یافتن پست: #خدا

†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††
شبکه اجتماعی ایرانیان
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††

من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده است
♫ ♬ ♪✿❦ヅ پگاه اسانس خاص نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♫ ♬ ♪✿❦ヅ پگاه اسانس خاص نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

کیا قبول دارن؟؟..من خودم به شخصه قبول دارم... img src=img src=

3 دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
♂Ƈ♡ƬƬ♡И♥ ƇΛИDY♀
شبکه اجتماعی ایرانیان
♂Ƈ♡ƬƬ♡И♥ ƇΛИDY♀
دختره پست گذاشته:
فرهاد من کجاست که ببیند لیلی در آتش عشقش خاکستر شده...



والا تا اون جا که من خبر دارم
فرهاد چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی
تورو خدا قبل شکست عشقی خوردن
یه کم در حوزه ادبیات مطالعه کنید
1 دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

والا من نمیدونم که چرا اینقدر مسئولین بی تفاوت شده اند که برایشان هیچ فرقی نمیکنه .که چه اتفاقاتی در کشور رخ میده .؟
وچرا مرزها کنترل نمیشه واتباع بیگانه به این راحتی از مرز گذشته ویکسر وبدون هیچگونه مشکلی به تمام نقاط این کشور تردد میکنند . ازداوج میکنند .
خرید وفروش دارند؟
واز همه مهمتر بازار کار کشور را اشباع کرده اند وبعلت وجود کار فراوان همه جا ولو میخورند و از همه مهمتر ایا هیچ کنترلی برای اینها وجود دارد ؟
والا سربازی هم خدمت میکنند .چشم ودل مسئولین روشن ....
شما فقط دلتان کبابه سلفییت وبس .
شما که بیشترین اخبار را این ادمها در اختیار دارید سکوت اختیار میکنید بخدا سکوت در برابر این همه مشکلات ؟!!!
تعرض جوان19ساله افغانی به دختر ایرانی در فضای سبز شرق تهران
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۵۴
اعتماد نوشت: دو هفته قبل مردی به مأموران پلیس مراجعه کرد و مدعی شد دختر جوانش مورد تعرض قرار گرفته ‌است. این مرد به پلیس گفت دخترم برای میهمانی بیرون رفته ‌بود و حدود ساعت هشت شب وقتی به خانه برگشت، درحالی‌که بدنش مجروح شده‌ بود، او را دیدم و پرسیدم چه اتفاقی برایش افتاده‌ است. دخترم به شدت ناراحت بود و اصلا نمی‌توانست صحبت کند، اما بعد از چند دقیقه وقتی کمی حالش بهتر شد، گفت از سوی جوانی مورد تعرض قرار گرفته‌ است.

این دختر جوان در توضیح آنچه اتفاق افتاده ‌بود، به پلیس گفت: حدود ساعت هشت شب بود و من از اتوبان باقری داشتم به خانه می‌رفتم. از فضای سبز کنار اتوبان راه می‌رفتم که یکدفعه جوانی به من حمله کرد و من را کتک زد و بعد به داخل جوی آب انداخت و مورد تعرض قرار داد. مرد جوان به شدت من را کتک زد و توان مقاومت را از من گرفت.

با توجه به شکایت این دختر و پدرش پرونده برای رسیدگی به اداره آگاهی سپرده و دختر جوان نیز به پزشکی قانونی معرفی شد.

درحالی‌که پزشکی‌ قانونی تعرض به دختر جوان را مورد تأیید قرار داده ‌بود، پدر این دختر دوباره به مأموران مراجعه کرد و از وجود یک قربانی دیگر دراین‌باره خبر داد.

او گفت: وقتی داشتم در مورد آنچه برای دخترم اتفاق افتاده با یکی از همسایه‌ها صحبت می‌کردم، او به من گفت چند روز قبل حادثه‌ای مشابه برای خواهرش به وجود آمده ‌است، اما از آنجا که به خواهرش تعرضی نشده، موضوع را به پلیس گزارش نداده‌ است.

وقتی مأموران دوست این مرد را مورد بازجویی قرار دادند، او گفت: چند روز قبل از اینکه این حادثه برای دختر جوان به وجود بیاید، برای خواهر من هم این اتفاق افتاد و مردی به او حمله کرد و کتکش زد و او را داخل جوی آب انداخت و قصد تعرض به او را داشت که خواهرم موفق به فرار شده‌ بود. چون این موضوع به تعرض ختم نشده‌ بود، ما شکایت نکردیم اما خواهرم به شدت دچار آسیب شده است.

وقتی مأموران متوجه شدند احتمالا با تعرض‌های زنجیره‌ای در اطراف اتوبان باقری مواجه هستند، بررسی‌های خود را دقیق‌تر کردند تا اینکه پدر دختر یک‌ بار دیگر به مأموران مراجعه کرد و مدعی شد جوان متعرض را شناسایی کرده ‌است. او گفت: از روزی که دخترم مورد تعرض قرار گرفته‌ است، در اطراف محل حادثه پرسه می‌زنم تا شاید بتوانم ردی از فرد متعرض پیدا کنم. تا اینکه پسری را با مشخصاتی که دخترم گفته‌ بود، دیدم. او سوار موتور بود و داشت برای دختری جوان مزاحمت ایجاد می‌کرد؛ من هم جلو رفتم و او را تعقیب کردم و به او معترض شدم چرا مزاحم دختر جوان شده‌ است. او از دست من فرار کرد، تعقیبش کردم؛ او وارد یک کارگاه شد، من آدرسش را دارم.

با توجه به آدرس به‌دست‌آمده، مأموران به محل رفتند و پسر جوان را بازداشت کردند. او به تعرض اعتراف کرد و گفت: وقتی دختر جوان را دیدم، از خود بی‌خود شدم و فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفتد و دستگیر شوم.

