یافتن پست: #شهر

†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††
شبکه اجتماعی ایرانیان
†† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††

2 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
مرد سرمایه داری در شهری زندگی میکرد...اما به هیچکس ریالی کمک نمیکرد
فرزندی هم نداشت و تنها با همسرش زندگی میکرد.
در عوض قصابی در آن شهر بود که به نیازمندان گوشت رایگان میداد!
روز به روز نفرت مردم از شخص سرمایه دار بیشتر میشد،و مردم هرچه او را نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چی کسی میخواهی؟
او در جواب لبخندی میزد و میگفت:«نیاز شما ربطی به من ندارد و شما بروید از قصاب بگیرید!»
تا اینکه روزی مریض شد...احدی به عیادتش نرفت و در نهایت در تنهایی جان داد!
همسرش به تنهایی او را دفن کرد...
اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد...دیگر قصاب گوشت رایگان به کسی نداد
قصاب گفت:«کسی که پول گوشت را پرداخت میکرد دیروز از دنیا رفت!!!!!»
قضاوت کردن کار ما نیست!
2 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نیمــnimaـــا
شبکه اجتماعی ایرانیان
نیمــnimaـــا

.


چارلز بوکوفسکی و "عامه پسند" اش را دوست دارم،
چارلز بوکوفسکی و "موسیقی آب گرم" اش را دوست دارم.
چند سال پیش دلم می خواست و نوشته بودم که :
یکی پیدا شود با هم هر روز یک ماشین را نشان کنیم و تعقیبش
کنیم و ببینیم کجا می رود و چه کار می کند و ادامه اش را
از خودمان دربیاوریم و خیالپردازی کنیم و داستان بنویسیم...!

چند سال پیش دلم می خواست یکی پیدا شود با هم کتاب بخوانیم،
کنار هم که نه حتما، منظورم همزمان است...!
و یکی که با هم فیلم ببینیم، چه با هم و چه یا فقط همزمان...!

و لعنت به من که برای هر کاری حتما هم پا می خواهم،
و لعنت به من که در وابسته ترین ماهِ سال به عشق،
در تیر کذایی به دنیا آمده ام!

بعدها، خیلی خیلی بعدها، یک ایمیل عجیب و غریب از دختری که
نمی شناختم آمد که: بیا برویم ماشین ها را تعقیب کنیم،
پرسیدم شما؟! جواب نداد...

چند سال پیش دلم می خواست از تجریش تا راه آهن را
عکاسی کنیم و بعدتر بزنیم به شهرهای دیگر و چقدر ایده های
دیگر داشتم...!

و لعنت به من که نشسته بودم تا اول دلم برود بعد لذت های
دنیا را تجربه کنم،
و لعنت به من که میدانی چند وقت است کتاب نخوانده ام؟!
"جای خالی سلوچ" را یک سال تمام دست گرفتم و آخرش هم
نفهمیدم هاجر چه شد؟...

لعنت به من که آنقدر نشستم تا اول دلم برود،
که حالا نمی دانم با دلِ رفته ای که صاحبش متواری شده است و با
این موهای سفید و بدون تمبرهندی و بدون هیچ هیجانی برای
هیچ کاری و بدون هیچ ایده ای،
قرار است چه کار کنم!؟

وقتی به جای "زندگی کردن" فقط زنده ایم و فقط به روزمرگی ها
چسبیده ایم و به چیزهایی گیر می دهیم که اصلا در مسیر
زندگی کردنِ ما نیستند،
و می گذاریم حواشی به همه چیز گند بزنند،
قرار است دیگر چه کار کنم؟!
زورکی که نمی شود؛

مردم حوصله ی هم را ندارند،
مردم تنهایی و آرامش ِ خودساخته شان را با آرزوهای ما
عوض نمی کنند!

