگ
1. ارسال پیام هفتگی
2. ارسال پیام تایید سفارش
3. ارسال پیام‌های مرتبط با ایمیل مارکتینگ جهت افزایش نرخ باز شدن
4. جهت ارتقا نرخ تبدیل، افزایش وفاداری و ایجاد روابط مادام‌العمر با مشتری
5. یادآورهای قرار ملاقات و رزروها (امکان رزرو پیامکی)
6. مکالمات فروش و نظرسنجی
7. خدمات مشتری و فعال‌سازی مشتریان قدیمی
اصول بازاریابی پیامکی
با برخی از اصول بازاریابی پیامکی برای افزایش خلاقیت خود، آشنا شوید.
ارسال پیام کوتاه بایستی با ذکر نام تجاری به همراه لینک سایت و ایمیل تماس صورت گیرد. پیامک بایستی شامل ( Call To Action) مستقیم و واضح باشد. شروع بازاریابی تبلیغاتی با ارائه یک پیشنهاد ارزشمند و شخصی سازی متون بوده و تحقیق در مورد اولویت‌های مشتریان برای ایجاد ارتباطات بعدی موثر می‌باشد. برقراری تعامل با مخاطبان جوان‌تر فراموش نشود. از متون تبلیغاتی به عنوان یک قلاب به شبکه‌های اجتماعی استفاده شود. منحصر به فرد نمودن پیام‌های پیشنهادی و تشویق مشتریان از طریق متون مهم است. برای مشترکین خود ایجاد هزینه نکنید و از ارسال چندباره یک پیامک خودداری کنید. پیام خود را برای مخاطبان هدف ارسال نموده و از سمبل‌های گرافیکی، ویدئو و پیام‌های صوتی استفاده نمایید. تنوع به خرج دهید و مشتریان را تشویق به محاوره کنید. به مشتریان خود امکان انتخاب دهید و مهمتر از همه به حقوق آنها احترام گذاشته و اجازه انصراف از خبرنامه پیامکی را برای آن ها فراهم نمایید.
مزایا و معایب بازاریابی پیامکی
مزایا و معایب بازاریابی پیامکی به شرح زیر است :
مزایا : امکان شخصی سازی پیام‌ها بر اساس فعالیتها، علاقه‌مندی‌ها و اطلاعات شخصی مخاطبان.
امکان ارسال پیام های چند بخشی، قرار دادن لینک صفحه فرود در متن پیامک و قابلیت ارسال به هر نقطه از جهان وجود دارد.
امکان ایجاد لندینگ پیج های SMS : با کمک ادیتورها، صفحات بهینه سازی شده مبایل برای محصولات و خدمات خود ایجاد نمایید.
نرخ خوانده شدن sms در بازاریابی پیامکی ۹۸ درصد می باشد.
قابلیت به اشتراک گذاشتن اخبار، به روز رسانی‌ها، ایده‌ها و پیشنهادات ویژه با مشتریان وجود دارد.
امکان مشاهده نتیجه فوری، مقرون به صرفه از نظر اقتصادی و زمانی، رسیدن به فروش از طریق بازاریابی مستقیم، امکان ایجاد ارتباط دوطرفه B2B (Business To Business)، روشی مناسب برای برندیگ، امکان شخصی سازی پنل ارسال پیامک، سهولت استفاده و امکان پیگیری پاسخ کاربران وجود دارد.
معایب : درصورت عدم دقت و سهل‌انگاری نتیجه عکس خواهد داد.
پنل پیامک دارای سیستم عامل‌های متنوع می‌باشد و محدودیت در تعداد کاراکتر دارد.
امکان عدم تحویل به علت خطای شبکه وجود دارد
داده پردازش نوین سپهر ارائه دهنده خدمات مبتنی بر پیام کوتاه و پیام‌های تبلیغاتی و پیام صوتی درسراسرکشور با پایین‌ترین تعرفه و حرفه‌ای‌ترین پنل‌های کاربری و نمایندگی آماده خدمت رسانی می‌باشد. سامانه پیام کوتاه داده پردازش نوین سپهر دارای بانک شماره قدرتمند از کل کشور به تفکیک استان، شهر، کدپستی، جنسیت، رده سنی، همرا اول، ایرانسل، بانک مشاغل و... می باشد.
با تبلیغات پیامکی بهتر دیده شوید
در صورت تمايل ايجاد يک کمپين تبليغاتي با تماس بگيريد.
شما مي‌توانيد از تجربه چندین ساله ما استفاده نماييد.
شماره تلفن تماس 02166376090
ثبت نام آنلاین
منتظر تماس شما هستیم.


http://dssnovinit.com/Products/Details/SMS-Panel-Spacial
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
مصطفی علیزاده
شبکه اجتماعی ایرانیان
مصطفی علیزاده

داده پردازش نوین سپهر

لایک کنید جایزه بگیرید !!!!!

به 20 نفر اول که 10 تا مقاله رو لایک کنن مبلغ 5 هزار تومان شارژ تعلق می گیرد !!!!!

با سلام خدمت همه دوستان. از هم اکنون تا عید غدیر خم با مراجعه به وب سایت قسمت مقالات می‌توانید 6 صفحه از مقاله ها رو لایک کنید و جایزه بگیرید.
روش لایک کردن
1. ابتدا وارد سایت می‌شوید .
2. در نوار ابزار بالای صفحه بر روی لینک مقالات کلیک می‌کنید .
3. مقاله دلخواه را انتخاب می‌کنید.
4. از دکمه‌های سمت چپ مقاله علامت لایک را انتخاب می‌نمایید .

شما می‌بایست شش (6) مقاله را لایک نمایید تا مبلغ 2 هزار تومان شارژ ایرانسل یا همراه اول به شماره تلفن همراه شما ارسال گردد.
نکته: اگر به صورت گروهی در یک مجموعه شاغل هستید و یا چند نفر از یک اینترنت استفاده می‌کنید ، بصورت همزمان نمی‌توانید از این جایزه بهره‌مند گردید.
فواصل استفاده و لایک کردن مقاله ها از یک اینترنت اشتراکی 4 ساعت می‌باشد. به طور مثال : شما با نام کاربری admin@dssnovinit.com وارد سیستم می‌شوید (فرآیند ثبت نام قبلا صورت گرفته است: ابتدا باید در سایت ثبت نام کنید)، 6 مقاله را لایک می‌کنید. این 6 مقاله به نام شما ثبت می‌شود. همکار یا دوست شما با همین اینترنت (اینترنت اشتراکی) وارد سایت می‌شوند و ایشان هم با یک کاربر دیگر 6 مقاله ای که شما لایک کرده‌اید را لایک می‌کنند، در این وضعیت لایک‌های شما ثبت شده اما جایزه‌ای در کار نیست!!! به دلیل اینکه فاصله لایک کردن صفحات مشترک با اینترنت اشتراکی حداقل 4 ساعت می‌بایست در نظر گرفته شود.

پس از اینکه لایک صفحات به اتمام رسید

پس از چند دقیقه شماره تلفنی که در سیستم ثبت نموده‌اید شارژ خواهد شد.
جهت ثبت شماره تلفن مراحل زیر را انجام دهید (اگر در بدو ورود شماره تلفن خود را ثبت نکرده‌اید):
 بر روی منوی داشبورد نمایید.
 بر روی منوی پروفایل کلیک نمایید.
 شماره تلفن همراه خود را ثبت نمایید.
 ذخیره اطلاعات را کلیک نمایید.

جهت خروج از پنل کاربری به روش زیر اقدام فرمایید:
1. از منوی بالای سایت وارد داشبورد شوید.
2. بر روی گزینه خروج کلیک نمایید.

در صورت بروز هرگونه پرسش در خصوص موارد ذکر شده می‌توانید از قسمت داشبورد، درخواست پشتیبانی ثبت نمایید تا به سئوالات شما پاسخ داده شود.

نکته مهم : حتما می بایست شماره تلفن خود را در قسمت پروفایل ثبت نمایید . در غیر اینصورت شارژ خط انجام نمی شود

برای ورود به پروفایل کلیک کنید

واحد فروش داده پردازش نوین سپهر

dssnovinit@gmail.com

http://dssnovinit.com/Service/ArticleLike
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
آنتی ویروس پادویش
شبکه اجتماعی ایرانیان
آنتی ویروس پادویش

با خرید آنتی ویروس قدرت مند پادویش،علاوه بر ایمن نمودن تلفن همراه خود در برابر حملات ویروسی ، در قرعه کشی برنده برنده،هر 3 ساعت شرکت نمایید.

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
بیمه پاسارگاد
شبکه اجتماعی ایرانیان
بیمه پاسارگاد

پرداخت بیمه عمر پاسارگاد

شاید بتوانم بگویم که در مورد پرداخت بیمه عمر پاسارگاد ، و یا به عبارت بهتر پرداخت حق بیمه عمر و تامین آتیه پاسارگاد بسیار از ما سوال پرسیده می شود. هرچند در وهله اول این امر ، یعنی چگونگی پرداخت بسیار ساده به نظر می رسد ولی گاه دیده می شود که مسایلی بروز می یابد. مسایلی از جمله موارد زیر بسیار شنیده می شود:

شناسه قبض و پرداخت نامعتبر است ، مبلغ حق بیمه عمر با آنچه همیشه می پردازیم تفاوت دارد ، شناسه پرداخت را اشتباه وارد کرده ام ، پرداخت بیشتری انجام داده ام و نمیدانم چه خواهد شد ، شناسه و قبض و پرداخت توسط کارکنان بانک مورد پذیرش قرار نمی گیرد ، نمی توانم به دستگاه خودپرداز اعتماد کنم ، حتما باید رسید را نگه دارم یا خیر و غیره .

