یافتن پست: #عادت

♫ ♬ ♪✿❦ヅمدیر ارشد نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪
شبکه اجتماعی ایرانیان
♫ ♬ ♪✿❦ヅمدیر ارشد نیلوفرانه ها✿❦ヅ ♫ ♬ ♪

"مهربان" بودن
مهمترین قسمت
" انسان "بودن است
این"دل" انسان است که اورا
"سعادتمند" و "ثروتمند"میکند

  • خبری که دانی که دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد .

گلستان سعدی
  • دیدگاه |
    و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    somayye
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    somayye

    ده فاکتور تشخیصی برای بررسی زیبایی در ایمپلنت

    ۱۰ فاکتور تشخیصی که برای زیبایی در دندانپزشکی ایمپلنت باید بررسی شود

    implant-b01.jpg
    ۱۰ معیار را می توان برای تعیین نمایی از ریسک زیبایی (Esthetic risk profile) مورد استفاده قرار داد. این معیارها به کلینیسین و بیمار کمک می کند تا احتمال دستیابی به نتایجی زیبا در طی درمان با ایمپلنت دندانی را تعیین کنند.
    انتظارات بیمار از درمان
    اخیراً آگاهی عمومی در مورد مزایای درمان با ایمپلنت های دندانی افزایش یافته که خود تأثیراتی مثبت و منفی بر درمان های کلینیکی روزانه داشته است. خوشبختانه، تعداد بیمارانی که خواستار درمان با ایمپلنت های دندانی هستند رو به افزایش است. ولی اغلب این بیماران در مورد روند این درمان آگاهی کافی ندارند. دسترسی به اینترنت به بیماران تحصیل کرده کمک کرده است تا متوجه شوند که ایمپلنت های دندانی چطور برای جایگزینی دندانهای از دست رفته استفاده می‌شوند. متأسفانه، این دانش می تواند به توقعات غیرمنطقی که تیم درمان قادر به برآورده کردن آنها نیست، منجر شود. بنابراین، تعیین خواسته های نهایی بیمار درطی جلسۀ مصاحبه ضروری می باشد. بحث در خصوص برنامۀ بازسازی دهان باید بر روی سه جنبۀ شکل، عملکرد و زیبایی متمرکز شود. گوشزد نمودن این موارد می تواند به بیمار در ایجاد نمای اولیه ریسک زیبایی و همچنین در پذیرش او کمک کند.
    شکل
    ارزیابی فضای رستوریتیو در رابطه با دندانهای مجاور یا مقابل، ضرورت انجام درمانهای ارتودنسی یا رستوریتیو قبل و یا در طول درمان با ایمپلنت را تعیین خواهد کرد. تجسم رستوریشن طراحی شده، اطلاعاتی را در خصوص میزان حمایت بافتهای نرم و سخت در دسترس قرار خواهد داد. انجام مراحل دندانی تأیید شده که شامل تهیۀ عکسها و واکس آپ های (Wax up) تشخیصی است برای این تجسم اهمیت دارد.
    عمل
    برای قرار دادن یک رستوریشن حمایت شونده توسط ایمپلنت در محیطی هماهنگ و فانکشنال، ارزیابی اکلوزال ضروری است. درمواردی که بی دندانی، طولانی مدت بود، رویش بیش از حد دندانهای مقابل به داخل فضای آزاد می تواند رستوریشن ایمپلنت (ها) را با مشکل مواجه ساد.
    واکس آپ های تشخیصی، طرحی برای تغییر موقعیت این دندانها ارائه کرده و اغلب انجام این واکس آپ ها در بررسی زیبایی قبل از درمان ضروری است.
    زیبایی
    انتظارات بیمار در خصوص زیبایی چیست؟ آیا این انتظارات واقع بینانه هستند؟ توجه بیمار، از به وجود آمدن نتایج ناامیدکننده در بیماران با توقعات زیبایی بالا جلوگیری می کند. چنین بیمارانی باید به عنوان بیماران با «ریسک زیبایی بالا (High esthetic risks» تلقی شوند.
    تعریف ناحیه زیبایی
    به هر قسمت دنتوآلوئولر که از نظر عینی (Objective) در لبخند کامل مشاهده می شود و از نظر ذهنی (Subjective) برای بیمار اهمیت زیبایی داشته باشد، ناحیۀ زیبایی گفته می شود.
    ۲- استعمال دخانیات
    هنگامی که احتمال موفقیت یک دوره درمان ایمپلنت ( کاشت دندان ) از نظر زیبایی تعیین می شود، باید مشکلات احتمالی ثانویه نسبت به عوامل موضعی و عمومی در نظر گرفته شوند. استعمال دخانیات می تواند آثار زیانباری بر روی مراحل پیوند، یکپارچگی ایمپلنت (Implant integration) یا سلامت طولانی مدت بافتهای اطراف ایمپلنت داشته باشد. مطالعات کلینیکی متعدد نشان می دهند استعمال دخانیات بر روی یکپارچگی کوتاه مدت و طولانی مدت ایمپلنت های دندانی تأثیر منفی دارد. بیمارانی که از دخانیات استفاده می کنند، باید آموزش داده شوند تا قبل از شروع درمان ایمپلنت، این عادت را ترک کنند. افرادی که زیاد سیگار می کشند (بیشتر از ۱۰ نخ در روز)، باید به عنوان «بیماران با ریسک زیبایی بالا» تلفی شوند.
    منبع : ایمپلنت تهران
    دیدگاه |
    اين ارسال را پسنديده است
    jahan
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    jahan