ببینم لازم است که یادآوری کنم که من از جملاتی نظیر
"خودت معجزه ی خودت هستی و خودت را دوست بدار و در آینه به
خودت لبخند بزن و برای خودت هدیه بخر و با خودت خوش
بگذرون و اینگونه اراجیف..." متنفرم!؟

نه لازم نیست هزار بار گفته ام! و فکر نکنید که نکرده ام ها،
دلم که خوش بود صبح های زود هر هفته تنها با کوله و قمقمه
کوه ها را بالا رفته ام و برای خودم املتِ یکنفره سفارش داده ام و
حالش را برده ام،
دلم که خوش بود شب به شب تمام فیلم های خارجی سینما پردیس
را تک و تنها دیده ام و ساعت 3 صبح توی مسیر برگشت
احساس کرده ام خودم و خودم برای خودمان کاملا کافی ایم؛

یعنی می خواهم بگویم فکر نکنید از این دیوانه بازی ها درنیاورده ام ها...
در آورده ام اما جواب نمی دهد؛
در نهایت جواب نمی دهد!
یک روز به خودتان می آیید می بینید اینکه دارید نقشش را
بازی می کنید شما نیستید،
یک روز به خودتان می آیید و می بینید دلتان می خواهد کسی را
که دوست دارید شریک لحظه های خوبتان کنید و شما هم
شریک لحظه های خوبش،
حالا هر چه که هستند، بشوید! بعد می نشینید به امید کسی که
حداقل ساعت خوابش با شما یکی باشد
برای قدم اول، و بعد به موسیقی هایی بگوید خوب که واقعا خوب
باشند برای قدم دوم، و بعد بلد باشد روی تابلوی شریکی تان
روباه بکشد آنطور که خودتان بلد نیستید،
و حواسش باشد که چیپس هایی که تا شده اند و من صدایشان را
زیر دندان هایم دوست دارم را برایم جدا کند و بفهمد زندگی کردن به
همین سادگی ست!

به خدا زندگی کردن دقیقا به همین سادگی ست؛
زنده بودن اما خیلی سخت است،
زنده بودن سخت و تکراری ست، و "زندگی کردن" است که
این "زنده بودن" های اجباری را شیرین می کند!...

ولی مردم حوصله ی هم را ندارند، مردم اصرار دارند همان
کارهایی را بکنند که دیگران می کنند،
مردم اصرار دارند یکی را تور کنند برای تور و خُنچه و هلهله و قند و
شاباش و بعد هم بچه هایشان را دوست بدارند و هی صبح شود و
هی شب شود و هی به هم گیر بدهند و باز هی صبح شود و
هی شب شود،

مردم هیچ چیز جالب تری نمی خواهند، مردم عشق نمی خواهند!
و اصرار هم دارند که به من بگویند از روی ابرها بیا پایین و توی دنیای
واقعی زندگی کن تا کامروا باشی!
و آنقدر مرا ناواقعی می خوانند که چیزی نمانده بروم خودم خودم را
به دیوانه خانه ای جایی معرفی کنم بگویم هِی آقا یا خانم
پرستار یا دکتر، بیایید مرا معاینه کنید ببینید من دارم کجا زندگی می کنم!؟؟

همین روزها خودم هم دیگر حوصله ی خودم را نخواهم داشت...
همین که کتاب نمی خوانم که مبادا دلم بخواهد چند خط جالبش را
برایت بخوانم،
همین که از دانلود کردن موسیقی های جدید می ترسم که مبادا
خوب باشند و دلم پر بکشد برای شریک شدنشان با تو،
همین که دیگر به همین دلیل فیلم نمی بینم،
همین که دیگر به همین دلیل عکس نمی بینم،
همین ها یعنی مصداق ِ اصطلاح ِ دل و دماغ نداشتن!
همین ها یعنی دلت هیچ کجا نمی تپد،
نه توی سینه ی خودت و نه توی دست های کسی دیگر ...!

ببینم تو میدانی وقتی دلم نه توی سینه ام می تپد و نه
توی دست های تو، چه احساسی ست!؟؟
آنقدرها هم بد نیست، اما فقط زنده ای...
بی موسیقی، بی کتاب، بی فیلم، بی هیجان، بی سفر،
بی مسیج های شیطنت آمیز،
بی قهوه، بی آواز، بی جنگ و دعوا حتی
(که گاهی شیرین تر می کند آشتی های بعدش را)، بی بوسه،
بی آغوش، بی خیالپردازی، بی سلام، بی آن طرز ِ همیشگیِ
خداحافظی کردنت، بی "روز به خیر" ها،
بی قول و قرار، بی شوقِ خوانده شدن شعرها،
بی شوقِ دیده شدن عکس ها، بی شوقِ انتخاب رنگ ها که
آخرش هم نفهمیدیم زمینِ زیر پای شازده کوچولو را چه رنگی کنیم،
بی چیپس های تا شده،
بی "خوب بخوابی" ها، بی "عزیزم" صدا زدنِ کسی،
بی حرص خوردن از ترافیک هایی که دیرتر می رساند ام به تو،
بی تعجب از زود گذشتن زمان وقتی هستی،
بی کشفِ دوباره ی اختراعی به نام آسانسور،
بی کشفِ طراوتِ آویشن و لیموی تازه، بی دلتنگی،
بی حساسیت ها و حسادت هایمان حتی، بی همه چیز!...

