یافتن پست: #زمین

نیمــnimaـــا
شبکه اجتماعی ایرانیان
نیمــnimaـــا

.


چارلز بوکوفسکی و "عامه پسند" اش را دوست دارم،
چارلز بوکوفسکی و "موسیقی آب گرم" اش را دوست دارم.
چند سال پیش دلم می خواست و نوشته بودم که :
یکی پیدا شود با هم هر روز یک ماشین را نشان کنیم و تعقیبش
کنیم و ببینیم کجا می رود و چه کار می کند و ادامه اش را
از خودمان دربیاوریم و خیالپردازی کنیم و داستان بنویسیم...!

چند سال پیش دلم می خواست یکی پیدا شود با هم کتاب بخوانیم،
کنار هم که نه حتما، منظورم همزمان است...!
و یکی که با هم فیلم ببینیم، چه با هم و چه یا فقط همزمان...!

و لعنت به من که برای هر کاری حتما هم پا می خواهم،
و لعنت به من که در وابسته ترین ماهِ سال به عشق،
در تیر کذایی به دنیا آمده ام!

بعدها، خیلی خیلی بعدها، یک ایمیل عجیب و غریب از دختری که
نمی شناختم آمد که: بیا برویم ماشین ها را تعقیب کنیم،
پرسیدم شما؟! جواب نداد...

چند سال پیش دلم می خواست از تجریش تا راه آهن را
عکاسی کنیم و بعدتر بزنیم به شهرهای دیگر و چقدر ایده های
دیگر داشتم...!

و لعنت به من که نشسته بودم تا اول دلم برود بعد لذت های
دنیا را تجربه کنم،
و لعنت به من که میدانی چند وقت است کتاب نخوانده ام؟!
"جای خالی سلوچ" را یک سال تمام دست گرفتم و آخرش هم
نفهمیدم هاجر چه شد؟...

لعنت به من که آنقدر نشستم تا اول دلم برود،
که حالا نمی دانم با دلِ رفته ای که صاحبش متواری شده است و با
این موهای سفید و بدون تمبرهندی و بدون هیچ هیجانی برای
هیچ کاری و بدون هیچ ایده ای،
قرار است چه کار کنم!؟

وقتی به جای "زندگی کردن" فقط زنده ایم و فقط به روزمرگی ها
چسبیده ایم و به چیزهایی گیر می دهیم که اصلا در مسیر
زندگی کردنِ ما نیستند،
و می گذاریم حواشی به همه چیز گند بزنند،
قرار است دیگر چه کار کنم؟!
زورکی که نمی شود؛

مردم حوصله ی هم را ندارند،
مردم تنهایی و آرامش ِ خودساخته شان را با آرزوهای ما
عوض نمی کنند!

ببینم لازم است که یادآوری کنم که من از جملاتی نظیر
"خودت معجزه ی خودت هستی و خودت را دوست بدار و در آینه به
خودت لبخند بزن و برای خودت هدیه بخر و با خودت خوش
بگذرون و اینگونه اراجیف..." متنفرم!؟

نه لازم نیست هزار بار گفته ام! و فکر نکنید که نکرده ام ها،
دلم که خوش بود صبح های زود هر هفته تنها با کوله و قمقمه
کوه ها را بالا رفته ام و برای خودم املتِ یکنفره سفارش داده ام و
حالش را برده ام،
دلم که خوش بود شب به شب تمام فیلم های خارجی سینما پردیس
را تک و تنها دیده ام و ساعت 3 صبح توی مسیر برگشت
احساس کرده ام خودم و خودم برای خودمان کاملا کافی ایم؛

یعنی می خواهم بگویم فکر نکنید از این دیوانه بازی ها درنیاورده ام ها...
در آورده ام اما جواب نمی دهد؛
در نهایت جواب نمی دهد!
یک روز به خودتان می آیید می بینید اینکه دارید نقشش را
بازی می کنید شما نیستید،
یک روز به خودتان می آیید و می بینید دلتان می خواهد کسی را
که دوست دارید شریک لحظه های خوبتان کنید و شما هم
شریک لحظه های خوبش،
حالا هر چه که هستند، بشوید! بعد می نشینید به امید کسی که
حداقل ساعت خوابش با شما یکی باشد
برای قدم اول، و بعد به موسیقی هایی بگوید خوب که واقعا خوب
باشند برای قدم دوم، و بعد بلد باشد روی تابلوی شریکی تان
روباه بکشد آنطور که خودتان بلد نیستید،
و حواسش باشد که چیپس هایی که تا شده اند و من صدایشان را
زیر دندان هایم دوست دارم را برایم جدا کند و بفهمد زندگی کردن به
همین سادگی ست!

به خدا زندگی کردن دقیقا به همین سادگی ست؛
زنده بودن اما خیلی سخت است،
زنده بودن سخت و تکراری ست، و "زندگی کردن" است که
این "زنده بودن" های اجباری را شیرین می کند!...