همین امروز بیمه عمر را خریداری کنید. این کار از طریق وب سایت بسیار راحت است.

همانطور که می بینید برای بیمه عمر پاسارگاد و پرداخت حق بیمه عمر شناسه قبض و پرداختی تولید و در اختیار بیمه گذاران قرار گرفته است تا بر آن اساس اقدام به پرداخت حق بیمه خود نمایند. با توجه به دنیای پر سرعت امروز و روند های دیجیتالی دیگر به سختی فردی را می توانیم بیابیم که به پرداخت های آنلاین اعتماد نداشته باشد. در ابتدا وقتی بیمه عمر صادر میشد دفترچه ای در اختیار بیمه گذاران بیمه عمر و تامین آتیه پاسارگاد قرار می گرفت تا از آن طریق اقدام به پرداخت از طریق حضور در بانک نمایند. سپس شناسه های قبض و پرداخت به این دفترچه ها وارد شد تا بیمه گذاران بیه عمر بتوانند بدون مراجعه به داخل بانک و در هر زمان از شبانه روز که می توانند اقدام به پرداخت حق بیمه خود نمایند. به تازگی اما روشی دیگر در پیش گرفته شده که مارا از شر آن دفترچه ها نیز خلاص کرده است! و این روش شامل داشتن برگه ای فیزیکی و یا دیجیتالی است که دارای شناسه های قبض و پرداخت برای بیمه عمر است .

شما می توانید در هر ساعت از شبانه روز و تنها با وارد کردن این شناسه ها از طریق دستگاه خود پرداز ، پایانه های فروشگاهی ، اینترنت بانک ، موبایل بانک ، اس ام اس بانک، تلفن بانک و یا طرق دیگر مثل سیستم های واسطه پرداخت مانند شماره 734 اقدام به پرداخت حق بیمه عمر خود نمایید.

همچنین برای مطالعه شرایط و مزایای بیمه عمر و یا سایر انواع بیمه می توانید به وب سایت www.gopasargad.ir مراجعه کنید.

توصیه ما این است که با خیال راحت این کار را انجام دهید زیرا تا مادامی که مبالغ از حساب شما به صورت مستقیم خارج شده و به حساب بیمه پاسارگاد وارد می شود همواره امکان رد گیری آنها وجود دارد . این روش ها به مراتب امن تر از مراجعه به بانک و پرداخت مبالغ نقدی حق بیمه هستند. زیرا در آن روش اگر کار بر بانک به هر ترتیب در وارد کردن شناسه ها اشتباهی را انجام میداد ، امکان عدم ثبت سند حسابداری برای حق بیمه شما وجود داشت و شرکت بیمه پاسارگاد هم امکان رد گیری آنرا نداشت.

بنابراین با آغوش باز این تغییرات را پذیرا باشید و مطمئن باشید که شیوه های جدید پرداخت جدید نیز در راه هستند که شامل اپلیکیشن ویژه پرداخت حق بیمه عمر و غیره خواهد بود.

در وب سایت بیمه عمر پاسارگاد به راحتی تمام اطلاعات مورد نیاز در مورد بیمه عمر را دریافت کنید. مزایا و شرایط بیمه عمر و تامین آتیه را مطالعه نمایید. سپس پرسشنامه بیمه عمر مربوطه را تکمیل کنید و اگر سوالی دارید از بخش سوالات معمول جواب خود را دریافت کنید. فراموش نکنید که می توانید جدول محاسبه بیمه عمر مربوط به خود را درخواست نمایید تا پیش از بیمه شدن آن را کاملا مطالعه فرمایید.