وقتی دلت هیچ کجا نمی تپد و نه خودت معجزه ی خودت هستی و نه
"تو"یی معجزه ات می شود،
وقتی از دکمه ی save می ترسی،
وقتی تمام عکس ها را پاک می کنی،
وقتی تمام شماره ها را پاک می کنی،
وقتی تمام مسیج ها را پاک می کنی، آنقدرها هم بد نیست...

چارلز بوکوفسکی و "موسیقی آب گرم" اش را می دانی چرا دوست دارم؟
می گوید: شاعر به همان اندازه که ماشین تحریرش را لازم دارد،
غم اش را هم لازم دارد!...
من اگر نمی گذاشتی حواشی همه چیز را به گند بکشند،
از بی غمی ها هم بلد بودم بنویسم،
اما این پیرمرد لابد می دانسته که در غم نوشته ها زیباترند ...!


.

4 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
یک گوشه از شهر
دلی تنگ شده برایت!
باید باشی و ببینی...
اخبار برخی حوادث را اعلام نمی‌کند...
دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
نیمــnimaـــا
شبکه اجتماعی ایرانیان
نیمــnimaـــا

.


دستم را بر میدارم از روی تمام ماشه هایی که

با سر ِ من / سازگاری ندارند

آنقدر بزرگ شده ام که / تو روی آیینه بایستم

و هر چه از دهنم در می آید را / ... بی خیال شوم ....

و به همسایه هایی فکر کنم که از صدای آژیر آمبولانسی که در راه است

هر چه از دهنشان در می آید را به جنازه من /شلیک میکنند ...



هوای این روز های من آنقدر گرم است که دلم میخواهد

زنگ تمام دفترچه تلفنم را بزنم و در بروم

تا وقتی به جای خالی من فحش میدهند دلم / خنک شود....


میخواهم تا میتوانم

ده سالگی کنم برای بستن کروات خاطرات پدربزرگ خاک خورده ام

روی پاهایم بایستم و آنقدر بزرگ شده باشم

که چایم را تلخ بخورم

و قند هایش را به اسب های شهر بازی تعارف کنم ..


برای من که با گلدان های خالی و گلوله های پر زندگی میکند

نیم سایه های روی خصوصی ترین اتاق هم ارزشی ندارد

وقتی که میداند همیشه سایه ای زیر نیم سایه هاست.

تو از حال وهوای پنی سیلیین های کودکی خوب درک کرده ای

پانسمان از پس زخم زبان بر نمی آید

وقتی ایمان دارم تنهایی من تهوع آور است

بهتر است لباسم رسمی ام را بپوشم

و برای تمام مدعوین به انداره کافی / هوای آزاد / به جای بگذارم

و وصیت نامه ام را به خورد بچه موش های محترم دهم

که در تصمیم گیری های گروهی ، هیچ وقت مرا تنها نگذاشته اند .

و به جای بازیگر مورد علاقه ام

در آینه خیره شوم

و با صدای او بگویم

راستی آقای مقتول

شلیکتان / دارد سرد میشود ....



دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
فـــارانــــ
شبکه اجتماعی ایرانیان
فـــارانــــ


