یافتن پست: #شیطان

مهسا
شبکه اجتماعی ایرانیان
مهسا

ادم به خداخیانت کرد

خداغم افرید....تنهایی افرید....بغض افرید..اماراضی نشد
کمی تامل کرد...انگاه عشق افریدنفس راحتی کشید
انتقامش راگرفته بودازادم
12 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
Negar_23102017_182025.png
11 دیدگاه |
و 17 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♬ ♪✿❦ヅ ملکه برفی نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

خیلی جالبه ۳علامت شیطان پرستی روی لباسی سیاه برای ایرانی ها.

۱-این دست دارای دو شست است.
۲-گل رز سفید
۳-چشم وسط دست
دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
armaghan
شبکه اجتماعی ایرانیان
armaghan
مهران شمس - 00:16 1392/06/15



سلام عسل بانوی من

خوبی عشق من؟

همیشه زیاد مینوشتی و خوب مینوشتی و منو شرمنده میکردی

ولی من اینقدر ها هم انشام خوب نیست و زیاد نامه نگاریهام تعریفی نداره

ولی میتونم با تمام جوهر وجودم تؤ یه کلمه از ته قلبم بهت بگم ارمغان زندگی من دوستت دارمو خواهم داشت و هیچ وقت فراموشت نمیکنم عشق من

میدونی تنهام آرزوم چیه؟ اینکه تؤ اون دنیا مال هم باشیم

اگه رفتی بهشت منم با خودت میبری عشق من؟ منو از بین اون همه حوری بهشت واسه خودت انتخاب میکنی که همیشه پیشت باشم؟ من که فکر نمیکنم برم بهشت اما اگه رفتم فقط تورو میخوام تورو عشق من

تو چی؟ قول میدی که مال تو باشم؟؟؟ حداقا تؤ اون دنیا؟

امیدوارم همیشه خوش باشی و منو به خاطر همه بدیهام ببخشی و حلالم کنی عشق من

منم همیشه برات دعا میکنم خانوم گل

ارمغان (armaghan13700731) در تاریخ 14 شهریور 1392 نوشته است :
سلام اقایی... خوبی؟

کی گفته که من تو رو فراموش کردم.اشتباه نکن... تو مرامم نیست فراموشی هنوز منو نشناختی

من کسی هستم که اگه دیگران کوچکترین محبتی بهم بکنن تا اخر عمرم هم فراموش نمیکنم.چه برسه به تو که تازه خیلیم بهت مدیونم...

من خوشحالم از اینکه تو این مدت با تو بودم .با تو احساس امنیت بیشتری میکردم. تو این فضا که واقعا وضعش خرابه ممنونم که تو این مدت ازم مواظبت کردی...معلوم نبود اگه با یکی دیگه غیر تو دوس میشدم چه بلایی سرم میومد .... خدا منو خیلی دوس داشته که تو رو سر راه من قرار داده...یا ادم امن با غیرت مهربون

من بخاطر با تو بودن ناراحت نیستم البته روزی که از تو خداحافظی کردم چون پیام دادن برا همه ازاد بود یکی بهم یه پیامی داد که یه لحظه با خودم فک کردم نکنه تو هم همین طوری که تو این پیامه نوشته . باشی....

ولی بعد گفتم نه به من ثابت شده که تو خیلی خوبی...و قصد سوئ استفاده و لذت از منو نداشتی.. .

ببخشید که بهت شک کردم.ببخشید که ناراحتت کردم.ببخشید که تو این مدت بخاطر من اذیت شدی...

من بیشتر ناراحت اینم که ما چرا خط قرمز دورمونو واسه هم شکستیم در حالی که هنوز نه به دار بو د نه به بار... هم تو هم من این اشتباهو کردیم...