بعد طی این مراحل با پرداخت حق بیمه عمر

http://www.gopasargad.ir/index.php?option=com_content&view=...g=fa
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
پــویان
شبکه اجتماعی ایرانیان
پــویان

مژده_و_میلاد

میکنم بخوانید. مخصوصا بانوان





محلش نذاشتم. دنبالم اومد تا تویه کوچه ی خلوت گیرم کشید. بهم گفت میدونم ازدواج کردی بی معرفت چرا بهم نگفتی. گفتم بس کن میلاد ولم کن. گفت مگه نگفتم حق نداری زن این پسره بشی. گفتم به تو مربوط نیست. گفت باور کن خیلی دوستت دارم. گفت میخوام باهات باشم. گفتم حالم ازت به هم میخوره. گفت اگه بهم راه ندی میرم به مادر شوهرت میگم که چه دورانی با هم داشتیم. گفتم برو هر گوهی میخوای بخور برام مهم نیست. من به مهدی میگم که مزاحمم شدی. گفت مهدی همه چیو میدونه مادر شوهرت که نمیدونه. مژده منو سر دنده لج ننداز. باهام راه بیا که اذیتت نکنم. دیگه جوابشو ندادم. راهمو کشیدم ورفتم. حالم ازش به هم میخورد. فکر نمیکردم انقدر نامرد باشه. حالا که زندگیم خوب بود حالاکه همه چی اروم بود باز اومده بود. خودمو رسوندم خونه. تردید داشتم. نمیدونستم به مهدی بگم یا نه. نمیخواستم بفهمه باز دیدمش. میترسیدم باز هم مث سری قبل بشه و جواب صداقتمو همون جوری بده. ولی اگه نمیگفتم و میلاد میرفت پیش مادرمهدی و اونم از زبون مادرش میفهمید بدتر میشد. تصمیم گرفت بهش بگم مهم نبود عکس العملش چی بود. من باید وظیفه مو انجام میدادم. باید صبر میکردم بیاد خونه بهش بگم شاید اگه پشت تلفن میگفتم اعصابش خرد میشد.

اومد خونه غذاشو بهش دادم. نشستم کنارش. مهدی جان یه چیزی میخوام بهت بگم نمیخوام ناراحت بشی. چیه عزیزم. امروز میلاد و دیدم. اخماش رفت تو هم. افتاد دنبالم. اصلا محلش نذاشتم. باور کن راست میگم تهدیدم کرد میره همه چیو به مادرت میگه. همه چی یعنی اینکه قبلا باهاش دوست بودم. منم بهش گفتم بهت میگم. ترسیده بودم هول شده بودم. مهدی هیچی نمیگفت. حرفام که تموم شد گفت فعلا از خونه نرو بیرون تا حال اون عوضی رو هم جا بیارم. دیگه حرف نزدم. نخواستم با پر حرفیام بیشتر کلافه ش کنم. نشست پای تلویزیون. دیر وقت بود. گفتم پاشو بریم بخوابیم. گفت خوابم نمیاد. یکم نشستم کنارش. داشت پای تلویزون چرت میرفت. گفتم مهدی نمیای بریم بخوابیم. گفت همین جا میخوابم. رو کاناپه دراز شد. رفتم براش پتو اوردم. نمیدونم چرا انقدر گاهی بی منطق میشد. من با تمام وجودم دوستش داشتم. نباید به احساسم شک میکرد. تا صبح تو تختم غلط میزدم و اشک میریختم. طاقت نداشتم ازش جدا بخوابم. روز بعد بدون صبحونه رفت.

باهامم حرف نزد. خیلی بهم سخت میگذشت. شب که اومد باهاش کلی حرف زدم. گفتم اگه میلاد میاد اذیت میکنه تقصیر من نیست. گفت پس تقصیر کیه؟ گفت مژده من طاقت ندارم این پسره بهت نزدیک شه. اعصابم میریزه به هم میفهمی یا نه. گفتم مهدی خواهش میکنم خودتو ناراحت نکن میلاد واسه من دیگه هیچی نی. خواهی نخواهی مهدی روم حساس شده بود. بهش شک داشت. اگه میدید تلفنم اشغاله ازم بازجویی میکرد گیر الکی میداد. اما من هنوزم دوستش داشتم. بیشتر از همیشه. بی اجازه ش پامو از خونه نمیذاشتم بیرون. حتی دیگه تنهایی هم خونه ی مامانم نرفتم میخواستم اعتمادشو جلب کنم. با بیرون نرفتن من کم کم مهدی اروم شد. باز به حالت قبلش برگشت. بازم مهربون شده بود. برام گل میخرید وبهم عشق میداد. نمیخواستم این همه خوشی و با هیچی تو دنیا عوض کنم. مهم نبود اگه هیچ وقت واسه ی مادرم مهم نبودم. مهم نبود اگه مادر شوهرم منو نمیخواست این مهم بود که من مهدی و دوست داشتم و اونم منو. حدود 6ماه از زندگیمون میگذشت و هر روز بهتر از روز قبل بود. زنگم زد اماده شو مژده دارم میام. اماده م عزیزم. من 5دقیقه دیگه اونجام. قرار بود به مناسبت روز ولنتاین بریم بیرون. خوشحال بودم. ارایش کرده بودم. باورم نمیشد اون روز قشنگ به کابوس تبدیل بشه .فکر میکردم هیچی نمیتونه اون همه خوشی و ازم بگیره. صدای بوق ماشینشو شنیدم. با عجله از پله ها رفتم پایین. در ماشین و باز کردم یه گل رز رو صندلی بود. گل و برداشتم بو کشیدم گفتم مرسی عزیزم. گفت قابل تو رو نداره گلم. بوسیدمش راه افتاد. دستشو تو دستم گرفته بودم. از کوچه رفت بیرون. هنوز وارد خیابون نشده بود که یه ماشین از بغل با شتاب کوبید به جلوی ماشینمون.

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
پــویان
شبکه اجتماعی ایرانیان
پــویان

مژده_و_میلاد

❌ این قسمت از داستان رو مخصوصا حتما بخوانند.




از اینکه نشسته بودم روبروی مامان مهدی و باهاش زبون درازی میکردم و سر پسرش باهاش چون میزدم هیچ حس خوبی نداشتم. ولی نمیخواستم هم کوتاه بیام. از جام پاشدم و گفتم شما که حالتون خوب نیست من میرم چایی بیارم. مهدی گفت نه مژده بشین خودم میرم نمیخوام زحمتتون بشه. گفتم نه مامانتون که نیومدن براشون چایی بیارم الان میخوام تلافی کنم. چایی اوردم مامان مهدی لب به چایی م نزد. سر ظهر بود ولی خبری از غذا نبود. مهدی گفت پاشو بریم غذا بگیریم و بیایم مامانم هم حالش خوب نیست نباید گرشنه بمونه. گفتم نه تو برو من میخوام با مامانت تنها بشم. مهدی رفت غذا بگیره. مامان مهدی هم پاشد و گفت منم میرم استراحت کنم. گفتم بشینین لطفا میخوام باهاتون حرف بزنم. نشست. گفتم من شما رو خیلی دوست دارم میخواین باور کنین میخواین باور نکنین. براتونم خیلی ارزش قائلم و نمیخوام هیچ وقت بهتون توهین کنم. اگه زبون درازی کردم یا بد صحبت کردم باهاتون معذزت میخوام. فقط خواستم جوابتون و بدم تا بفهمین که منم میتونم از خودم دفاع کنم. باور کنین من و مهدی خیلی همدیگه رو دوست دارییم. خیلی سختی کشیدیم تا با هم باشین. خواهش میکنم فکر نکنین من پسرتونو گول زدم. علاقه ی ما دو طرفه ست. لا اقل سعی کنین منو بشناسین بعد در بارم قضاوت کنین. اگه به فکر پسرتونین اگه دوستش دارین سعی کنین بفهمین که اون چی میخواد. مهدی 17سالش نیست که از روی احساسات تصمیم گرفته باشه هم من هم مهدی میدونیم که چی میخوایم؟ تمام مدت نگام میکرد. نمیدونستم داره چی در بارم فکر میکنه. خیلی پررو شده بودم. حرفام که تموم شد. گفت خب من میرم میخوابم. به مهدی هم بگو نیاد واسه ی غذا بیدارم کنه. پاشد رفت تو اتاقش. حتی جوابمو نداد تا بفهمم چی در باره ی حرفام فکر میکنه. مهدی غذا اورد خوردیم و منو برد رسوند خونه.

کوتاه بیا نبودم. چندبار دیگه رفتم پیش مادر مهدی ولی اون از من لجباز تر بود. شاید واقعا حس میکرد که به صلاح پسرشه که نذاره با من ازدواج کنه. بابام ول کن نبود. میگفت پس چی شد چرا پسره اومد و دیگه پیداش نشد. اگه نمیخواد بگیرتت دیگه حق نداری بریو ببینیش. میگفت وقتی ازادانه میری دنبال پسره فکرکه ما بی سر و پاییم. از یه طرفم مامانم کرده بود تو سر بابام که محمد مژده رو میخواد. بهش گفته بود که اگه محمد بیاد مژده رو بگیره دیگه چیزی واسه ی پنهان کاری نداریم. میگفت که دیگه مث همیم و محمد هم که خیلی مژده رو میخواد. بابام هر وقت شرو ع به غر زدن میکرد همین حرفها رو تکرار میکرد و من میفهمیدم اینا چیزاییه که که مادرم بهش دیکته کرده. بابام اولا با محمد راضی نبود. ولی مامانم از بس تو گوشش خوند راضیش کرد. انقدر گفت و گفت که بابام باورش شده بود محمد بهترین پسر دنیاست. داشت شرایط خونه برام سخت میشد. دیگه نمیتونستم زیاد با مهدی بیرون بمونم. مامانم زنگ میزدومیگفت زود بیا خونه. بی موقع هم حق نداشتم از خونه بزنم بیرون. شرایطمو واسه ی مهدی توضیح دادم. بهش گفتم دیگه نمیتونم زیاد باهات بمونم. گفتم من تا حالا همه جوره سعیمو کردم که نذارم رابطمون خراب شه. بهش گفتم دیگه از اینجا به بعدش با تو. گفتم اگه منو میخوای باید بیای جلو. گفتم باید بهم نشون بدی که ادم بی عرضه ایی نیستی. گفتم یا مادرت و راضی کن یا قیدمنو بزن. درکم میکرد. حرف نا مربوطی نمیزدم.

حدود یه سال بخاطرش صبر کرده بودم . اگه عرضه ی راضی کردن مادرش و نداشت بهتر بود قید منو بزنه چون من از ادمای بی دست و پا متنفر بودم. گفت خانومم عزیزم خودتو ناراحت نکن. یکم دیگه تحمل کن راضیش میکنم. قرار شد از اون روز دیگه نرم دیدنش. گفتم فقط تو دانشگاه همدیگه رو میبینیم. روزی یه بارم تلفنی حرف میزنیم. البته تحمل این شرایط برام سخت بود. ولی میخواستم منطقی رفتار کنم. نمیخواستم یه عمر همین جوری پا در هوا باشم. زنگ که میزد شاکی بود. میگفت خسته میشم دلم تنگ میشه. میگفتم پس مادرتو راضی کن تا دیگه این فاصله ها تموم بشه. تلاششو میکرد. اولا با حرف زدن سعی کرده بود راضیش کنه. وقتی دید نتیجه نداره سعی کرد با قهر کردن مجبورش کنه. 2روز 2روز خونه نمیرفت وقتی هم میرفت با مادرش حرف نمیزد. میدونستم تنهاست زجر میکشه چون نه منو داشت نه مادرشو. تا اینکه بالاخره مادرش رضایت داده بود.

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
پــویان
شبکه اجتماعی ایرانیان
پــویان

مژده_و_میلاد

❌ داستانی به شدت جذاب برای اونهایی که فرازو نشیب های یک عشق را تجربه کردند.




گفت خب وقتشه بچه خواهر منم 25سالشه. نمیتونستم بیش از این باهاش کلکل کنم. گفتم واقعا شرایط خونه مون خیلی به هم ریخته ست. الان اصلا نمیتونم به ازدواج کردن فکر کنم. گفت من اصلا نمیخوام تحت فشارت بذارم. ولی بچه خواهرمو چیکار کنم. خیلی اصرار کرده باهاتون حرف بزنم. باور کنین خیلی پسر خوبیه. فقط یکم خجالتیه که منو فرستاده جلو. من اصلا خوشم نمیاد با کارمندام از این حرفا بزنم الانم خیلی معذبم. خیلی مغرور بود. میدونستم براش زیادیه که بخواد به من اصرار کنه که اجازه بدم بچه خواهرش بیاد برام خواستگاری. گفت خیلی دختر تو فامیل داریم اتفاقا بهشم گفتم یکی از همونا رو انتخاب کنه ولی مرغش یه پا داره. از لحنش فهمیدم که ناراحته که این موضوع رو با من مطرح کرده. گفتم اگه میشه شمارشو بدین خودم باهاش حرف میزنم. دلایلمو که بهش بگم قانع میشه. شماره رو بهم داد. از شماره ی شرکت بهش زنگ زدم. سلام کردم نشناخت خودمو معرفی کردم. هول شد از حرف زدنش مشخص بود. گفتم میخوام باهاتون حرف بزنم. گفت باشه چیکار کنم تلفنی میخوای حرف بزنی یا میخوای ببینیم. گفتم فکر کنم حضوری بهتر باشه. گفت کی کارتون تموم میشه. بهش گفتم. گفت میام دنبالتون. از شرکت که اومدم بیرون دیدم دمه در تو ماشین نشسته.