ای صبح، نه آبی نه سپیدیم هنوز

در شهر امید ، نا امیدیم هنوز

دیدی که چه کرد، دست شب با من و تو؟

در باز و به دنبال کلیدیم هنوز

2 دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
آدم های شب،
آدم های یک شهر دیگرند..
8 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
infodoorsam
شبکه اجتماعی ایرانیان
infodoorsam
درب ضد سرقت درسام به چندین نوع مختلف تقسیم بندی می شوند که این نوع تقسیم بندی بر اساس طراحی ظاهری درب های ضد سرقت می باشد. و اختلاف قیمت در ضد سرقت درسام نیز بر همین اساس می باشد. به طور مثال درب ضد سرقت سوپر برجسته درسام به دلیل مصرف زیاد متربال برای طراحی قاب های فوق برجسته قیمت بالاتری نسبت به انواع دیگر درب های ضد سرقت دارد. در بعضی از این موارد میزان برجستگی درب ضد سرقت به ۱۰ سانتی متر می رسد. نوع رویه درب ضد سرقت بر دو نوع می باشد اولین نوع MDF با روکش PVC کره ای می باشد که دارای تنوع و رال رنگ بیشتر از ۳۰ نمونه می باشد. و نوع دیگر درب های ضد سرقت MDF با روکش چوب طبیعی راش و ملچ می باشد که رنگ های چوبی پلی استری برای این نوع روکش ها برای درب ضد سرقت مورد استفاده قرار می گیرد. نوع دیگر دسته بندی درب ضد سرقت بر اساس میزان امنیت درب ضد سرقت می باشد.
به طوری کلی می توان انواع درب ضد سرقت را بر مبنای تولید داخل و خارجی تقسیم بندی کرد. البته باید بیان شود که انواع درب های ضدسرقت تولیدات داخلی را نمی توان کاملا ایرانی قلمداد کرد به دلیل اینکه حجم بالایی از مواد خام و حتی خط تولید از کشورهایی مانند ترکیه خریداری می شود. و به اصطلاح محصول درب های ضد سرقت تولید مشترک ایران و ترک نام گذاری می شود. واردات بسیاری از مواد اولیه برای خط تولید کارخانه درب ضد سرقت از کشور ترک صورت می گیرد. بهترین قفل ها نیز از همین کشور وارد ایران می شود و در بازار ایران به صورت برند تبدیل شده اند.
قیمت درب ضد سرقت
قیمت درب ضد سرقت بر مبنای عوامل و پارامترهای مختلفی تعیین می شود. اولین عامل در نرخ گذاری قیمت درب ضد سرقت ضخامت فلز مورد استفاده در درب های ضد سرقت تولید شده در کارخانجات ایران و خارج می باشد. درب ضد سرقت درسام دارای چهارچوب و اسکلت بندی فلزی داخلی می باشد که ضخامت ورق های فلزی مورد استفاده در چهارچوب 1.5 میلی متر می باشد. در ساختار درب ضد سرقت ضخامت چهارچوب و شاسی کشی فلزی داخل لنگه درب نیز عامل دیگر تاثیرگذاربر قیمت درب ضد سرقت می باشد. ضخامت درب ، کیفیت و نوع یرآق آلات مصرفی در داخل و روی درب ضد سرقت پارامتر دیگر متاثر در قیمت درب ضد سرقت می باشد. به طور مثال قیمت درب ضد سرقت با قفل های مولتی سیستم چهارده زبانه ترک بیشتر از قفل های هفت زبانه می باشد. بعضی از مشتریان تمایل دارند که از قفل های شب بند و روزبند نیز استفاده کنند که در ابتدا باید بیان شود که تولید این نوع درب های دست کم نیاز به دو هفته زمان برای تولید دارد و از طرف دیگر این نوع اکسسوری های دارای اضافه بها نیز می باشند. در برخی از پروژه ها کارفرما علاوه بر هزینه های خرید درب باید هزینه های دیگری نیز پرداخت کند. از جمله ی این موارد هزینه های حمل و نصب می باشد. معمولا شرکت ها هزینه های نصب اعلامی خود را تا پای پروژه می دانند و تعهدی در قبال ارسال و حمل درب به طبقات ندارند. مشتریان در هنگام قرارداد حتما باید منظور از حمل را از فروشنده جویا شوند که آیا این هزینه منظور هزینه حمل تا پروژه و حمل به طبقات است یا نه فقط هزینه تحویل سر پروژه بدون حمل به طبقات می باشد.
قیمت درب ضد سرقت متناسب با نوع فلز و نوع ورق و ضخامت ورقی که در داخل درب و چهارچوب فلزی مورد استفاده قرار می گیرد متفاوت است. بطور مثال قیمت درب ضد سرقت چینی به دلیل استفاده از ورق های هفت دهم میل قیمت بسیار پایین دارند. در برخی موارد هنگام نصب به دلیل ضخامت ورق بسیار پایین در هنگام جوشکاری ورق ذوب می شود. درب ضد سرقت ایرانی و درب ضد سرقت ترک به دلیل اینکه دارای ورق های فلزی با ضخامت های 1.5 و 1.25 میلی متر می باشند هم قیمت درب ضد سرقت بالاتری دارند و هم کیفیت بالاتر و مقاومت بالاتری در مقابل دیلم اندازی سارقان دارند. از طرف دیگر نوع چهارچوب فلزی، ضخامت چهارچوب فلزی درب ضد سرقت و نوع کلاف کشی داخلی در ضد سرقت از عوامل تاثیرگذار در قیمت درب ضد سرقت می باشد. از طرف دیگر باید توجه داشت که یرآق آلاتی مانند قفل چنگکی ، قفل اتوماتیک ، قفل های مولتی سیستم و پین های پشت لولا و دورآلومینیوم می تواند بر قیمت درب ضد سرقت تاثیر گذار باشند. علاوه بر هزینه های قیمت درب ضد سرقت ، در پروژه های بازسازی و تعویض درب قدیمی با درب جدید قیمت درب ضد سرقت به همراه نصب بالاتر می شود. کندن آکاردئون و سنک کف یا در موارد فرز و جداکردن چهارچوب قدیمی می تواند بر قیمت درب ضد سرقت تاثیر گذار باشد.
درب های ضد سرقت
استفاده از قفل های هفته و چهارده زبانه و استفاده از پیم های گاو صندقی با تعداد ۳ و ۵ و ۷ زبانه از دیگر مشخصه های درب های ضد سرقت درسام می باشد. از دیگر اکسسوری های درب های ضد سرقت نیز می توان از انواع مختلف درکوب و دستگیره و اضافه کردن شب بند به درب و همچنین وجود پاشنه و نیم پاشنه به درب اشاره کرد. چهارچوب درب های ضد سرقت درسام نیز به دو نوع کشویی و ساده تقسیم می شوند که برای ساختمان هایی که لقار متفاوت دارند می توانیم از چهارچوب کشویی استفاده کنیم. عرض چهارچوب درب های ضد سرقت درسام ۱۸ سانتی متر می باشد که این عدد در کاخانجات ایرانی مرسوم می باشد. یک تیپ از درب های ضد سرقت درسام قابلیت نصب بر روی چهارچوب فلزی معمولی را دارد که برای کسانی که تمایل به نصب درب های ضد سرقت بدون تخریب چهارچوب را دارند و از تخریب چهارچوب فلزی ابا دارند. بر روی چهارچوب نیز روکوب و تاج می تواند مورد استفاده قرار گیرد که روکوب و تاج از جنس خود رویه درب های می باشد و MDF روکش PVC می باشد. نوع روکوب نیز به دو نوع روکوب کشویی و ساده پیچی تقسیم می شود که نوع کشویی روکوب نصب راحتی دارد. نصب درب های ضد سرقت نیز توسط جوشکاری بر روی فریم انتظار انجام می شود. درب ضد سرقت ترک دارای ویژگی های خاصی نسبت به درب های تولید داخلی ایران می باشد. رویه های با کیفیت بالای درب ضد سرقت ترک مشخصه اصلی و بارز این نوع درب ها می باشد. درب ضد سرقت ترک به دو صورت پک وارداتی از ترکیه و مونتاژ ایران تولید می شود. در حقیقت درب ضد سرقت ترک مونتاژ ایران با وارداتی از ترکیه دارای اختلاف قیمت چشمگیری می باشند.
شرکت درسام
شرکت درسام با به کارگیری نیروهای متخصص و کارآمد در سالیان گذشته توانسته است بهترین خدمات و محصولات را برای مشتریان عزیز به ارمغان بیاورد. محصولات شرکت درسام شامل در ضد سرقت ، در ضد حریق ، درب داخلی ساختمانی از انواع HDF و MDF می باشد. این شرکت مدل های مختلف در ضد سرقت را در سالیان گذشته عرضه کرده است. فروش حرفه ای و نصاب های حرفه ای از مهمترین مزایای شرکت درسام می باشد. تقسیم بندی در ضد سرقت در شرکت درسام بر مبنای نوع روکش درب ضد سرقت و یرآق آلات تقسیم بندی می شود. در ضد حریق با تاییده سازمان آتش نشانی از دیگر محصولات شرکت درسام می باشد. در ضد حریق با تاییده سازمان آتش نشانی از ورق های مختلف فلزی گالوانیزه یا ورق های هیدروکربن استفاده می شود. مقاومت به حریق 120 دقیقه در برابر حرارت آتش مستقیم 800 درجه سانتی گراد از ویژگی های در ضد حریق فلزی درسام می باشد.
دستگیره های آنتی پنیک با سرتیفیکیت ULL و جک هیدرولیک از دیگر اکسسوری های درب ضد حریق درسام می باشد. شرکت درسام با حجم درب های دپو آماده بالا آماده هر گونه فروش به اقصی نقاط کشور می باشد. زمان تولید برای محصولات سفارشی متناسب با نوع درب تغییر پیدا می کند. زمان ساخت در ضد سرقت با ابعاد سفارشی 15 روز کاری و برای در ضد حریق درسام زمان تولید 14 روز کاری می باشد. ساخت درب داخلی نیز متناسب با نوع جنس انتخابی بین 10 تا 20 روز کاری زمان تولید می باشد. نصاب های حرفه ای شرکت درسام به صورت فیلد بندی شده می باشند و نصاب درب ضد حریق ، درب ضد سرقت و درب داخلی با هم متفاوت می باشد و نصب تمام این درب ها بصورت کاملا تخصصی انجام می شود. نصاب در ضد سرقت کارهای مرتبط با نصب از قبیل کندن چهارچوب فلزی در پروژه های بازسازی و تعویض درب قدیمی با درب ضد سرقت را انجام می دهند. در پروژه های بازسازی احتمال انجام شاخک گذاری فلزی و مصالح ریزی پشت چهارچوب در ضد سرقت وجود دارد که تمام این موارد توسط نصاب های حرفه ای انجام می شود. خرید اینترنتی و خرید آنلاین در ضد سرقت و در ضد حریق از دیگر مزایای شرکت درسام می باشد. در ضمن ارسال بار و بارگیری مستقیم برای تمام شهرهای ایران مقدور می باشد و ارسال بار یا توسط باربری و یا ارسال مستقیم بار انجام می شود. در صورت نیاز به خدمات نصب ، نصاب ها به شهرستان فرستاده می شوند و همه ی عوامل برای راحتی مشتریان فراهم شده است.
http://www.doorsam.ir/
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
B7D6C84A-9439-4C0D-8D21-348918B58FD0.jpeg