متهم که برای تحقیقات بیشتر به شعبه ١١ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی متین‌راسخ آورده شده بود، در گفت‌وگویی کوتاه گفت: ١٩ساله هستم و چند ماه قبل از افغانستان به ایران آمدم. هفت ماه بود که کار می‌کردم . برای خانواده‌ام پول می‌فرستادم. نمی‌دانم در مورد کاری که کردم چه بگویم؛ پشیمان هستم. من به‌جز این دختر یک ‌بار دیگر هم با دختری چنین رفتاری کردم.

قاضی متین‌راسخ از کسانی که احتمالا قربانی این جوان افغانستانی شده‌اند، خواست به شعبه ١١ دادگاه کیفری استان تهران مراجعه کنند و اطمینان داد مشخصات آنها محفوظ خواهد ماند و دادگاه امانتدار صحبت‌های آنها خواهد بود.

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††
شبکه اجتماعی ایرانیان
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††
شبکه اجتماعی ایرانیان
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی
تقدیم به تو .
افتاب امد دلیل افتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
از وی ار سایه نشانی میدهد
شمس هر دم نور جانی میدهد
پس نبی رهبر بود سوی نبی
وان ولی سوی خداوند علی ...
لاجرم نور علی احمد بود
وجه او ایینه سرمد بود .
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی
درباره اعتصاب غذا/ پیشنهادی درباره حصر
محسن مهدیان، ۲۷ مرداد ۹۶
تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۵۵
آقای کروبی اعتصاب غذا کردند و به بهانه نگرانی از سلامت وی، مباحثی هم درباره رفع حصر مطرح شد.

ضدانقلاب داخلی و خارجی مخاطب ما نیستند. اما اگر برایتان کشور و نظام اهمیت دارد و از طرفی درباره حصر ابهام دارید و نگران هستید چند نکته را باید مرور کنیم.

یکم. آقای کروبی ممکن بود با این اعتصاب غذا از دنیا بروند. ایشان آخوند هستند و می دانند این یعنی خودکشی. بعدها در تاریخ خواهند نوشت یک روحانی مسلط به شرع، برای مخالفت با قانون نظام، قانون خدا را زیر پا گذاشت.

البته سابقه ای هم از این جنس وجود دارد؛ وی برای اعتراض به نتیجه انتخابات، قانون اساسی کشور را زیر پا گذاشت.

دوم. حصر برای چه چیز است؟ یک منطق خیلی ساده وجود دارد.
محاکمه آقای کروبی حق ایشان است. حق هم دارند چنین مطالبه ای داشته باشند. مطالبه ما نیز چنین است.
اما چرا نظام دادگاه علنی برگزار نمی کند؟ خیلی ساده است. نگران امنیت مردم است.
از آنجائیکه سابقه قانون شکنی سال 88 وجود دارد، اگر قرار باشد برگزاری یک دادگاه به آشوب در کشور منتهی شود کدام حق ارجح است؟ حفظ امنیت مردم یا برگزاری دادگاه برای یک نفر؟

اقای مطهری و دیگران به همین سوال ساده جواب دهند. ممکن است گفته شود که ما پیش بینی می کنیم آشوب نشود. چرا باید حافظان امنیت مردم باور کنند؟ مگر نهاد قانونی برای فهم این موضوع وجود ندارد؟ نهادی که در تصمیم دیروز و امروزش برای حصر، آقای رئیس جمهور حضور داشتند، قابل اتکاتر ست.

سوم . آقای مطهری از جناب کروبی نقل کرده اند که به او گفته شده برای برداشتن حصر باید توبه کند. احتمال می دهم سوء تفاهم شده باشد. توبه از چه چیز؟

اشتباه بزرگی است که تصور می شود حصر به جهت ادعای تقلب است. حصر یک سال بعد انتخابات اجرا شد و به جهت حفظ امنیت کشور بود نه ادعای تقلب. حصر واکنش به آتش افکنی در کشور است؛ نه نتیجه ادعای تقلب و یا محاکمه.

نباید آدرس غلط داد. البته احتمال می رود منظورشان از توبه، اعلام برائت از قانون شکنی ها باشد؛ اگر چنین بوده پیشنهاد خوبی است. بهتر بود ایشان می پذیرفتند.
پیشنهادی که به این فهم می رسد؛ همین است.

چهارم و پیشنهاد؛
آقای خاتمی و مطهری و باقی دوستان شان، به این موضوع فکر کنند که چطور می شود به مردم تضمین دهند که با رفع حصر و برگزاری دادگاه، امنیت کشور بهم نریزد.
شور بگیرند و پیشنهاد دهند. مثلا محصورین تضمین کتبی دهند یا هرچیز دیگر. با این تضمین سیاسی حصر برداشته شود و بعد هم در انتظار دادگاه باشیم.

پنجم. یک نکته درباره دادگاه باقی مانده است.
فراموش نشود که این دادگاه درباره اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" است. ساده تر اینکه اگر اقای کروبی حتا بتواند ثابت کند احمدی نژاد صد هزار رای و موسوی 30 میلیون رای داشته است، بازهم به جرم اعتراض خارج از ساختار قانونی و دعوت مردم برای ریختن به خیابان ها "باغی" محسوب می شود و حکم شان روشن است.
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††
شبکه اجتماعی ایرانیان
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††

و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی جرس کاروان

از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی آغازی بی پایان را می سراید

6 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی
امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

اگر خداوند چیزی کمتر از اف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌کرد؛ و اف گفتن از کمترین مراتب عاق والدین شدن است؛ نوع دیگری از عاق شدن این است که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند. (خیره شود).

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