سلام کردم. اونم سلام کرد. گفت خب کجا برم. گفتم جایی نریم اگه میشه من همین جا تو ماشین حرفامو بهت بزنم و برم. گفت باشه مشخص بود که دلش راضی نیست ولی چون خجالت میکشید نمیتونست اصرار کنه که بریم جای دیگه. گفتم به دایی تون گفته بودین از طرف شما از من خواستگاری کنه؟ گفته بله البته ببخشین این رسمش نبود باید با خانواده خدمت میرسیدیم. گفتم نه منظور این نبود اشتباه نشه اگه گفتم بیاین اینجا واسه ی چیز دیگه ایی بود. میشه بگین اسمتون چی بود؟ حامدم. اهان اقا حامد من اصلا تو شرایطی نیستم که بتونم ازدواج کنم. اگه میام سر کار بخاطر شرایط بد مالیه. بابای من الان تو زندانه و هیچ امیدی نداره که بتونیم از اون تو درش بیاریم. مامانم اصلا رابطه ی خوبی باهام نداره و هر خواستگاری که برام بیاد به یه بهونه رد میکنه. خودمم تازه یه شکست عشقی خوردم و حوصله ی هیچ کسی و ندارم حتی خودمو. میدونم گفتن این حرفا به شما بی مورده. میدونم میتونستم فقط یه جواب رد بدم تا همه چی تموم شه اما نمیخواستم فکر کنی الکی ردت کردم. نمیخواستم خدایی نکرده داییت از دستم ناراحت بشه و منو از کار بندازه بیرون و من بیکار شم. میدونم اگه میومدین خواستگاری خودتون منصرف میشدین. چون دلتون نمیخواستین با خانواده ایی وصلت کنین که نه وضع مالی خوبی داره نه ابرو داره. میدونم 1000تا بهتر از من تو این شهر واسه ی شما هست هم از لحاظ مالی هم خانوادگی هم از نظر قیافه. پس لطفا خودتون برید به داییتون بگین که از ازدواج با من منصرف شدین. حرفامو زده بودم. به نظر خودم خیلی بچه گانه بود. اما شاید بخاطر فشار عصبی بخاطر ناراحتیایی که داشتم اینجور شده بودم. میترسیدم رییسم ازم ناراحت شه و منو از کار بندازه بیرون اگه هم منو مینداخت کسی که ضرر میکرد من بودم. چون عمرا میتونستم یه کاری پیدا کنم که هم با وقت کلاسام جور باشه هم در امدش نسبتا مناسب باشه. خواستم از ماشین پیاده شم گفت صبر کن.

شما حرفاتونو زدین و حالا هم دارین پیاده میشین. نمیدونم چه فکری کردی که درمورد اوضاع خانواده ت همه چیو گفتی. من کاری به شرایط خانوادت ندارم. اصلا هم مهم نیست بابات واسه ی چی زندانه. من رو شناختی که از خودت پیدا کردم بهت علاقه مند شدم. نمیگم خوشگل ترین دختر دنیایی. ولی من همینی که هستی و میخوام. گفتی شکست عشقی داشتی دلم میخواد سنگینی این شکست و از رو شونه هات بر دارم. من تو رو همینجوری که هستی دوست دارم. همین نگاه سرد و بی تفاوت. چشمای خسته و غمگین. من همین ادم بی حوصله رو دوست دارم که حتی تحمل خودشم نداره. ازتون میخوام بهم یه فرصت بدین و انقدر زود ازم نگذرین. نمیخوام نگران هیچی باشی. من یه انسان کامل و بالغم.حق تصمیم گیری دارم واسه ی خودم. من ارزش شما رو تو وجود خودتون میبینم نه تو خانواده و مادر و پدرتون. حرفاشو نمیفهمیدم. حس میکردم داره شعار میده. گفتن این حرفا راحت بود اما موقع مقابله با مشکلات که میرسید همه جا میزدند . گفتن از دنیای بهتر و زندگی شیرین راحت بود. اما شاید کسی نمیتونست این دنیا ی شیرین و تو ذهنش مجسم کنه.

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
پــویان
شبکه اجتماعی ایرانیان
پــویان

مژده_و_میلاد

❌ داستانی به شدت جذاب برای اونهایی که فرازو نشیب های یک عشق را تجربه کردند.



ماشینشو سر خیابون دیدم. همین که منو دید از ماشین پیاده شد و کنار ماشینش وایساد. از دیدن چهره ی اروم و خونسردش احساس ارامش میکردم. مهدی میتونست منو شاد کنه زندگیمو اروم کنه. براش لبخند زدم اومد جلو کسی اونجا نبود. خوبی مژده جان. خوبم عزیزم. میدونستم خوب نیستی اما بخاطر اینکه کسی نبینتت دور از خونتون ایستادم شرمنده. نه عزیزم کار خوبی کردی حالم دیگه خوب شده. در ماشین و برام باز کرد. سوار شدم. چی شد تو که خوب بودی. چرا یهو حالت بد شد؟ اصلا چرا نمیگی چت بوده فقط میگی بد بودم؟ یکم نگاش کردم. نگرانم بود. نمیخواستم نگرانم باشه. بهش گفتم که مریض نبودم گفتم تو خونه مشکل داشتم. گفت اگه دوست داری بگو مشکل چی بوده وگرنه اصرار نمیکنم. گفتم اگه نگم راحت ترم. گفت باشه عزیزم. نمیدونستم کار درستیه که میلاد و بهش نگم یا نه. من تصمیممو گرفته بودم. انتخابش کرده بودم. اما نمیخواستم با گفتن این موضوع باعث بشم بهم شک کنه. نمیخواستم نگرانم بشه. تو افکار خودم معلق بودم که بهم گفت مژده ؟

گفتم جانم؟ گفت این دو سه روز که ندیدمت فهمیدم چقدر احساسی که بهت دارم قویه. خیلی دلم تنگ شده بود. گفتم ممنون عزیزم منم دلم تنگ شده بود. گفت مژده من قصد ازدواج دارم. اگه چنین قصدی نداشتم هیچ وقت طرف تو نمیومدم. میرفتم دنبال دخترایی که فکر خوشگذرونین و خیلی هم ازادند. میخوام باهات ازدواج کنم. حتما خودتم فهمیدی این مساله رو. قبل از تو میخواستم با سحر ازدواج کنم. اما الان خیلی خوشحالم که سحر منو پس زد. خوشحالم که بهم خیانت کرد و من باهاش ازدواج نکردم و با تو اشنا شدم. فکر میکنم خدا خیلی دوستم داشته که تو رو برام رسونده. حالا قبل از همه چیز. قبل از اینکه با کسی صحبت کنیم. میخوام خودت بهم بگی حاضری با من ازدواج کنی؟ الان ازت جواب نمیخوام. میخوام فکراتو بکنی. شاید تو این مدت با رفتار و اخلاقم اشنا شده باشی. ولی اگه خواستی بیشتر اشنا بشی کمکت میکنم تحقیق کن از بچه های دانشگاه بپرس. هر کاری که میدونی بکن. داشتم نگاش میکردم و هیچی نمیگفتم. نمیدونم چرا باید الان بهم پیشنهاد میداد. الان که من تازه یه تصمیم سخت گرفته بودم. فکر میکرد من یه فرشته م که خدا از اسمون فرستادتم زمین نمیدونم اگه از احساسم خبر دار میشد چیکار میکردی. از عشق و احساس قویی که به میلاد داشتم. میخواستم میلاد و بذارم کنار. نمیخواستم بهش خیانت کنم. حس میکردن بودن با مهدی و فکر کردن به میلاد خیانت باشه. لیاقت مهدی خیلی بیشتر از این بود. دوست داشتم زمانی باهاش ازدواج کنم که تمام احساسم فقط و فقط ماله خودش باشه.

گفتم مهدی جان من الان یکم ذهنم درگیره. یکم ناراحتم معذرت میخوام اصلا نمیتونم فکر کنم ماشینو زد کنار. مژده عزیزم خوبی؟باهام حرف بزن. زدم زیر گریه. بغلم کرد. اولین باری بود که بغلم میکرد. مقاومت نکردم. هیچی نگفتم. حس میکردم تو بغلش که باشم از همه ی غصه های دنیا فارغم. منو محکم تر تو بغلش فشار داد و من بیشتر گریه کردم. میخواستم تمام بغضامو خالی کنم. هیچی نگفت تا اروم شدم. گفت الان نباید بهت پیشنهاد میدادم. نمیخواستم تحت فشارت بذارم معذرت میخوام. من خیلی خودخواه بودم که به خاطر دلتنگیه خودم ازت خواستم باهام ازدواج کنی.دوباره گریه م گرفت. شاید خوبی بیش از حدش بیشتر عذابم میداد. کاش انقدر مهربون نبود. کاش انقدر خوب و فهمیده نبود. قرار شد فعلا در این مورد صحبت نکنیم. یه مشکل دیگه هم بود. اگه مهدی میخواست بیاد خواستگاری باز مامانم میخواست بازی در بیاره. مامانم رضایت نمیداد. میدونستم مهدی انقدر خوبه که اگه براش توضیح بدم درکم میکنه. ولی خانواده ش چی؟ چه طور باید بی احترامی های مامانمو تحمل کنند. سعی کردم به این مسائل توجه نکنم. فعلا فقط میخواستم میلاد و فراموش کنم. اما با بازیایی که میلاد در میاورد شرایط و واسه ی هردومون سخت تر میکرد. چند باری تو کوچمون دیدمش بهش توجه نکردم. وانمود میکردم که نمیبینمش. چپ و راست زنگ میزد به تلفن خونه. و من سعی میکردم گوشیو جواب ندم ...

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