طمع از دوست نه این بود و،توقع نه چنین...

مکن ای دوست، که از دوست جفا نپسندند...

ما همانیم که بودیم و محبت باقیست...

ترک صحبت نکند دل که به مهر آکندند...

20 دیدگاه |
و 17 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♪♫♥بانوی درخشان آریایی♥♪♫
شبکه اجتماعی ایرانیان
♪♫♥بانوی درخشان آریایی♥♪♫
متن آهنگ مهراب بنام اول من : بهترین اهنگ دنیااا
.
آقای مهراب خانم ریحانه
بعد ۶ سال روبروی همدیگه قرار گرفتین
ولی قرار نیست بهم برسین
یه قرص برنج روی میزه
از این اتاق فقط یک نفر حق بیرون اومدن داره
یک دقیقه وقت دارین …
زودتر تصمیمتون رو بگیرین …
اگه یه روز یه قرص برنج باشه میونمون من اول میخورم
اگه یه تیغ به ما دو تا بدن بگن ببرید من اول میبرم
اگه یه اسلحه بزارن روی میز بگن فقط یکی من خودمو میزنم
اگه بالای یه ارتفاع باشیم من و تو، من اول میپرم
اگه بگن یکی باید بره از این شهر من اول میرما
اگه یه روز کنج بیمارستان مریض بشی من قلبم و میدما
اگه توی اتاق دوتایی باشیم بگن هوا کمه نفس نمیکشما
اگه خدا عمرا رو تقسیم بکنه تو جوون بمون من پیر میشما
اگه یه جا دعوا بشه سرت واینسا برو من کتکت میخورم
اگه توی صحرا یه لیوان آب باشه میون منو تو، من آب نمیخورم
اگه توی دریا طوفان به پا شه سنگین شه قایق من اول میپرم
اگه یه وقت حتی سر درد بگیری من سرمو به دیوار میزنم
اگه یه جایی دوتایی باشیم آتیش بگیره، بزار من بسوزم
اگه زیر آوار بمونیم ولم بکن برو ، بزار من بپوسم
اگه بگن یکی باید بمیره، بین شما دوتا، بزار من بمیرم
اگه به ما گفتن این طناب داره تو بش نگاه نکن
بزار من بگیرم …
2 دیدگاه |
و 15 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