ولی مردم حوصله ی هم را ندارند، مردم اصرار دارند همان
کارهایی را بکنند که دیگران می کنند،
مردم اصرار دارند یکی را تور کنند برای تور و خُنچه و هلهله و قند و
شاباش و بعد هم بچه هایشان را دوست بدارند و هی صبح شود و
هی شب شود و هی به هم گیر بدهند و باز هی صبح شود و
هی شب شود،

مردم هیچ چیز جالب تری نمی خواهند، مردم عشق نمی خواهند!
و اصرار هم دارند که به من بگویند از روی ابرها بیا پایین و توی دنیای
واقعی زندگی کن تا کامروا باشی!
و آنقدر مرا ناواقعی می خوانند که چیزی نمانده بروم خودم خودم را
به دیوانه خانه ای جایی معرفی کنم بگویم هِی آقا یا خانم
پرستار یا دکتر، بیایید مرا معاینه کنید ببینید من دارم کجا زندگی می کنم!؟؟

همین روزها خودم هم دیگر حوصله ی خودم را نخواهم داشت...
همین که کتاب نمی خوانم که مبادا دلم بخواهد چند خط جالبش را
برایت بخوانم،
همین که از دانلود کردن موسیقی های جدید می ترسم که مبادا
خوب باشند و دلم پر بکشد برای شریک شدنشان با تو،
همین که دیگر به همین دلیل فیلم نمی بینم،
همین که دیگر به همین دلیل عکس نمی بینم،
همین ها یعنی مصداق ِ اصطلاح ِ دل و دماغ نداشتن!
همین ها یعنی دلت هیچ کجا نمی تپد،
نه توی سینه ی خودت و نه توی دست های کسی دیگر ...!

ببینم تو میدانی وقتی دلم نه توی سینه ام می تپد و نه
توی دست های تو، چه احساسی ست!؟؟
آنقدرها هم بد نیست، اما فقط زنده ای...
بی موسیقی، بی کتاب، بی فیلم، بی هیجان، بی سفر،
بی مسیج های شیطنت آمیز،
بی قهوه، بی آواز، بی جنگ و دعوا حتی
(که گاهی شیرین تر می کند آشتی های بعدش را)، بی بوسه،
بی آغوش، بی خیالپردازی، بی سلام، بی آن طرز ِ همیشگیِ
خداحافظی کردنت، بی "روز به خیر" ها،
بی قول و قرار، بی شوقِ خوانده شدن شعرها،
بی شوقِ دیده شدن عکس ها، بی شوقِ انتخاب رنگ ها که
آخرش هم نفهمیدیم زمینِ زیر پای شازده کوچولو را چه رنگی کنیم،
بی چیپس های تا شده،
بی "خوب بخوابی" ها، بی "عزیزم" صدا زدنِ کسی،
بی حرص خوردن از ترافیک هایی که دیرتر می رساند ام به تو،
بی تعجب از زود گذشتن زمان وقتی هستی،
بی کشفِ دوباره ی اختراعی به نام آسانسور،
بی کشفِ طراوتِ آویشن و لیموی تازه، بی دلتنگی،
بی حساسیت ها و حسادت هایمان حتی، بی همه چیز!...

وقتی دلت هیچ کجا نمی تپد و نه خودت معجزه ی خودت هستی و نه
"تو"یی معجزه ات می شود،
وقتی از دکمه ی save می ترسی،
وقتی تمام عکس ها را پاک می کنی،
وقتی تمام شماره ها را پاک می کنی،
وقتی تمام مسیج ها را پاک می کنی، آنقدرها هم بد نیست...

چارلز بوکوفسکی و "موسیقی آب گرم" اش را می دانی چرا دوست دارم؟
می گوید: شاعر به همان اندازه که ماشین تحریرش را لازم دارد،
غم اش را هم لازم دارد!...
من اگر نمی گذاشتی حواشی همه چیز را به گند بکشند،
از بی غمی ها هم بلد بودم بنویسم،
اما این پیرمرد لابد می دانسته که در غم نوشته ها زیباترند ...!


.

4 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♪♫♥بانوی درخشان آریایی♥♪♫
شبکه اجتماعی ایرانیان
♪♫♥بانوی درخشان آریایی♥♪♫

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین

آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت

ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

2 دیدگاه |
و 13 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
مهسا
شبکه اجتماعی ایرانیان
مهسا

ادم به خداخیانت کرد

خداغم افرید....تنهایی افرید....بغض افرید..اماراضی نشد
کمی تامل کرد...انگاه عشق افریدنفس راحتی کشید
انتقامش راگرفته بودازادم
12 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
❁◕ ‿ ◕❁
شبکه اجتماعی ایرانیان
❁◕ ‿ ◕❁

آدم هایی هستند که وقتی خوشحالی،کنارت نیستند، چون حسودند... وقتی غمگینی در آغوشت نمیگیرند، چون خوشحالند.. وقتی مشکل داری به ظاهرهمدردند،اما در واقع بی خیال تو هستند.. امـا،وقتی خـودشان مشکل دارند،با تو خیلی مهربانند... این ها بدبخت ترین انسان های روی زمین هستند... که هیـچ آرامشی در زندگی ندارند !! ...