    ????سنگ سرد


    ????چوپانی عادت داشت تا در یک مکان معین زیر یک درخت بنشیند و گله گوسفندان را برای چرا در اطراف آنجا نگه دارد. زیر درخت سه قطعه سنگ بود که چوپان همیشه از آنها برای آتش درست کردن استفاده می‌کرد و برای خود چای آماده می‌کرد. هر بار که او آتشی میان سنگها می‌افروخت متوجه می‌شد که یکی از سنگها مادامی که آتش روشن است سرد است اما دلیل آن را نمی‌دانست.

    چند بار سعی کرد با عوض کردن جای سنگها چیزی دست‌گیرش شود اما همچنان در هر جایی که سنگ را قرار می‌داد سرد بود تا اینکه یک روز وسوسه شد تا از راز این سنگ آگاه شود. تیشه‌ای با خود برد و سنگ را به دو نیم کرد. آه از نهادش بر آمد. میان سنگ موجودی بسیار ریز مانند کرم زندگی می‌کرد. رو به آسمان کرد و خداوند را در حالی که اشک صورتش را پوشانده بود شکر کرد و گفت: «خدایا، ای مهربان، تو که برای کرمی این چنین می‌اندیشی و به فکر آرامش او هستی پس ببین برای من چه کرده‌ای و من هیچگاه سنگ وجودم را نشکستم تا مهر تو را به خود ببینم.»
    دیدگاه |
    و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    امين
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    امين

    ثانيه به ثانيه عمر را با لذت سپری کن
    در هر کار و هر حال
    کار ، تفريح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشاميدن، عشق ورزی، حرف زدن، سکوت و تفکر، رابطه، نيايش و....
    زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده
    مابه اشتباه اينگونه ميانديشيم:
    درسم تمام شود راحت شوم
    غذايم را بپزم راحت شوم
    اتاقم را تميز کنم راحت شوم
    بالاخره رسيدم.... راحت شدم
    اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم
    تمام شود که چه شود؟
    مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است....
    پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن....
    حتی هنگاميکه دستها را ميشوييم نيز ميتوانيم بالذت اينکار را انجام دهيم
    يکبار امتحان کنيد
    آب چه زيبا آرام پوست دستتان را نوازش ميکند
    به آب نگاه کنيد و لذت ببريد
    وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان ميايد...
    لذت باعث قدرتمند شدن ميشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس ميشود...
    لذت بردن هدف زندگی است
    تا ميتوانی همه کارها و فعاليت ها را با لذت همراه کن... حتی نفس کشيدن که کمترين فعاليت توست...
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ خوشبختی وﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ...!
    آری نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند...
    اما کمبود یا نبود اخلاق را، هیچ چهره ی زیبایی نمی تواند تکمیل کند...
    پایه و بنای شخصیت انسان ها بر
    رفتاروکردارشان میباشد، و زیباترین شخصیت ها متعلق به خوش اخلاق ترین انسان های دنیاست.
    دیدگاه |
    و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    †† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    †† پســــــــــرـــى بـــــــــإ طـــــــــعـــمـ د ـو ســــــیــب ††

    یا خوب میشه یا عادت میکنی
    از این دو حالت خارج نمیشه

    دیدگاه |
    و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    ♥بانوی درخشان آریایی♥
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    ♥بانوی درخشان آریایی♥
    زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

    بی پناهم، خسته ام،تنها
    بدادم میرسی ؟

    گرچه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام
    ضامن چشمان آهوها
    به دادم میرسی ؟

    ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند
    گنبدو گلدسته هایت را
    به دادم میرسی ؟

