مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
Amin-10-21
مهربون
1364-04-01
m - مجرد
اسلام
خوزستان
لیسانس
ورزشی
وزن: 86 - قد: 178
رفته ام
نمی کشم

بازدیدکننده

امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
ًیارو میره داروخونه می گه: آقا دیب دارین؟

کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟

یارو می گه: بابا دیب، دیب!

طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه.

ون میآد می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟

یارو می گه: دیب!

رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟
یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟

یارو می گه: آره بابا.

خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟

رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.

یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره.

فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست
.
رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره

دنبالش سری برش داره بیارتش!!!

می‌رن اون کارمنده رو میارن.

وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه: دیب!

کارمنده می گه: دیب؟

یارو: آره.

کارمنه می گه: همونی که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟

یارو با خوشحالی میگه: آره، آره ! همونه!!

کارمند میگه: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای!؟

همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد.

کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه کیسه نایلون مشکی و میاره می
ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟

کارمنده می گه: دیب!

می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟

می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!

رئیس شاکی می شه و میگه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم
دیب چیه؟

کارمنده می گه: تموم شد.

آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!

.

.
*دلم خنک شد، آخر نفهمیدی دیب چییه :))ببین یه پیشنهاد
بفرست واسه بقیه:))
دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
پنج ساعت پاي نت بودم هيچيم نشد تا کتابمو باز کردم...
کليه هام به کار افتاد
خوابم گرفت
گشنم شد
حالت تهوع گرفتم...
کم مونده بود سرطان بگيرم که زود کتابمو بستم????????????

والااااااا از سلامتيم که واجب تر نيست????????????????
دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
مثل شعر عاشقانه،خواندنت را دوست دارم
مهمان قلب من باش،ماندنت را دوست دارم
آسمان صاف و ساده،آبی ات را دوست دارم
دور از ابر سیاهی،نابیت را دوست دارم
نیمه ماهی،کنج شبها،دیدنت را دوست دارم
چون گل خوش رنگ و خوش بو،چیدنت را دوست دارم
من سلام گرم اما،ساده ات را دوست دارم
آن نگاه بر زمین افتاده ات را دوست دارم
چشمهای از وفا آکنده ات را دوست دارم
گل بخند آرام آرام خنده ات را دوست داذم
آنهمه بخشندگی،افتادگی را دوست دارم
تا تو هستی در کنارم زندگی را دوست دارم...
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
درس گرفتن از گذشته خوب است، اما زندگی کردن در گذشته، هدر دادن وقت است. برنامه‌ریزی برای آینده خوب است، اما زندگی کردن در آینده هم هدر دادن وقت است.
اگر درحال زندگی کنید، خوشبخت ترین و مفیدترین فرد خواهید بود
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
رفتیم خواستگاری. مامانم میگه:
پسرم نه ﺍﻫﻞ ﺩﻭﺩه...
ﻧﻪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭه...
ن مجازی میره...
ﻧﻪ ﻭﻟﮕﺮﺩه...
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﻭ ﻣﻬﻤﻮﻧﯿه...
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺎﺯﯾه...
نه اهل اون کارا...
نه اهل اینکارا...

پدره دختر گفت زمونه عوض شده
ما زن به آدم اسکل نمی دیم!!
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
دنیای عجیبی شده است . . .

برای دروغ هایمان ،

خدا را قسم میخوریم ،

و به حرف راست که میرسیم ؛

می شود جان ِ تــو…
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين
اعتبار آدمها،
به حضورشان نیست،
به دلهره ای است ڪه
در نبودنشان احساس می‌شود.
بعضی از نبودنها را
هیچ بودنی پر نمی‌کند ...
1 دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين

ی جاده خوشکل...

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين

طبیعت زیبا

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
امين
شبکه اجتماعی ایرانیان
امين

تصاویر بسیار زیبا

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات