یافتن پست: #رفتار

مهسا
شبکه اجتماعی ایرانیان
مهسا

یادمون باشه باهراشغالی که توخیابون میریزیم کمریه نفرواسه برداشتنش خم میشه...

خیلی جالبه بعضیاریختن زباله توخیابون حق خودشون میدونن وقتیم بهشون تذکرمیدی اونقدررفتارزننده ای نشون میدن که واقعاتاسف داره ولی این فقط توهین به شعورانسانیته...اهل موعظه وبالامنبررفتن نیستم ولی توروخدارعایت کنیدکاراین بنده خداهامضاعف نشه ...
3 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
✨ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻢ.????

⛔️ﻧﮕﻮ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﺎﻥ ﺷﺪﻡ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻡ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺩﺭ ﻓﺮﺻﺘﻰ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺧﺪﺍ ﺑﺪ ﻧﺪﻩ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺧﺪﺍ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪﻩ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﻗﺎﺑﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ !
✅ﺑﮕﻮ : ﻫﺪﯾﻪ ﺍﻯ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻡ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺯﺷﺘﻪ !
✅ﺑﮕﻮ : ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ !
✅ﺑﮕﻮ : عالیم !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ !
✅ﺑﮕﻮ : خدا قوت !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺁﺳﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﺒﻢ ﺭﺳﯿﺪ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﻮﺩ !
⛔️ﻧﮕﻮ : ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
✅ﺑﮕﻮ : ﺧﻮﺩﻡ ﺣﻠﺶ ﻣﯽﮐﻨﻢ !

♥️ﺧﻮﺏ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ❣
2 دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نادره
شبکه اجتماعی ایرانیان
نادره
خداوندا
به من قدرتی ببخش
تا هر آنچه که آزارم داده
هر آنچه که مرا تلخ و نا شادم کرده
هر آنچه که از نفرت و انزجار لبریزم کرده
ببخشم و عفو کنم
برون و درون
گذشته و آینده را زیبا ببینم.....
4 دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم. استاد سر کلاس آمد و میدانستیم که 10 سئوال از تاریخ کشورها خواهد داد.
دکتر بنی احمد فقط 1 سئوال داد و رفت:

مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟

از هر که پرسیدم نمیدانست.
تقلب آزاد بود چون ممتحنی نبود اما براستی کسی نمیدانست.
باخود گفتیم حتما زن ناموری بوده
همه 2 ساعت نوشتیم از صفات برجسته این مادر؛ از شمشیرزنیش، از آشپزی برای سربازان، از برپا کردن خیمه ها در جنگ، از عبادتهایش و …
استاد بعد 2 ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت.

14 تیر 1354 برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل رفتیم. در تابلو مقابل اسامی همه با خط درشت نوشته شده بود مردود!

برای اعتراض به ورقه به سالن دانشسرا رفتیم. استاد آمد گفت کسی اعتراض دارد؟
همه گفتیم آری!
گفت خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟!
پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟
گفت: در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده، پاسخ صحیح "نمیدانم" بود. همه 5 صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد "نمیدانم"!
ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است. بروید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد…

ما گرفتار نادانی خود شدیم…
4 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
TAK BANOO=TKD
شبکه اجتماعی ایرانیان
TAK BANOO=TKD
یا امام رضا سلام شب شهادتت است.

واسه خودم هیچی نمیخوام اما تورو خدا گرفتارارو کمک کن

یا امام رضا خیلیا جای خواب ندارن
خیلی از بابا ها پول نون شب ندارن
خیلی از مامانا حتی لباس گرم ندارن
خیلیا برا گرمی هوا خنک کننده ندارن

خیلیا دلشون شکسته
خیلیا گرفتار و زندانین

خیلیا پشت در بیمارستان منتظر به هوش اومدن عزیزشونن

خیلیا چشم انتظار فرزند هستند
خیلیا دنبال شفای مریضشونن
خیلیا یواشکی اشک میریزن فقطم خدا میدونه چشونه

میخوام بگم کمکشون کن

من کسی نیستم که ازت بخواما اتفاقا گناهامم زیاده...اما دیدی که من ????هیچی نمیخوام گرفتارارو یه دستی به زندگیشون بکش??