2 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
cdn.wisgoon.com.jpg

گفت: محبت کن، راه دوری نمی رود

گفتم: برعکس، محبت همه جا می رود،

از زمین تا آسمان، از دل به دل،
5 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
62521FF4-D21D-4A1B-A60E-F508C376BD73.jpeg

چنان به موی تو آشفته‌ام ،به بوی تو مست...


که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست،،،

سعدی
39 دیدگاه |
و 12 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
پــویان
شبکه اجتماعی ایرانیان
پــویان
می دانم از دیدنش حال آدم بد می شود. اما یک وقت هایی لازم است حال آدم بد شود. وقت هایی که به دنبال دلیلی برای شاد بودن می گردد، ساعت هایی که خود را بدبخت ترین آدم روی زمین می داند، لحظه هایی که فکر می کند سکه زندگی فقط یک رو دارد، روزهایی که شکر گزاری یادش می رود و شب هایی که با چه کنم ها و حسرت ها به صبح می رسد!
گاه آدمی لازم است بفهمد زنده بودن چه نعمت بزرگی ست و غم های دیگران چه وسعت ناباورانه ای دارد..
+
تصویری از یک جشن تولد نیمه تمام..
قدر بدونیم … ناگهان خیلی زود دیر می شود..
5 دیدگاه |
و 13 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
Reyhane
شبکه اجتماعی ایرانیان
Reyhane
واژه تسلیت چقدر آشناست برای ملتی که دایم باید به خاطر نداشتن افراد دلسوز آن را سالی چندبار تکرار کند...

تسلیت برای نداشتن جاده مناسب،
تسلیت برای ریزش پل،
تسلیت برای سوختن بچه ها در مدرسه،
تسلیت برای حادثه قطار،
تسلیت برای زلرله،
تسلیت برای عدم بازسازی بافتهای فرسوده
تسلیت برای آتش سوزی،
تسلیت برای تشنگی و خشکیدگی سرزمینم،
تسلیت برای اسید پاشی،
تسلیت برای جوانان معتاد،
تسلیت برای فقر،
تسلیت برای نداشتن هزینه درمانی و مرگ به اجبار
تسلیت برای کشته شدن محیط بانان،
تسلیت برای دست فروشی زنان،
تسلیت برای پدیده ی گور خوابی
تسلیت برای کودکان کار
تسلیت برای نبود امکانات و تجهیزات آتشنشانی

و هزاران تسلیت دیگر..


4 دیدگاه |
و 13 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
autostyle
شبکه اجتماعی ایرانیان
autostyle

موسسه اجاره خودرو اتو استایل بزرگترین مرکز اجاره خودرو تهران

اتو استایل ، وب سایتی تخصصی در خصوص ارائه خدمات اجاره خودرو ، در پایتخت کشور عزیزمان، ایران است. وب سایت اتو استایل با ارائه خدمات ویژه در خصوص اجاره خودرو و تشریفات ، بخش عمده ای از خدمات خود را به شرح ذیل اعلام می دارد:

اجاره آنلاین خودرو
اجاره خودرو بدون راننده
ترانسفر فرودگاهی
ترانسفر تشریفاتی
اجاره خودرو عروس
اجاره خودرو تشریفاتی لوکس

امروزه با پیشرفت ارتباطات بین المللی نیاز به تشریفات اداری و تجاری بیش از پیش احساس می شود. در همین راستا موسسه اتو استایل با ارائه خدمات تشریفاتی خود در زمینه اجاره اتومبیل با رانندگان مجرب و دارای مهارت های گفتاری به زبان های مورد درخواست مشتریان آماده ی خدمات رسانی در همایش ها، مجالس و برگزاری جلسات بیزینسی سازمان های معتبر است. شایان ذکر است خدمات ارائه خودروهای تشریفاتی و اسپورت به صورت بدون راننده نیز توسط موسسه اتو استایل انجام می پذیرد. البته شرایط واگذاری و اجاره هر یک از روشها ( اجاره اتومبیل با راننده و اجاره اتومبیل بدون راننده ) متفاوت است. جهت اطلاع از شرایط اجاره اتومبیل می توانید به بخش پرسش و پاسخ مراجعه نمایید و یا جهت اطلاعات بیشتر با شماره تلفنهای مندرج در سایت تماس بگیرید. موسسه اتو استایل با هدف رضایتمندی کلیه همراهان و مشتریان گرامی کار خود را به جدیت در زمینه تشریفات اداری و تجاری انجام می دهد. خوشحالیم که در این مسیر با ما همراه هستید.

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
s...n
شبکه اجتماعی ایرانیان
s...n
گلهای زیر آوار
دلیران سرزمینم
مادر پدر خواهر برادرم
مردمان کرمانشاه ایران عزیزم
سرتان بلند غمتان کم دردمندانتان شفا
از دست دادگانتان آمرزش
6 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