    من دخیل التماسم رابه چشمت بسته ام
    هشتمین دردانه زهرا
    به دادم میرسی ؟

    ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت
    حضرت ثامن الحجج " علی ابن موسی الرضا ع
    برعاشقانش مبااااااارک
    2 دیدگاه |
    و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    parnaz29
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    parnaz29
    زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟ بی پناهم،خسته ام،تنها بدادم میرسی ؟ گر چه آهونیستم اما پرازدلتنگی ام ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟ یاضامن آهو پیشاپیش ولادت باسعادت امام رضاع تبریک میگم
    دیدگاه |
    و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    احمد رضایی
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    احمد رضایی

    این چهار آقازاده !
    اکبرنبوی/7 مرداد96
    تاریخ انتشار : شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۹
    در لغت نامه ی مرحوم دهخدا در باره ی معنای آقازاده چنین نوشته شده: آقازاده . [ دَ / دِ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) زاده ٔ آقا. فرزند مردی بزرگ ، و بیشتر فرزندان سادات علوی و مجتهدین . در فرهنگ لغت زنده یاد دکتر معین هم اینگونه آمده است: آقا، فرزند مردی بزرگ ، فرزند سید، فرزند مجتهد.

    با این حال به نظر می رسد که آقازاده و آقازادگی در فرهنگ اجتماعی این سالهای ایران، معنای جدیدی پیدا کرده است: بهره بردن سیری ناپذیر از ویژه خواری (رانت) و امتیاز های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی. طلبکاری مداوم از مردم، تکبر و نخوت و فخرفروشی، خودحق پنداری و ... این معنای جدید از دلِ رفتار و منشِ فرزندان برخی از مسوولان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دینی متولد شده است.

    بسا مسوولانی که از صفت آقایی و بزرگی برخوردار نبوده اند، ولی فرزندان شان، با بهره بردن از نام و عنوان پدران خویش، مدال امتیازات ناحق بر گردن آویخته و تا توانسته اند به چپاول ثروت و کسب قدرت اجتماعی و سیاسی پرداخته اند.

    در چنین فضایی، چهارتن وجود دارند که آبروی هرچه آقازاده و آقازادگی است برده اند. این چهار تن عبارتند از : مصطفی، مجتبی، مسعود و میثم خامنه ای.

    این چهار آقازاده، نه به دنبال ویژه خواری و امتیازهای اقتصادی و اجتماعی هستند و نه به دنبال موقعیت ها و فرصت های سیاسی.

    صاحب منصبان و سرمایه داران بسیار زیادی در کشور وجود دارند که فقط منتظرند تا این آقازاده ها لب تر کنند تا هرچه بخواهند در اختیارشان قرار دهند، اما سالهاست که این چهار اقازاده، هیچ لبی تر نکرده اند و انگار آداب لب تر کردن را نمی دانند و اصلا در باغ آقازادگی و تغییرات شگفتی که در ارتباط با پدیده ی آقازادگی بوجود آمده، نیستند.

    من نمی دانم که چرا آنها از زندگی خوب و رفاه و حساب های بانکی چاق و چله و سفرهای دور ودراز به دور دنیا و ... گریزان اند و حکایت شان با اینهمه چیزهای خوب!!! شده است جن و بسم الله.

    از آنجا که این چهار تن فرزندان رهبر انقلاب اسلامی هستند، بی اعتنایی شان به انواع امتیازطلبی ها را باید به عنوان یک خسارت بزرگ ملی به حساب آورد!!! و لاجرم باید از سوی آقازاده های ویژه خوار به آنها هشدار و ضرب العجل داده شود تا دست از عادت ناپسند خود بردارند.

    آنها باید همانند بسیاری از آقازاده های نازنین که قدر ژن خوب و خون خوب و موقعیت های خوب و ... را می دانند، رفتار کنند، با سرمایه داران طرح دوستی بریزند، بیت المال را بیت الحال بدانند، از فرصت های طلایی برای چپاول و زد و بند بهترین بهره ها را ببرند و... در غیراینصورت باید در مجمع عمومی آقازاده های ویژه خواراز مقام آقازادگی خلع شوند و در کوی و برزن و در فضای رسانه ها جار بزنند که احدی حق ندارد که آنها را آقازاده بداند و بخواند.