عاشقتم یا امام رضا
6 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
kian
شبکه اجتماعی ایرانیان
kian


بی خود و بی جهت که ساده باشی
آدمها تن و روحت را پل میکنند و از رویت بی خردانه رد میشوند . . .

به هزار و یک ترفند تو را به بازی میگیرند و تو
همچون کودکان کنار رفته ی بازی
به همه ی کلک هایشان تن در میدهی . . .

آنها وقت و بی وقت به غرور در دست گرفته ات حمله میکنند و همه ی باورهایت را زیر پاهایشان له میکنند
و جواب کارهایشان فقط میشود :
حواسم نبودها . . .
ببخشیدهای از صدها
حرف بزرگ بدترها . . .

ساده که میمانی
مردم میشوند گرگهای در لباس میش ،
بی درنگ به وجودت حمله میکنند و
همه ات را یکجا میدرند ،
انگار نه که با هم سر یک سفره می نشستید و در یک بشقاب غذا میخوردید.

همیشه باید پیششان بی برو برگرد در همه ی مواقع سختی و گرفتاری بمانی و مثل کوه پشتشان بایستی ،
و دریغ از نبودن های خودشان ،
کم مهری هایشان . . .

وای بر روزی که حال دلت کوک نباشد ،
نبض دلت یکسان کار نکند و
روزگارت بر وقف مراد نباشد ،
هیچکدام یادشان نمی آید که تو هستی و همیشه بودی ،
بین اینها ، ساده که میمانی ،
مثال درخت سنوبری را داری که باید همیشه استوار باقی بمانی و زیر سایه ات خستگیشان را در کنند و
اگر طوفانی بیاید و برگ و شاخه هایت را وحشیانه بشکند ،
خودت باید خم شوی
شاخه ها را گوشه ای انبار کنی و خودت را التیام بدهی برای بهاری دیگر . . .

در این حال مبادا گزندی
به آنهایی بخورد که
سایه ات خوشحالشان کرده . . . !


4 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
kian
شبکه اجتماعی ایرانیان
kian
وقتی ساندویچ میخوری
گاز اولش بیشتر نان خالی است !
اما تو چون گرسنه هستی ، با اشتها و ولع گاز اول را میزنی تا زودتر به قسمت های بهتر و خوشمزه تر برسی.
همینطور ادامه میدهی و از ساندویچت لذت میبری تا اینکه به آخرش میرسی ،
گاز آخر هم
چیزی بیشتر از نان خالی برایت ندارد.
اما حالا تو سیر شده ای ، دیگر دلت برنمیدارد نان خالی و بی مزه را قورت بدهی ،
برای همین خیلی راحت و بیخیال بلند میشوی که بروی و آن لقمه ی آخر در بستری از کاغذ چرب و دستمالی شده باقی میماند ، در انتظار رفتن به سطل زباله...!
خب این خیلی طبیعی است و قابل درک ،
اما بی زحمت از این به بعد
هر وقت ساندویچ خوردی ،
با خودت فکر کن ببین
چند بار پیش آمده که با آدم ها درست مثل ساندویچ رفتار کرده ای.!!!
2 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
3photo_graphy_20171013_1646633975522550618.jpg

:بقل:بقل:بقل
114 دیدگاه |
و 15 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
کتایون
شبکه اجتماعی ایرانیان
کتایون

گاهى خودت رامثل یک کتاب ورق بزن،
انتهای بعضی فکرهایت " نقطه" بگذار که بدانی باید همانجا تمامشان کنی.
بین بعضی حرفهايت "کاما" بگذار که بدانی باید با کمی تامل ادایشان کنی .
پس از بعضی رفتارهایت هم "علامت تعجب" و آخر برخی عادت هایت نیز علامت "سوال" بگذار .
تا فرصت ویرایش هست...
خودت را هر چند شب یکبار ورق بزن...
حتی بعضی از عقایدت را حذف کن ...
اما بعضی را پر رنگ.....

دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
IMG_20171111_212311.jpg
26 دیدگاه |
و 13 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