من همش عذاب وجدان اینو دارم که باعث شدم گناه کنی ... خودم گنه کنم
حرفایی بینمون رد و بدل بشه که نه خدا راضی بودن نه ایمه ...شیطانم واسمون دست میزدو میگفت افرین ادامه بدین...ای خدا دشمن شاد شدیم

تو رو خدا منو ببخش که بخاطر من گناه کردی...
دیدگاه |
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
عکس-نوشته-های-رمانتیک-و-غمناک-2017-1.jpg
از باغ می برند چراغانیت کنند
تا کاج جشن های زمستانیت کنند

پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن ازچاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مبر به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانیت کنند

یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ایست که قربانی‌ات کنند


"فاضل نظری"
2 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
احمد رضایی
شبکه اجتماعی ایرانیان
احمد رضایی

بداهه ..

در آن وقتی که ترک گفتم نمازم را خدایم را
همان روزی که فهمیدم چه آمد بر سرِ دنیا
در آن محفل که تنها یاورم تنهایی و غم شد
از آن وقتی که شیطان همدمِ روزهای سختم شد
در آن روزی که دیگر هیچ چیزی هم نکرد شادم
به یاد وعده هایی که خدا میداد به آدم
به یاد روزگاری که خدا میپرسید احوالم
به ناگه چشمِ من تر شد مجدد یادش افتادم
دلم لرزید و شیطان را لعین کردم
دلم دانست با خود، با خدایم من چه ها کردم
زدم بر سر که یا رب بخششی فرما که شاید روزگار بر وفق ما گردد
ندا آمد که میدانم عاشق به محل عشق برمیگردد

دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
morgan
شبکه اجتماعی ایرانیان
morgan
فاجعه از جایی کلید خورد که جدایی، دوری و دوستی نام گرفت بوسه جایش را به احوال پرسی داد، هم آغوشی به خاطرات سپرده شده تا در تنهایی و دوری باران دیده شویم اینجا برزخ است من درست در چند کیلومتری بهشت تو، تو خدایی که از خر شیطان پیاده نمی شود
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
پرشن ایکسترا
شبکه اجتماعی ایرانیان
پرشن ایکسترا

چرا انسان ها از نظر ذهنی و سیستم تصمیم گیری دچار نقص هستند ؟ این نقص از کجا نشأت میگیرد ؟

یکی از سوألاتی که همیشه برای من پیش می آید این است که چرا انسان ها دچار نقص در تصمیم گیری هستند ؟ آیا اگر این نقص در تصمیم گیری برطرف میشد ، ما انسان های هوشمند تری نبودیم ؟ حتی شاید نه تنها تکنولوژی زمینی پیشرفت چشمگیری میکرد ، بلکه به محیط زیست هم آسیب نمیرساندیم .

ادامه مطلب در وب سایت پرشن ایکسترا ...


http://persianxtra.ir/2017/04/12/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%...%af/
دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
حتما بخون باحاله {-3d18-} {-3d18-}

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد بابک ...

پسرک خودش را جمع و جور کرد،سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت بله خانوم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش میزد،توی چشمان سیاه و مظلوم پسرک خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس، دفترتو سیاه و پاره نکن؟ ها!؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه میخام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم.
پسرک چونه لرزونش رو جمع کرد...
بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه اما...بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...
اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که از گلوش خون نیاد...
اونوقت میشه واسه خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه...
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یک دفتر بخره که من دفترای دادشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...
اونوقت قول میدم مشقامو...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخاند و گفت بنشین بابک عزیزم...
کاسه اشک چشم معلم روی گونه اش خالی شده بود،
گردنبند طلای خود را باز کرد و در دستان بابک گذاشت
و روی تخته سیاه نوشت:
زود قضاوت نکنید...


پسرک خنده شیطانی کرد و نشست ...
به خودش گفت چقدر اين معلم ساده است {-3d3-} {-3d3-} {-3d3-}

خاطره بابک زنجانی از اولین اختلاسش

- کلاس اول ابتدایی {-3d26-} {-3d26-} {-3d26-} {-3d26-} {-3d26-} {-3d26-} {-3d26-}
2 دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