    2 دیدگاه |
    اين ارسال را پسنديده اند
    احمد رضایی
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    احمد رضایی

    عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی
    عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی
    عجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تو
    دران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه می‌خوانی؟
    عجب حلوای قندی تو، امیر بی‌گزندی تو
    عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی
    عجبتر از عجایبها، خبیر از جمله غایبها
    امان اندر نواییها، به تدبیر، و دوا دانی
    ز حد بیرون به شیرینی، چو عقل کل بره بینی
    ز بی‌خشمی و بی‌کینی، به غفران خدا مانی
    زهی حسن خدایانه، چراغ و شمع هر خانه
    زهی استاد فرزانه، زهی خورشید ربانی
    زهی پربخش، این لنگان، زهی شادی دلتنگان
    همه شاهان چو سرهنگان غلامند، و توسلطانی
    به هر چیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیرد
    چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی
    یکی نیم جهان خندان، یکی نیم جهان گریان
    ازیرا شهد پیوندی، ازیرا زهر هجرانی
    دهان عشق می‌خندد، دو چشم عشق می‌گرید
    که حلوا سخت شیرینست و حلواییش پنهانی
    مروح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان را
    گلستان ساز زندان را، برین ارواح زندانی
    بدین مفتاح کآوردم، گشاده گر نشد مخزن
    کلیدی دیگرش سازم، به ترجیعش کنم روشن
    توی پای علم جانا، به لشکرگاه زیبایی
    که سلطان‌السلاطینی و خوبان جمله طغرایی
    حلاوت را تو بنیادی، که خوان عشق بنهادی
    کی سازد اینچنین حلوا جز آن استاد حلوایی؟!
    جهان را گر بسوزانی، فلک را گر بریزانی
    جهان راضیست و می‌داند که صد لونش بیارایی
    شکفتست این زمان گردون بریحانهای گوناگون
    زمین کف در حنی دارد، بدان شادی که می‌آیی
    بیا، پهلوی من بنشین، که خندیم از طرب پیشین
    که کان لذت و شادی، گرفت انوار بخشایی
    به اقبال چنین گلشن، بیاید نقد خندیدن
    تو خندان‌روتری یا من؟ کی باشم من؟ تو مولایی
    توی گلشن منم بلبل، تو حاصل بنده لایحصل
    بیا کافتاد صد غلغل، به پستی و به بالایی
    توی کامل منم ناقص، توی خالص منم مخلص
    توی سور و منم راقص، من اسفل تو معلایی
    چو تو آیی، بنامیزد، دوی از پیش برخیزد
    تصرفها فرو ریزد به مستی و به شیدایی
    تو ما باشی مها ما تو، ندانم که منم یا تو
    شکر هم تو، شکر خا تو، بخا، که خوش همی خایی
    وفادارست میعادت، توقف نیست در دادت
    عطا و بخشش شادت، نه نسیه‌ست و نه فردایی
    به ترجیع سوم یارا، مشرف کن دل ما را
    بگردان جام صهبا را، یکی کن جمله دلها را
    سلام علیک ای دهقان، در آن انبان چها داری؟
    چنین تنها چه می‌گردی؟ درین صحرا چه می‌کاری؟
    زهی سلطان زیبا خد، که هرکه روی تو بیند
    اگر کوه احد باشد، بپرد از سبکساری
    مرا گویی: « چه می‌گویی؟ » حدیث لطف و خوش خویی
    دل مهمان خود جویی، سر مستان خود خاری
    ایا ساقی قدوسی، گهی آیی به جاسوسی
    گهی رنجور را پرسی، گهی انگور افشاری
    گهی دامن براندازی، که بر تردامنان سازی
    گهی زینها بپردازی، کی داند در چه بازاری؟
    سلام علیک هر ساعت، بر آن قد و بر آن قامت
    بر آن دیدار چون ماهت، بر آن یغمای هشیاری
    سلام علیک مشتاقان! بر آن سلطان، بر آن خاقان
    سلام علیک بی‌پایان، بر آن کرسی جباری
    چه شاهست آن، چه شاهست آن؟ که شادی سپاهست آن
    چه ماهست آن؟ چه ماهست آن؟ برین ایوان زنگاری
    تو مهمانان نو را بین، برو دیگی بنه زرین
    بپز گر پروری داری، وگر خرگوش کهساری
    وگر نبود این و آن، برو خود را بکن قربان
    وگر قربان نگردی تو، یقین می‌دان که مرداری
    خمش باش و فسون کم خوان، نداری لذت مستان
    چرایی بی‌نمک ای جان، نه همسایهٔ نمکساری؟
    رسیدم در بیابانی، کزو رویند هستیها
    فرو بارد جزین مستی از آن اطراف مستیها

    دیدگاه |
    و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    صفحات: 1 2 3 4 5

    تفکیک

    جستجو برای
    نوع پست توسط در گروه تاریخ